… وحَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْكَ إِخْلَاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ- وَ أَطِيعُوا اللَّهَ فِيمَا أَمَرَكُمْ بِهِ وَ نَهَاكُمْ عَنْهُ فَإِنَّهُ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء.
حضرت زهرای مرضیه سلاماللهعلیها فرمودند: خداوند شرک را حرام نمود و حرّم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، این در واقع یک عملکردی از مخلوق است. زیرا خداوند در ربوبیت خودش مخلص است یعنی خداوند در خلقت اشیاء و حفاظت اشیاء و تغییراتی که در اشیاء میدهد که همان ربوبیت حضرت حق است و هیچ شریکی ندارد و امام، شرط توحید و خشیت الهی است.
آنچه در این مقاله خواهید خواند:
- حرمت شرک و توحید ربوبی
- امام، اصل دین
- توحید ربوبی
- عمل به حقیقت تقوا
- رعایت تقوا در حد توان
- شروط رسیدن به حقیقت تقوا
- درجهبندی تقوا در هر مکلف
- تقوای معصومین و تقوای امامزادگان پاک
- تفاوت ظرفیت و سطح تقوا
- بندگی، هدف بندگی
- خوف و خشیت
- علم حقیقی شرط خشیت الهی
- معرفت الهی
- خشیت منحصر به فرد معصومین
- علم حقیقی شرط خشیت الهی
- اتصال به امام شرط خشیت الهی
- معرفت به امام زمان، لازمۀ دفع شرک
- دوری مخالفان اهلبیت از خشیت الهی
حرمت شرک و توحید ربوبی
حضرت زهرای مرضیه سلاماللهعلیها فرمودند: خداوند شرک را حرام نمود و حرّم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه این درواقع یک عملکردی از مخلوق است زیرا خداوند در ربوبیت خودش مخلص است یعنی خداوند در خلقت اشیاء و حفاظت اشیاء و تغییراتی که در اشیاء میدهد که همان ربوبیت حضرت حق است و هیچ شریکی ندارد. چه مردم این را باور کنند و چه مردم این را باور نکنند مانند توحید پروردگار اگر خداوند هیچ چیز را نمیآفرید کان الله و لم یکن معه شی پروردگار بود و پروردگار بود. آیا خدا واحد و احد بود یا نه؟! بله بود واحدیت و احدیت حضرت حق هیچ ارتباطی با بودن یا نبودن مخلوق ندارد.
امام، اصل دین
می گویند اصول دین پنج بود دانستنش گنج بود و اول اصول دین توحید است میگوییم توحید یعنی چه میگویند یعنی یگانگی خدا خب یگانگی خدا چه ما باشیم و نباشیم هست بله اقرار به توحید مال ماست خودمان را در مسیر توحید خدا قرار دهیم مال ماست و این هم بدون امام حاصل نمیشود بنابراین اگر بخواهیم این تعبیر اصول دین را داشته باشیم که ما این تعبیر را نداریم اصول دین امام است. فرقش هم در شعاع امام است یعنی تمام دین میشود حقیقت امام هر چه غیر از امام است میشود فرع ولی این فرع با آن فرعی که در ذهن برخی است متفاوت است. زیرا در ذهن برخی این است که فرع یعنی اصلی نیست نه این فرع با آن فرع فرق میکند.
یعنی انشعاب یعنی شعاع و همه اینها مهم است خداوند شرک را حرام کرد در ربوبیت پروردگار. ما نباید به خدا شریکی قائل شویم و اینجا جوانب زیادی دارد شرک در عبادت هست شرک در طاعت است شرک در توسل است شرک در استعانت هست و شرکها زیاد است. ولی چون توضیح اینها زیاد است میخواهم قدر جامعی بدهم یعنی هرطور رفتار و عملکرد یا عقیدهای که ربوبیت خالص حضرت حق را مخدوش کند شرک است. این ملاک است ولی مواردش بسیار زیاد است هم شرک جلی و هم شرک خفی.
توحید ربوبی
آن چیزی که الآن بشود در توضیح این عبارت گفت این است که ما باید معتقد شویم که کارها دست اوست همه چیز دست اوست و هرچه در دنیا هم رخ میدهد مصنوع اوست ولو فعل خداوند نباشد الان من دستم را حرکت می دهم فعل من است ولی مصنوع اوست شخصی نماز میخواند فعل اوست لذا چون مختار هم هست به او ثواب می دهند ولی مصنوع پروردگار است یا شخصی دزدی میکند و دزدی فعل اوست. لذا دستش هم قطع میشود اما در عین حال مصنوع رب العالمین است اگر چیزی در عالم واقع شود چه خیر باشد چه شر و شما بگویید مصنوع خدا نیست ربوبیت خدا را بهم زدهاید یعنی چیزی در عالم واقع شده است و او مصنوع پروردگار و مخلوق پروردگار نیست این ربوبیت پروردگار را رد کرده است لذا در روایات هم کاملاً تصریح شده است هم ادله به اینجا میرسد که هرکسی کاری انجام میدهد چه خیر و چه شر ولی مصنوع و مخلوق پروردگار است.
اذن خدا به معنای کار خدا نیست خبیثی که در حرم بمب میگذارد این فعل خدا نیست فعل آن شخص است. ولی در عین حال تا اذن خدا نباشد چیزی واقع نمیشود فعل آن شخص است حضرت زینب سلاماللهعلیها وقتی یزید لعنةاللهعلیه گفت قاتل حسین بن علی علیهالسلام خداست و فعل را به پروردگار نسبت داد حضرت زینب سلاماللهعلیها فرمودند نه تو کشتی ولی تحت اراده پروردگار بوده است و ما به آنچه خدا اراده میکند راضی هستیم فعل فعل توست.
عمل به حقیقت تقوا
آخرین جمله حضرت زهرا سلاماللهعلیها در این فراز این است که فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الاّ و انتم مسلمون فرمودند خدا را آنطور که شایسته است پرهیز کنید از خشم خداوند دوری کنید و نمیرید مگر اینکه مسلمان بمیرید و این از آن آیاتی است که واقعاً مشکل است وقتی هم که این آیه نازل شد مسلمانان گفتند ما هلاک شدیم چه کسی می تواند حق تقاه خدا را انجام دهد آن طوری که شایسته است از خشم خدا از ناراحتی خدا از عذاب خدا از دوری از رحمت خدا پرهیز کنید و این خیلی سنگین است.
رعایت تقوا در حد توان
بعضی روایات داریم که امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند فقط رسول خدا صلیاللهعلیهوآله توانستند به این آیه عمل کنند اهلبیت علیهمالسلام می توانند به این آیه عمل کنند بله ما آیات دیگری هم داریم در سوره تغابن آیهای است که بیان میشود فاتقوا الله ما استطعتم و این آیه به انسان آرامش میدهد اینکه خدا را پروا کنید و تقوا داشته باشیم حق تقاته این خیلی سنگین است اما وقتی گفته میشود فاتقوا الله ما استطعتم به مقداری که توان دارید پروا کنید بالاخره اگر یک مقداری حواسشان را جمع کنند توانشان مشخص است به مقدار توانشان باید ملاحظه کنند.
شروط رسیدن به حقیقت تقوا
اگر کسی بخواهد واقعاً آن طوری که شایسته حضرت حق است با خداوند رفتار کند باید سه کار انجام دهد یک اطاعت کند و هرگز معصیت نکند حق تقاته یعنی این یطاع و لایعصی خداوند را اطاعت کند و گناه هم نداشته باشد و این کار معصومین است. دوم اینکه همیشه متوجه حضرت حق باشد و نسیان نداشته باشد. سوم اینکه نعمت های حضرت حق را سپاس بگویید و کفران و ناشکری نداشته باشد و این میشود عمل به این آیه از قرآن.
هر کدام را نگاه میکنیم میبینیم که کار ما نیست حق تقاته کار سنگینی است کسی ادعا کند که من در تمام عمرم متوجه به پروردگار بودم و غفلت نداشتم این کار امیرالمومنین علیهالسلام است کسی بگوید هرچه نعمتی خدا به من داده است در مقابلش فقط شکر بوده است و من کفران نعمت نداشتهام و اسراف و کم شکری و نا شکری نکردم هیچ وقت در دلم گلهای از پروردگار نیامده است هیچ وقت به زبانم جملهای که گله از پروردگار باشد جاری نشده است و این کار رسول مقدّس اسلام است.
خیلی سنگین است اگر کسی معنای حق تقاته را بفهمد میفهمد که کار بسیار سنگین است خب چرا خطاب میشود برخی معتقد هستند که آن آیه این آیه را نسخ کرده است و راحت شدند روایت هم داریم ولی روایتش خیلی واضح نیست که مراد نسخ مراتب است یا نسخ اصلش است بعضی گفتهاند آن آیه فاتقوا الله ماستطعتم ناسخ آیه فاتقوا الله حق تقاته است که باید در علوم قرآنی پیگیری شود اگر آیه ای نازل شود و در توان مردم نباشد اصل نزولش اشکال دارد و حکیمانه نیست.
باید حداقل در توان عدهای باشد یا باید از اول بگوییم این آیه در خصوص اهلبیت علیهمالسلام است و آیه ای که در سوره تغابن است مربوط به همه است. اما اینها همه فرض است وقتی سراغ سخنان معصومین می رویم میبینیم که جریان این نیست اصلاً این نیست حضرت زهرا سلاماللهعلیها خطاب به کسانی که آنجا جمع هستند مهاجرین و انصار آیه قرآن میخوانند ولی خطاب به آن هاست فاتقوا الله حق تقاته چطور نسخ شده است و یا در خصوص اهلبیت علیهمالسلام است سه ماه یا چهار ماه قبل در خطابه غدیر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند من علی بن ابی طالب علیهالسلام را به امر پروردگار در جای خود نصب کردم و شما هم باید بپذیرید و واضح هم گفتم شما هم فهمیدید و وظیفهام را انجام دادم وما علی الرسول الا البلاغ المبین. بعد بلافاصله فرمودند فاتقوا الله حق تقاته تقوا داشته باشید.
درجهبندی تقوا در هر مکلف
لذا اینکه این آیه را ما خاص اهلبیت علیهمالسلام بگذاریم با خود لسان معصومین سازگار نیست بله این روایت داریم ما عمل کردیم معنایش این نیست که خاص ماست خیلی آیات اینچنین است که من عمل کردهام شما عمل نکردید یا شما عمل کردید من عمل نکردم. اینکه دلیل خاص بودن نمیشود این آیه خطاب به همه مومنین بیان میکند که خداوند را آن طوری که حقیقتش است و شایسته و بایسته است باید پروا کنید و از خشمش دوری کنید و در توان همه ما هست ما کم طاقتی میکنیم و انجام نمیدهیم بحث دیگری است.
اما در توان همه بودن به معنای این نیست که همه در این جریان یکسان هستند الآن سی سال از عمر ما گذشته است تمامش هم تذکر است امیرالمومنین علیهالسلام هم در سی سال تمامش تذکر بوده است همه اینها تذکر است اما این کجا و آن کجا ما نعمت های خدا را شکرگذاری کردیم رسول خدا هم شکرگذاری کردند اما این شکرگذاری کجا و آن شکر گذاری کجا یکسانی درکار نیست شاید بعضی از افراد باشند که بتوان نام برد که اینها در اندازه خودشان به این آیه عمل کردند مثل حضرت زینب سلاماللهعلیها مثل حضرت ابالفضل علیهالسلام کسی جرائت دارد که بگوید حضرت ابالفضل به این آیه عمل نکردند. ولی در توان خودشان آن آیه این آیه را توضیح میدهد که فاتقوا الله ما استطعتم به اندازه استطاعتتان خداوند را آن طوری که شایسته است پروا کنید.
تقوای معصومین و تقوای امامزادگان پاک
حضرت علی اکبر در طول عمرشان گناه نکردند اصلاً در این طور شخصیت و مقامی آدم به ذهنش هم نمی زند که به این ایه عمل نکرده باشند خب امیرالمومنین هم که قطعاً به این آیه عمل کردند اما شدت اینها یکسان نیست سطح اینها هم یکسان نیست اما آن آیه این آیه را توضیح میدهد آنها گفتند ما هلاک شدیم حضرت حق می فرماید شما هلاک نشدید لازم نیست مثل امیرالمومنین و رسول خدا باشید به اندازه خودتان به اندازه توانی که خدا به شما داده شما میتوانید به این آیه در سطح خودتان عمل کنید هرکس یه اندازهای دارد ما نماز میخوانیم به این آیه عمل میکنیم.
تفاوت ظرفیت و سطح تقوا
حضرت زهرای مرضیه هم نماز میخوانند به این آیه عمل میکنند هر دو نماز هم با توجه است اما این توجه کجا و آن توجه کجا این عبادت کجا و آن عبادت کجا هیچکس نمیتواند در سطح اهلبیت علیهمالسلام قرار بگیرد این را باید همه بدانند حالا صوفیه میگویند ما از انبیا جلو زدیم. بایزید میگوید روز قیامت همه انبیا پشت سر من حرکت میکنند حتّی رسول خدا را استثناء نمیکند. از این حرفها زیاد زدند و روز قیامت باید جواب دهند وقتی ادعای خدایی میکنند طبیعتاً از انبیا جلوتر هستند وقتی میگوید من ذوب پروردگارم و خودم خدام طبیعتاً از همه پیامبران جلوتر است اما چرا پیامبران ذوب نشدند تا خدا شوند!
لذا حضرت زهرای مرضیه در آخر این مواردی که احکام را با علّت های آن ذکر کردند فرمودند فاتقوا الله حق تقاته ولا تموتن الا و انتم مسلمون و بعد جملهای فرمودند که کاملاً فاتقوا الله حق تقاته را توضیح میدهد فرمودند که خداوند را کاملاً با تمام حقیقتتان با تمام وجودتان و با تمام توانتان پروا کنید پروا کنید از خشم خدا و از دوری رحمت خدا کسی که یک مکروهی انجام دهد به این آیه عمل نکرده. چون اگر همان را انجام نمیداد رحمت خدا شمالش بود. مثلاً کسی بین الطلوعین بخوابد چون بین الطلوعین دو جنبه دارد بیداریش به عبادت مستحب است و خوابش مکروه است دو جنبه دارد شما اگر بعد نماز تسبیحات حضرت زهرای مرضیه را بخوانید مستحب است و ترکش مباح است یا تعقیبات نماز صبح یا ظهر مستحب است ولی اگر ترک کند کسی نمیگوید که تو مکروه انجام دادهای.
اما بین الطلوعین اینگونه نیست بخوابد مکروه است و بیداریش مستحب است. لذا اگر کسی خوابید به این آیه عمل نکرده و اگر عبادت کرد به این آیه عمل کرده است. ولی ما استطعتم به مقدار خودش امیرالمومنین علیهالسلام هم بین الطلوعین بیدار بودند ما هم بیداریم اصلاً اینها را با هم دیگر نمیتوان قیاس کرد آن توان و استطاعتی که در رسول خدا و اهلبیت علیهمالسلام است خداوند در هیچ کسی نگذاشته است خود وحی دریافتش ظرفیت و استطاعت میخواهد.
روایات ما به طور واضح بیان میکند جبرئیل حامل وحی بود سنگینی وحی را به او نمیسپردند تحمّل نمیکرد جبرئیل با این عظمتش پس ظرفیت رسول خدا و امیر المومنین و حضرت زهرا سلام الله علیهم بالاترین ظرفیت مخلوقی جهان است دریافتی که آنها دارند توجهای که آنها دراند در حدی است که کسی نزدیک آنها هم نمیشود اما میتوانیم شبیه شویم یعنی اگر نماز امشبمان بهتر از نماز دیشب بود به نماز امیرالمومنین علیهالسلام شبیهتر شدهایم ولی باز هم به او نزدیک هم نشدیم وقتی گفته میشود لا یقاس بنا احد در هم جهت است در مناصب است در مقامات است در حالات است در رشد است در سرعت است در شفاعت است در هر جهتی لایقاس بنا احد هیچ کسی را نمیشود با آنها مقایسه کرد.
بندگی، هدف بندگی
بعد حضرت زهرا سلاماللهعلیها فرمودند :
وَ حَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْكَ إِخْلَاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ فَ اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ- وَ أَطِيعُوا اللَّهَ فِيمَا أَمَرَكُمْ بِهِ وَ نَهَاكُمْ عَنْهُ فَإِنَّهُ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء[1]
و این جمله توضیح همین آیه است کسی بپرسد فاتقوا الله حق تقاته را چه کنیم میگوییم هرچه را خدا امر کرده اطاعت کنید هرچه را نهی کرده است ترک کنیم. برخی میخواهند برسند به کجا میخواهید برسید آنچه که خداوند و رسول خدا و قرآن و اهلبیت امر کرده است اطاعت کنیم و آنچه نهی کرده است ترکش کنیم. بعضی دنبال طی الارض هستند چرا دنبالش هستی میبینیم ریشهاش نفس است یا کاسبی است فلان ذکر ها را بگوید تا از جریاناتی مطلع شود چرا می خواهی مطلع شوی برای چه دنبالش هستی بندگی میخواهی این هم بندگی شما دستورات را انجام بده آن وقت خداوند صلاح ببیند آنچه که لازم باشد به تو میدهد طی الارض را هم بخواهد میدهد بخواهد هم نمیدهد برخی با خود میگویند طی الارض را برای کربلا میخواهم بعد میبینیم در واقع طی الارض را برای خود طی الارض میخواهند.
فقط بندگی برای بندگی مطلوب است. بله! خداوند ارباب است هر وقت صلاح ببیند آن چیزی که در استعداد ما است و باعث عقب گرده ما نمیشود میدهد الآن نماز شب را خدا به برخی بدهد باعث عقب گرد آنها میشود و جلو نمیروند دو شب نماز شب بخواند من مثلی میگوید که جوانهای مردم گناه میکنند من نماز شب میخوانم و عقب میرود. لذا خداوند به او نمی دهد الآن حضرت حق یکی از علوم سنگینش را به ما بدهد میگوییم من مثلی و متکبر می شویم اما اگر با عبادت و بندگی و توسل ظرفیتش برسد و وقت خودش خداوند به او بدهد باعث رشدش میشود میرود جای فلان استاد تا با فلان ذکر فلان جریان حاصل شود اما چون ظرفیتش را ندارد بیچاره میشود میبیند پشت دیوار را میبیند یا ذهن ها را میخواند میبیند باری را حمل میکند که توان حملش را ندارد.
همانی که اهلبیت علیهمالسلام گفتند باید عمل شود این هایی که از پیش خودشان طلسماتی دارند یا با اسماء الله نتایجی میگیرند تبعیت نشود و معلوم نیست عاقبت به خیر شویم اینها از جهات مختلف مشکل دارند چون اینها عدد هایی دارند یک جا را درست میکنند و در جایی خلا ایجاد میکنند و انسان را به سقوط می رساند ظرفیتش با عبادت حاصل میشود همانی که دستور دادند مسائل شرعی و اخلاقی رعایت شود مسائل اعتقادی دقیقاً باید طبق فرمول اهلبیت علیهمالسلام رعایت کند به موقع خودش آنچه خداوند صلاح بداند را میدهد و این رشد است سقوط نیست اما برخی عجله می کنند.
خوف و خشیت
حضرت زهرا سلاماللهعلیها فرمودند اطیعوا الله فیما امرکم به و هرچه را نهی کرده دست بردارید. فرموده گناه نکنید مکروهات را ترک کنیم چشم فانه یخشی الله من عباده العلماء ما خوف داریم و خشیت داریم خوف از مقام خداست و امامن خاف مقام ربّه میدانیم که خدا قاضی القضاه است هم قاضی است و هم شاهد از مقام قضاوت خدا می ترسد این خوب است و صفت مومن است شما پروندتان دست برادرتان که قاضی است رسیده است و اهل پارتی هم نیست با شما هم مهربان است اما میدانید این شخص طبق همان دستور خدا حکم میکند از قضاوتش می ترسید این خوف است. لذا آنچه در معمول مردم حاصل میشود خوف است از جهنم و عذابهایی که هست و لازم است و مومن باید خائف باشد. اما چیزی که خیلی مهم است و به افراد خاصی دست میدهد که علم توحید در وجودشان رخنه کرده باشد خشیت است. انمّا هم دارد و انما برای حصر است فقط علما خشیت دارند.
علم حقیقی شرط خشیت الهی
این علم فیزیک و شیمی نیست علم معرفت خداست گرچه اگر به عمق هر علمی برسد به همان معرفت الله هم میرسد خشیت الله چیست اگر کسی با چشم دلش حضرت حق را ببیند این معرفت الله و رویت قلبی باعث خشیت میشود فرض کنید خداوند جهنم و حساب و کتاب ندارد و هر کس هم گناه کند خداوند با او کاری ندارد فرض کنید فقط آن رویت قلبی با چشم دل که حضرت حق را ببیند آن عظمت و هیبت پروردگار او را خاشع میکند در مقابل آن عظمت خشوع پیدا میکند این خشیت الهی است. بنابراین اگر بخواهیم کلمه علم را به کار ببریم و تقسیم بکنیم باید بگوییم علم به مقام پروردگار نتیجهاش خوف است.
معرفت الهی
علم به پروردگار خشیت است و آنچه ما لازم داریم و بالاترین جریان است خشیت است و خشیت را هم گفتیم فقط با معرفت الله حاصل میشود و رویت قلبی جز از طریق امام زمان علیهالسلام حاصل نمیشود چون معرفت الله مخلوق است و خداوند جایی جز قلب اما قرار نداده است السلام علیکم یا محال معرفت الله اگر کسی وصل شود قلبش به قلب امام زمان به مقداری که وصلش شده است و قلبش توسعه دارد از آن معرفت الله برایش میریزند و به همان مقدار برای خداوند از درونش خاشع میشود و این خشوع درونی است و احساس میکند صرف نظر از اینکه خداوند عذاب میکند یا نمیکند مومن همه اینها را دارد. زیرا خداوند قضاوت میکند و باید خوف داشته باشد.
اگر کسی از مقام پروردگار خوف نداشته باشد مشکل دارد اما آن چیزی که اصل و اساس و ریشه است خشیت الله است و در اثر معرفت الله است و آن هیبت و عظمت را در قلبش احساس میکند و در مقابل آن عظمت خیلی خاضع و خاشع میشود.
خشیت منحصر به فرد معصومین
امیرالمومنین علیهالسلام گاهی در نمازها غش میکردند و این خشیت الله است عدهای میگفتند مگر جای شما بهشت نیست حضرت می فرمودند آری. به امام سجاد علیهالسلام بارها گفتند مگر به شما وعده بهشت داده نشده اصلاً بهشت برای شما خلقت شده است حضرت فرمودند آری؛ ولی ما خشیت پروردگار داریم یعنی آن معرفتی که در قلب امام است چنان خشیت ایجاد میکند که در مقابل خدا بلرزند در عبارتها داریم که حضرت زهرا سلاماللهعلیها وقتی نماز میخواندند در مقابل پروردگار از خشیت خدا تمام بندبند وجودشان از هم جدا میشد.
اینها را ما حس نمیکنیم و خداوند به ملائکه خود خطاب کرد که حبیبه من را ببینید که از خشیت من چگونه نماز میخواند و از خشیت من چگونه در مقابل عظمت من خضوع میکند اینها را ما بهش نمیرسیم مگر این خدا بخواهد چندین میلیارد میلیارد سال در بهشت به اینجا برسیم و اهلبیت علیهمالسلام که ساکن نیستند آنها چنیدین هزار سال نوری جلوتر رفتند باز هم به آنها نمیرسیم.
روایت داریم که وقتی حضرت زهرا سلاماللهعلیها نماز می خواندند از خشیت خدا بند بند وجودشان داشت جدا میشد عبارت آمده است که حضرت زهرای مرضیه آنقدر در عبادت خدا می ایستادند که قدم هایشان ورم میکرد برخی طوری نماز میخوانند که بیشتر توهین به پروردگار است جوانی تند تند در محضر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نماز میخواند حضرت فرمودند نقر کنقر غراب آنقدر سریع مانند کلاغ یک نک زدنی مانند نک زدن کلاغ که معلوم میشود در قلبش هیچ خشیتی نیست بعد فرمودند اگر این جوان به همین حالت بمیرد لمات علی غیر دینی به دین من نمرده است جسارت میکنند مانند اینکه برخی دو رکعت نماز خواندند خیال میکنند به خدا لطف کردهاند و طلبکار هستند.
آنچه که ما باید دنبالش باشیم خشیت الله است و خشیت الله حاصل نمیشود الاّ به معرفت الله و معرفت الله حاصل نمیشود الا به اتصال به امام زمان لذا اگر بخواهیم واقعاً منبر برویم و کتاب بنویسیم و تبلیغ کنیم آنچه باید مردم را به آن دعوت کنیم امام زمان است عملاً این است تمام زهاد و کاسب ها و دیگران فقط باید امام زمان علیهالسلام را معرفی کنیم بکم فتح الله و بکم یختم اگر تمام چیزها را یاد دهیم حتّی خوف هم پیدا کند ولی ما نتوانیم به او امام را معرفی کنیم و قلبش به قلب امام وصل شود ما هیچ کاری نکردیم.
اتصال به امام شرط خشیت الهی
الآن در میان مخالفین هستند در نماز گریه میکنند ولی خوف خدا ندارند چون قلبش به قلب امام وصل نیست در میان بنی اسرائیل رهبانی بودند که خوف داشتند اما حضرت عیسی را نپذیرفتند و خدا خشیت الله را به آنها نداد گریه هم میکند که قیامتی است و از حساب هم میترسد اما سر سوزنی خشیت الله در قلب او وجود ندارد چون وصل به امام زمانش نیست من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته الجاهلیه کسی بمیرد و امام زمانش را نشناسد این به مرگ مشرک از دنیا رفته است شاید علم به پروردگار داشته باشد ولی معرفت الله نیست.
شیطان هم میداند خدا هست ولی این معرفت الله نیست شیطان هم میداند که خدا قادر است اما اینها علم است و معرفت الله نیست معرفت الله فقط رویت الله است و رویت الله فقط در قلب رسول خدا و امام است وکسی وصل نشود به قلب حجت زمان به ائمه قبل هم وصل نمیشود به رسول خدا هم نمیرسد و قطع میشود حتّی یک امام را قبول نداشته باشد و قطع شود قطع شده است میگوید بلاخره ما چهار امام را قبول داریم مانند زیدیها یا هفت امام مانند واقفیها یا هشت امام مانند کرخیها بالاخره معرفت اللهی حاصل میشود؟! نه! اگر یک امام که حق باشد را قبول نداشته باشد معرفت الله حاصل نمیشود.
مثلاً بگوید امام زمان را قبول ندارم به امام عسکری وصل نمیشود به امام هادی تا به رسول خدا تا به عرش ولوح و قلم و به چنین فردی معرفت الله و خشیت الله داده نمیشود و اگر گریه هم میکند خوف است. اگر ناله می زند خوف است. خشیت الله به او نمی دهند خشیت الله از طریق امام به قلب ها داده میشود لذا امام رضا علیهالسلام فرمودند اگر کسی یکی از ما را انکار کند کمن انکر الجمیع گویا همه ما را انکار کرده است معرفت الله حاصل نمیشود و اگر حاصل نشود مشرک است. زیرا معرفت الله شرک را دور میکند.
معرفت به امام زمان، لازمۀ دفع شرک
حضرت زهرا سلاماللهعلیها فرمودند خداوند شرک را حرام کرد تا اخلاص به ربوبیت حاصل شود تحقق خارجیش همین است که امام زمانش را بشناسد و با قلبش و وجودش به امام وصل شود و معرفت الله که خدا به رسول خدا داده و از ایشان به امیرالمومنین و اهلبیت علیهمالسلام جاری شده و امروز هم در حجت خداست آن جاری میشود به قلب ما در غدیر خدا رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند النور من الله نور از جانب خداست مسلوک فیّ در من ریخته شده ثم فی علی ثم فی نسل منه الی المهدی علیهالسلام به همین مضمون همان معرفت الهی که در من ریخته شد میرود در یک یک اهلبیت علیهمالسلام تا امام زمان از آنجا جاری است چه از آن طرف قطع شود چه از این طرف اگر قطع شود تمام است اتصال پیدا نمیشود. لذا برخی میگویند آنها نماز میخوانند و روزه میگیرند و حج می روند اولاً نماز و روزههای که تحت ولایت نباشد نماز و روزه نیست و برایش فایده ای ندارد. نه اینکه نمازش درست است ولی قبول نیست! این بی خود است. نه اینکه تکلیف را انجام داده ولی ثواب ندارد اصلاً واقع نشده است. اصلاً اتفاقی نیافتاده نماز بدون ولایت واقع نشده است. حال خداوند چه رفتاری میکند بحث دیگری است.
ما میگوییم آنچه در خارج است عینیت خارجی چیست تمام نماز و روزه و حج در شعاع معرفت الله معنی دارد و اگر معرفت الله نباشد چیزی وجود ندارد وقتی از خدا میخواهیم به ما معرفت الله بدهیم در واقع از خدا خواستهایم ارتباط ما را با حجت زمان بیشتر کن معرفت از کجا زیاد میشود ازامام زمان اصل همین است فرع هم همین است اول و آخر اسلام همین است خداوند هم برنامهاش همین است. بکم فتح الله و بکم یختم خداوند از لحاظ تکوین و تشریع با این عزیزان شروع کرده است و با این عزیزان هم به انتها میرساند نه اینکه تمام کند و لذا ما باید با عالم تکوین هماهنگ باشیم و تشریع هم هماهنگ با عالم تکوین است کسی در مسیر تکوین حرکت نکند نابود میشود در رودخانه خلاف رود شنا کنید چه میشود کمی جلو میرود بعد غرق میشود.
دوری مخالفان اهلبیت از خشیت الهی
اما اگر در مسیر باشد رشد و سبقتتان بیشتر میشود هم آب شما را می برد هم شنا میکنید لذا بسیار مهم است کسانی که برای کسب معرفت الله از مسیری که خدا میخواهد نمیروند غرق میشوند بعد یک چیزهایی را به عنوان معرفت الله در قلبشان شیطان می اندازد که جنس تقلّبی است همان را معرفت الله فرض میکنند و با همان هم اشک و گریه و توسل میکنند و خودشان را با آن گول می زنند و میگویند من که اشک چشم دارم امام صادق علیهالسلام فرموند القی الیهم الشیطان الخضوع و البکاء در مسیر معرفت الله نیست سراغ جنس تقلّبی رفته است در آنها خضوع و بکاء شیطان می اندازد اما خشوع را نمیتواند چون فقط از طریق اهلبیت علیهمالسلام است خضوع و بکاء میگویند چقدر مودب است و چقدر گریه دارد یکی از آنان که خیلی در هر جریانی گریه میکرد ابوبکر بود حضرت زهرا سلاماللهعلیها فرمودند از تو راضی نیستم بعد هر نمازم لعنتت میکنم بعد اشک ریخت گریه منافق دست خودش است شیطان ایجاد میکند القی الیهم الشیطان الخضوع و البکاء
فرد دعا میکند گریه میکند و معرفت الله ندارد بلکه جنس تقلبی است و تحت ولایت دیگران قرار گرفته است و به محض اینکه تحت ولایت دیگران قرار گرفت از تحت ولایت امام زمان علیهالسلام خارج شده و خشوع و معرفت الله ندارد شیطان میگوید من نگهات میدارم به تو خضوع و اشک می دهم و مطلب هم میدهد شیطا خیلی ملاست سال ها گذشته است و درس هایی خیلی ها را دیده است و صد و بیست چهار هزار پیامبر حتماً بعضیها را دیده است و قاعده حوصله نکرده که پای همه بشینید به هر حال ملاست و مطلب میدهد تا بتواند از قرآن مطالبی را استخراج کند و به همه بدهد و دیگران تشویقش کنند و شاد شود و از مسیر فهم اینگونه قرآن از روایات غفلت کند و خودش را مستقل بداند هر کسی را یک طوری شهوانی با شهوت اهل دانش با دانش او را قانع میکند که از دانش واقعی بماند و دور شود.
البته باید توسل کنیم و دستمان را دست امام حسین علیهالسلام بگذاریم ان شاء الله کاری نمیتواند بکند عالم را با علم اهل شهوت را با شهوت اهل دنیا را با دنیا همه را طوری غافل میکند تا با امام زمانشان مرتبط نشوند راه دیگری هم هست خیر تمام نیرو و توان و دانشش و سوادش و عافیتش و سلامت باید در راه این باشد که به امام زمانش مرتبط شود والا گمراه است و برای گمراهیش شیطان اشک و دانش و خضوع به او میدهد تا بگوید من خیلی بلدم ولی دانش واقعی را گم کرده است آن مسیری که خدا میخواهد گم شد و شیطان مشغولش کرده است.
[1] طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) – مشهد، چاپ: اول، 1403 ق.









