حضرت زهرا سلاماللهعلیها درباره امان از سخط خدا به سبب نیکی به پدر و مادر بیان کردند «برالوالدین وقایه من السَخط»؛ می توانید من السُخط هم بخوانید. خداوند نیکی کردن به پدر و مادر را قرار داده است و اگر کسی به پدر و مادرش نیکی کند از سخط و خشم پروردگار در امان است و مشمول رحمت خدا میشود.
آنچه در این مقاله خواهید خواند:
- امان از سخط خدا به سبب نیکی به پدر و مادر
- صله رحم، سبب برکت و فزونی روزی
- پیشرفت در مسیر الهی
- پیامبر و امیرالمومنین، پدران امت اسلام
- محبت پدرانه به امت
- عاق پدر با کوتاهی در حق پیامبر و امیرالمومنین
- عاق پدر شدن با جسارت به پیامبر و امیرالمومنین
- عاق پدر شدن با انکار مقام پیامبر و امیرالمومنین
- حدیثی از امام رضا
- خطاب محترمانه پدر
- غاصبان حق اهل بیت؛ عاق خدا و عاق دین
- غاصبان حق اهل بیت؛ دزدترین مردم
- غاصبان حق اهل بیت؛ عاق خدا و عاق دین
وَ بِرَّ الْوَالِدَيْنِ وِقَايَةً مِنَ السُّخْطِ وَ صِلَةَ الْأَرْحَامِ مَنْسَأَةً فِي الْعُمُرِ[1] وَ مَنْمَاةً لِلْعَدَدِ وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاءِ وَ الْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِيضاً لِلْمَغْفِرَةِ وَ تَوْفِيَةَ الْمَكَايِيلِ وَ الْمَوَازِينِ تَغْيِيراً لِلْبَخْسِ وَ النَّهْيَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزِيهاً عَنِ الرِّجْسِ وَ اجْتِنَابَ الْقَذْفِ حِجَاباً عَنِ اللَّعْنَةِ وَ تَرْكَ السَّرِقَةِ إِيجَاباً لِلْعِفَّةِ وَ حَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْكَ إِخْلَاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ فَ اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ- وَ أَطِيعُوا اللَّهَ فِيمَا أَمَرَكُمْ بِهِ وَ نَهَاكُمْ عَنْهُ فَإِنَّهُ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء.
امان از سخط خدا به سبب نیکی به پدر و مادر
حضرت زهرا سلاماللهعلیها بیان کردند و برالوالدین وقایه من السَخط می توانید من السُخط هم بخوانید خداوند نیکی کردن به پدر و مادر را قرار داده است و اگر کسی به پدر و مادرش نیکی کند از سخط و خشم پروردگار در امان است و مشمول رحمت خدا میشود.
صله رحم، سبب برکت و فزونی روزی
اگر کسی صله رحم کند که توسعه دارد خود رسیدگی به پدر ومادر صله رحم است اما وقتی میگویند صله رحم توسعه دارد یعنی پدر مادر برادر خواهر فامیل نسبی اگر کسی نیکی به فامیل کند جهات زیادی در روایات ما است که نصیبش میشود تقریباً همه چیز گیرش می آید امام باقر علیهالسلام فرمودند صلة الرحم تزکی الاعمال اعمال انسان را پاکیزه میکند از شرک دور میشود نمازش حجش حرمش تنمی الاموال مال را افزون میکند یک شخصی آمد محضر امام گفت آقا مشکل مالی دارم حضرت فرمودند بگو پدر و مادرت برایت دعاکنند گفت از دنیا رفتند حضرت فرمود برو سر قبرشان برایشان آیة الکرسی بخوان و از آنها بخواه برای مشکل تو دعا کنند و دعای پدر و مادر به اجابت نزدیک است تنمی الاموال مال ها را افزون میکند تدفع البلایا بلاها را دور میکند صله رحم آثارش این است تیسر الحساب حسابرسی انسان روز قیامت را ساده میکند و خداوند سخت نمی گیرد مگر چه میخواهیم دیگر چیز هایی که بشر میخواهد هم دنیا میخواهد و هم آخرت و همهاش درصله رحم است.
پیشرفت در مسیر الهی
لذا کسانی که زیرک هستند و مومن باید زیرک باشد آنانی که زیرک هستند می دانند سنتهای خدا کجاست لذا می خواهند مسیری را که طی کنند مسیری باشد که از مسیر ارادة الله است به هدف می رسند اگر خودتان خواستید بروید و سنتهای خدا را پیدا کنید در قرآن بگردید پیدا می کنید زمانی ما جستجوکردیم نزدیک 13 یا 14 سنت از قرآن استخراج شد البته اگر بخواهیم کلی صحبت کنیم زیرا برخی از آنان می توان دو یا سه قسم شود که بیشتر میشود و اینها روش ها و سنتهای پرودگار است و اگر کسی سنتهای خدا را بشناسد و در مسیر خواست خدا حرکت کند به خواست خدا به آنچه که میخواهد می رسد.
اما اگر کسی مخالف با رودخانه شنا کند خسته میشود رودخانه می آید و او اوائل جلو میرود ولی کم کم خسته میشود و غرق هم میشود یکی از سنتهای خدا این است که تخلف هم ندارد اگر کسی صله رحم بکند ولو اینکه برای خدا نباشد آثاری دارد فرض کنید فردی صله رحم بکند برای اینکه از فامیل خوشش می آید و خوش می گذرد و برای خدا نیست باز هم آثاری دارد.
اولاً کسی این را برای خدا و دستور پروردگار انجام دهد مسئله جدی میشود که هم آثار تکوین و هم آثار تشریع به او بار میشود و جزء مقربین به درگاه خدا میشود.
حضرت زهرای مرضیه میفرمایند خداوند واجب کرد نیکی به پدر و مادر را تا از خشم و سخط خدا دور بشوید چون اگر کسی به پدر و مادرش ظلم کند و اذیت و آزاری داشته باشد به هرحال بر شکل نگیرد ولو که آزاری ندهد مثلاً پدرش مریض است اما او را دکتر نبرد و بر نداشته باشد عاق میشود و عاق همان سخط الهی است در رابطه با فامیل های دیگران ان مسئله قطع صله رحم است که اگر کسی با رحم خودش قطع بکند و برای قطع کردن مجوز الهی نداشته باشد چون برخی جاها قطع واجب میشود با برادرش یا خواهرش یا عمه یا عمو یا دایی و فامیل قطع ارتباط کرده و ارتباطش هم باید میبوده است یک مواردی است که خود شریعت می گوید قطع ارتباط کن این شخص عمرش کوتاه میشود و برکات زندگیش کم میشود و کلاً از خیلی از مزایا در دنیا و آخرت محروم میشود ما باید سنت ها را بشناسیم فردی می گفت من یک سال است دیدن برادرم نرفتهام و خیلی هم مشکل دارم چون مشکل دارم نمی رسم این سنت خدا را بلد نیست اگر می رفت دیدن برادرش کار دنیا را تسهیل می کرد وآن چیزی را که می گفت به او نرسیدم به او می رسید سنتهای خدا را بشناسید.
آثار بد قطع صله رحم
قطع صله رحم میدانید چه آثار بدی دارد البته خود صله رحم مستحب است و قطعش حرام یعنی الان برود دیدن شخصی از فامیل یا به او برسد این انجامش مستحب است اما اگر بگوید من دیگر با تو حرف نمیزنم کاری هم ندارم نگاهت نمی کنم سلامت هم نمی کنم اصلاً خانهام بیایی راهت نمیدهم و خانهات نمیآیم و ما کلاً قطع هستیم و این قطع مجوز شرعی نداشته باشد این خیلی خطرناک است حتی در روایات داریم کسی که قطع صله رحم میکند ایمان ندارد تقوی ندارد خیلی خطرناک است
پیامبر و امیرالمومنین، پدران امت اسلام
پدر این امت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و امیرالمومنین علیهالسلام هستند. در قرآن داریم که خداوند امر کرده است که با عدهای وصل باشید «امرالله به ان یوصل» چه کسانی هستند اگر بخواهم به شما یک قاعده بدهم این است که هرکسی که به گردن ما حقی داشته باشد به همان مقداری که حق داشته باشد ما باید با او ارتباط صحیحی داشته باشیم یک مورد خود پدر و مادر که حق بزرگی دارند ولو که ما را بزرگ نکرده باشند ولو پدری باشد که به ما ظلم هم کرده باشد یا مادری باشد که فقط ما را به دنیا آورده است و رفته است و فقط ما را متولد کرده است حق بزرگی دارد زیرا به ما کمک کرده است وارد عرصه وجود دنیا شویم و اگر وارد این عرصه نمیشدیم امکان بندگی هم در دنیا برایمان وجود نداشت. لذا اگر هیچ کاری نکرده باشد و فقط متولد کرده باشد حق بزرگی دارد.
محبت پدرانه به امت
وقتی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله زمانی که فرمودند من و علی پدر شما هستیم یک جهتش بیان محبت است چقدر پدر شما را دوست دارد ما صد برابر بیشتر دوست داریم دلسوزی پیامبر یک جهت از این طرف یعنی دارند به ما میفرمایند که اگر کسی با امیرالمومنین علیهالسلام قطع کند عاق است.
عاق پدر با کوتاهی در حق پیامبر و امیرالمومنین
رسول خدا وقتی پدر ما هستند قطع ارتباط با پدر عاق است جسارت پدر عاق است انکار پدر عاق است اینها هم عاق است و بالاتر از اینها طبق آیات و روایات اگر کسی به پدر و مادرش بر و نیکی نداشته باشد باز هم عاق است اکثر مردم عاق هستند بعد زندگیشان گره می خورد الآن شبهای جمعه که میشود پدر ما پدر بزرگ ما اجداد ما مادر ما مادربزرگ ما جدههای ما تا جایی که مومن باشند شب جمعه هر جایی باشند سراغمان میآیند بعد می بینند که این شخص به فکر خودش و ما نیست. امام صادق علیهالسلام فرمودند میآیند به امید اینکه حداقل دعایی بشود اما نه خیراتی نه صدقاتی نه دعایی بعد برمیگردند مغموماً با حالت غم و هم و غم وهم آنها عاق است یعنی اکثر مردم حتی مومنین هم حواسشان جمع نباشد و اموات سراغش میآیند اگر حداقل یک دعایی نکرده باشد آنها خوشحال نمیشود و خیلی هم ساده است رب ارحمهم خدایا گذشتگان من را رحمت کن حتی همین را هم نداشتند که آنها غمگین میشوند و غم پدر و مادر عاق است چون مصداق بر شکل نگرفت.
عاق پدر شدن با جسارت به پیامبر و امیرالمومنین
بنابراین وقتی پیامبر فرمودند «انا وعلی ابوا هذه الامه» من و علی دو پدر این امت هستیم نکته زیادی در دلش است. یکی این است که وقتی پدر من امیرالمومنین و رسول خدا است اگر من نسبت به رسول خدا و امیرالمومنین بر نیکی و خیرخواهی نداشته باشم به وظیفه ام عمل نکرده ام عاق هستم. اگر کسی به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نستجیربالله جسارت کند به پدرش جسارت کرده است بحث رسالت جای خود از باب پدر عاق است اگر کسی حقوق پدر را رعایت نکند عاق است یکی از موارد که در روایات مشخص است این است که اگر کسی پدری که از او متولد شده را انکار کند میداند که پدرش این آقا است اگر انکار کند و بگوید تو بابای من نیستی انکار ابوّت بگوید تو پدر من نیستی معلوم نیست بابای من کیست تو در خانه من بزرگ شدی الولد للفراش نه تو به من پول قرض ندادی دیگر بابای من نیستی.
در دعواهای زن و شوهر فرزندان نباید شرکت کنند عاق میشوند البته برای حل مشکل باید کمک کند اما طوری که نه سیخ بسوزد و نه کباب. اگر طرف پدر را بگیرد مادر ناراحت میشود و اگر طرف مادر را بگیرد پدر ناراحت میشود و عاق میشود پدر و مادر دعوا میکنند و بعد آشنا میکنند مگر ظلمی بشود که باید از راه صحیح جلوی ظلم را بگیرید. ولی باز هم نه سیخ بسوز نه کباب چون عاق میشود. اگر کسی عصبانی شده است و از پدرش و مادرش راضی نیست بعد اعلام میکند که تو بابای من نیستی به محض اینکه این جمله را بگوید پدر ناراحت میشود و انکار این نسبت عاق است.
عاق پدر شدن با انکار مقام پیامبر و امیرالمومنین
رسول خدا وقتی فرمودند من پدر این امت هستم علی بن ابی طالب نیز پدر این امت است قسمت اولش این است که اگر کسی انکار کند که رسول خدا، رسول خدا است و اگر کسی انکار کند که علی بن ابی طالب ولی الله است به محض اینکه این نسبت ها را انکار کند عاق میشود. یکی بگوید من قبول ندارم که رسول خدا رسول خدا است یا امیرالمومنین، امیرالمومنین است این شخص عاق است بعد رسول خدا مطالبی را ذکر میکنند که اگر آنها را انکار کنید گویا مرا انکار کرده اید رسول اکرم و امیرالمومنین پدر ما هستند و مادر ما عایشه نیست ما مادری به نام عایشه نداریم و نمیخواهیم کسی که میخواهد خودش میداند اگر قرار باشد ما مادری داشته باشیم بی بی دو عالم حضرت زهرای مرضیه سلاماللهعلیها است بعد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آمدند و واضح بیان کردند که انکار من عاق است و بعد مواردی را هم ذکر کردند که اگر آنها را هم انکار کنید مرا انکار کرده است با آنکه سمت پدری ندارد مثلاً کسی حقیقت قرآن را انکار کند که کلام وحی است گویا که رسول خدا را انکار کرده است با اینکه با یک واسطه ایشان را اکار کرده است اما باز انکار رسول خدا است و عاق میشود و بوی بهشت هم به مشامش نمیرسد.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: آخرین وصی من پسرم مهدی است که مکیال المکارم آورده است و او نهمین فرزند حسین بن علی است واو قیامی دارد و مطالبی را بیان کردند تا اینجا که من انکر القائم اگر کسی حضرت مهدی را انکار کند کمن انکرنی گویا مرا انکار کرده است و باز هم عاق میشود چون جعل داریم که انا و علی ابوا هذه الامه ما جرائت نمی کنیم که امام حسن و امام حسین و امام زمان علیهالسلام پدر ما هستند ما همان طبق دستور هستیم اما این را می دانیم که اگر کسی خلفاء و جانشینان مرا انکار کند دقیقاً من را انکار کرده است.
حدیثی از امام رضا
شخصی از کوفه نزد امام رضا علیهالسلام آمد و جریاناتی در کوفه پیش آمده بود حضرت فرمودند از ابی حمزه چه خبر نه آن ابی حمزه ثمالی بلکه ابی حمزه بطائنی آن زمان ابی حمزه مرید و شاگرد داشت و شخص مهمی در جامعه خودش بود و تاثیرگذار بود. گفت خوب بود حضرت فرمودند همین الآن که پیش من نشستی او مرده است و دارند تشییعش میکنند. فرد نگاه کرد و به ذهنش سپرد که روز چند شنبه محضر امام بودیم که بعد برود تحقیق بکند. بعد امام رضا علیهالسلام فرمودند الآن به قبرستان رسیدند و همه جریاناتی که بود امام می دیدند و فرمودند. فرمودند که به قبر رسید و فلانی وارد قبر شد و همه را به تفصیل بیان کردند بعد هم نکیر و منکر وارد قبر شدند و شروع به من ربک کردند پاسخ داد من نبیک پاسخ داد من امامک پاسخ داد امیرالمومنین علی بن ابی طالب امام بعد از او کیست حسن بن علی همینطور سئوال و سئوال به امام کاظم علیهالسلام رسید و پرسیدند امام بعد از ایشان کیست؟ سکوت کرد امامت من را قبول نداشت یک نفر را قبول نداشت یک مسیر طولانی را آمده بود تازه آن ملائکه کمکش کردند که پسرم علی جانشین من است باز هم سکوت کرد قبر او را پر از آتش کردند و خارج شدند بعد امام رضا علیهالسلام فرمودند: من انکر واحداً منا کمن انکر الجمیع اگر یکی از ائمه را بگوید که من قبول ندارم تمام ائمه را انکار کرده است هرچقدر هم حرف بزند ائمه قبولش ندارند.
بگوید من امام حسین علیهالسلام را قبول دارم ولی نستجیربالله امام حسن علیهالسلام را قبول ندارم حرف خود امام حسین علیهالسلام به آن شخص این است که من تو را قبول ندارم من کسی را قبول دارم که برادرم حسن را قبول داشته باشد اگر یکی از ما را انکار کنند گویا جمیع ما را انکار کرده اند و باز هم عاق شکل می گیرید.
مورد بعدی حقوق است اگر کسی حقوق والدین را اداء نکند عاق است باید بدانیم حقوق رسول خدا بر خودمان چیست حقوق آقا امام زمان علیهالسلام که با یک واسطه حقوق رسول خدا میشود چیست باید بروید کتاب مکیال المکارم را ببینید. حقوق چیست؟ حقوقی که امام بر ما دارد اگر یکی از اینها رو هم انجام ندهد به همان مقدار عاق میشود و حق است اگر حق ها انجام نشود عاق شکل می گیرد.
خطاب محترمانه پدر
مورد بعدی اینکه کسی بیاید و پدرش را به اسم غیر بخواند یا اسم غیر را روی پدرش بگذارد یا پدرش یا مادرش را به اسم بخواند می گوید مامان مریم یا بابا علی میگویند من دوست داشتم بچهام مرا به اسم صدا بزند اسلام می گوید پسرها دخترها مادر و پدر را به اسم صدا نزنید باباجان عزیزم مادرجان خود پدر و مادر. متاسفانه امروز یاد می دهند که به اسم صدایشان کند می بینیم پیرمردی را بچه ای حسین می گوید دستور داریم سمت را بگوییم اسم را نگوییم این یک نوع احترام به پدر و مادر است القاب بد روی آنها گذاشتن عاق است. لقب های زشت یا در شان پدر و مادر نباشد عاق است و بی احترامی است وقتی که مردم عاق امیرالمومنین و رسول خدا شدند از یک جهت عاق نشدند بلکه از چند جهت عاق شدند مسئله انکار بود مسئله اداء نکردن حقوق پدر بود اسامی را به زبان جاری میکردند می آمدند در خانه پیامبر با نام کوچک پیامبر را می خواندند حال اول تربیت نشدند. آیات نازل شد که خداوند هم تند بیان کرد که ان انکر الاصوات لصوت الحمیر می آیید در خانه پیامبر فریاد می زنید که ما با شما کار داریم ایات سوره حجرات را نگاه کنید وقتی می خواهید پیامبر را صدا بزنید با اسم کوچک صدا نزنید یا رسول خدا یا نبی الله یا حجه الله با عنوان صدا بزنیم.
پدر که ما از او متولد شدیم نباید به اسم صدا بزنیم بلکه پدرجان بابای من اگر به اسم کوچک صدا بزنیم بی احترامی است رسول خدا و امیرالمومنین پدر امت هستند وقتی حضرت فرمودند من و علی دو پدر این امت هستیم این حرف درونش مطالب بسیار است رسول خدا را به اسم صدا نزنید و درست صدا بزنید چرا برخی متاسفانه احساس خودمانی بودن با اهل بیت علیهمالسلام میکنند و میگویند علی فاطمه حسن حسین میگویند خودشان اینگونه هم را صدا میکردند خودشان خودشان هستند و همه در سطح بالا هستند و با هم مانوس هستند اما ما پایین هستیم.
استادی داشتیم وقتی نام امیرالمومنین را می برد حس می کردیم که تمام بدنشان از هیبت امیرالمومنین می لرزید چنان نام اهل بیت علیهمالسلام را با عظمت ذکر می کرد که هیبت امیرالمومنین حس می شد رسول اکرم را باید بگویید یا رسول خدا یا نبی الله در مقام خطاب است اما گاهی بحث دیگر است بحث توسل است اما در مقام خطاب یارسول خدا وقتی این دستور نازل شد خود حضرت زهرا سلاماللهعلیها به پیامبر بیان کردند یا رسول خدا یانبی الله حضرت فرمودند فاطمه جان این دستور مال شما نیست شما بگویید پدرجان ولی باز نفرمودند اسم کوچک را بیاورید.
آن بزرگان در شانیتی هستند که کنار هم هستند الآن شما سه نفر بزرگ مثلاً سه تا مرجع و همه بزرگ و کارکرده و پیرمرد و به هم برستند در مجالس خصوص شوخی بکنند این دلیل نمیشود که من رفتم آنجا شوخی بکنم آنها در سطح هم هستند و هیچ احساس بی ادبی هم نمیشود و با هم صحبت و شوخی میکنند اما برای من بی ادبی است.
فرد می گوید خودشان میگویند یا فاطمه یاعلی آنها در کنار هم هستند و بالا هستند و با هم مانوس اند و ربطی به من که پایین هستم ندارند اگر کسی القاب پدر را به کار نبرد یا به دیگری نسبت بدهد مثلاً پدرش رسول خدا است این را انکار کند بگوید نه فلانی رسول خدا است این عاق است.
دزد های اول اسلام کریحترین و بدترین دزد های عالم بودند ما از عمر در عالم دزدتر نداریم آمدند حکومت را گرفتند این دزدی است زمینه هایی که ملک حضرات بود گرفتند دزدی است مناصب را گرفتند دزدی است مقامات را گرفتند دزدی است اکتفاء نکردند گفتند القاب را هم بدزدیم شما اگر یک جمله یا منقبتی از اهل بیت علیهمالسلام پیدا کردید که نزدیده باشند بیان کنید فاروق اعظم خیلی معنا درونش است خیلی معنا دارد آن بزرگترین شخصیتی که بین حق و باطل فاصله می اندازد که خودش باید حقیقت حق باشد تا بتواند فاصله باشد این را هم دزدیدند به آن گوساله فاروق اعظم گفتند صدیق اکبر الله اکبر صدیق اکبر یک دهه توضیح دارد صدیق کبری یا اکبر خیلی معنا دارد در همه عوالم امیرالمومنین صدیق اکبر بودند در زمین هم اولین کسی بودند که رسالت رسول خدا را تصدیق کردند خیلی معنا دارد گفتند نه این را هم بزدیدم حضرت صدیق و حضرت فاروق شدند و همه چیز را با هم دزدیدند از اینها دزدتر وجود ندارد آش را با جایش بردند.
غاصبان حق اهل بیت؛ دزدترین مردم
آنقدر این افراد دزد هستند که شما توی عالم از اینها دزدتر پیدا نمی کنید روزی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند میدانید از همه دزدتر در عالم چیست هرکسی چیزی گفت تا گفتند خودتان بیان بفرمایید رسول خدا فرمودند کسی که از نماز خودش بدزد این فرد از همه دزدتر است کسی که از بندگیش بزند آنهایی که ولایت را در مسیر دیگری بودند حکومت اسلام را بردند به مسیر دیگر که در شعاعش همه چیز غصب شد نماز روزه حج همه بی فایده شده. اینها از همه دزد های عالم دزدتر هستند.
خداوند عذابشان را زیاد کند ما روایت داریم امام زمان علیهالسلام میآیند به کسانی که به آنها خادم الحرمین میگویند دستانشان را قطع میکنند و به کعبه آویز میکنند و زیرش می نویسند هولاء سراق الکعبه این کسانی که ریختند به خانه امیرالمومنین علیهالسلام چند نام دارند خاسر خائن یکی از آنها هم سارق است این افراد دزدان هستند دزد عقیده خیلی خطرناکتر از دزد پول هستند زاهزن های دینی هستند. الان خیلی از مسلمانها که الان نام مسلمان را حمل میکنند دینشان دین الهی نیست دزدی از آنجا شروع شد که ایمان را از مردم دزدیدند و عقاید حق را دزدیدند از آنجا شروع کردند و تا الآن هم ادامه دارد ان شاء الله با آمدن امام زمان علیهالسلام تمام میشود.
کسانی که مال می زدند سریع می توان حل کرد اگرچه کوجک نیست اما دزدی عقیده به این سادگی نیست یکی می آید می گوید من باب امام زمان هستم. مثل علی محمد باب الان هم برخی از شیخیه ادعاهای بابیت دارند. چون با هم تفاوت دارند و برخی میگویند غیر از من به امام زمان وصلی نیست حال این فرد روزی پشیمان بشود راه علاج دارد در زمان یکی از پیامبران فردی ادعای پیامبری کرد و مرید هایی هم داشت که به او می رسیدند گفت می خواهم جهنم نروم گفت برو هرکس را که گمراه کردی به راه بیاور به همان سرشاخه هایی که بود گفت من پیامبر نیستم خواستم مرید جمع کنند اما یارانش به او گفتند نه تو شکسته نفسی می کنی گفتم من پیامبر نیستم اما قبول نکردند خیلی اصرار کرد اما قبول نکردند گفتند تو دیوانه شده ای ما به همین آیینه قبل تو هستیم آمد گفت اینچنین میگویند و گفت خودت شروع کردی تمام شیشیه هایی که شکستی باید ترمیم کنی تمام کسانی که گمراه کردی باید به راه بیاوری بله توبه باید بکند که برای بعدش خوب است تا کسی را گمراه نکرده اما باید هر کسی را که گمراه کرده است باید برگرداند بر فرض که محال است از محال هم محال تر است که عمر بخواهد توبه کند. چون امیرالمومنین علیهالسلام لحظات آخر گفتند الآن توبه کن و ولایت تامه دست من است و اعلام کن که غاصب هستی و خاسر و… هستی من همه چیز را حل می کنم گفتم من همان جهنم بروم بهتر است النار اولی بی من العار.
غاصبان حق اهل بیت؛ عاق خدا و عاق دین
حضرت فرمودند الآن توبه کن ما همه چیز را درست می کنیم تو اعلام کن که خاسری همه گمراه ها را ما بلدیم درست کنیم گفتم من آتش بروم بهتر است از این عار که بگویم اشتباه کردم الله اکبر حال فرض کنید می خواست توبه کند عاق پدر است عاق والدین است عاق خداست عاق دین است همه کسانی که گمراه کرده است باید به راه می آورد امیرالمومنین علیهالسلام می توانستند حل کنند اما او می توانست که حل کند!
اگر می رفت سراغ ابوبکر ابوبکر به او می گفت تو خیلی نافهم شدی ما به همان عمر قبلی ایمان داریم می رفت جای عبد الرحمن یا سعید یا زید بن اسلم یا زید بن ثابت می گفتند تو خل شدی ما همان حرف های قبلی را قبول داریم. دین ساختن و وارد کردن مردم به جریانی که جریان الهی نباشد اگر روزی پشیمان بشود و بخواهد جبران بکند نمی تواند خیلی خطرناک است ادعا میکند مرید و مراد و خوشش می آید و شاید منافعی هم داشته باشد ولی بداند جایش جهنم است جهنم هم برود میرود اما خارج نمیشود ثانیاً جهنم را نمیشناسد.
امام باقر علیهالسلام فرمودند: « اگر یک شخصی در آتش جهنم باشد فریاد می زند واویلاه واصبوراه فریاد می زند فرض کنید این شخص را از آتش جهنم در تنور دنیا که پر از آتش از بیاندازند خوابش می برد احساس آسایش میکند آنقدر آن سوزنده است که در این احساس آسایش میکند »
جهنم را شوخی گرفتند کسانی که داخل جهنم هستند و بیرون نمیروند چون عدهای خاص دائمی هستند وبرخی بیرون می روند وقتی که غاصبین حکومت عذاب اینها را اجازه دهد که از آن منطقهای که هستند در تابوت بیرون بریزند و کل محیط جهنم سعیر سقر نزاح و حطمه و جاهای مختلف جهنم این عذاب برایشان وارد بشوند تمام اهل جهنم که در بوی تعفن و عذاب و شدت حرارت هستند از حرارت و بوی تعفن اینها فریاد می زنند این کیست میگویند اینها کسانی هستند که جسارت به حضرت زهرا سلاماللهعلیها و امیرالمومنین علیهالسلام کردند. چه جسارت عظیمی اینها عاق امیرالمومنین علیهالسلام هستند.
خط قرمز خدا اهل بیت علیهمالسلام است ما هم اگر کوتاه بیاییم در مسیر الهی نیستیم ما نمیتوانیم از کسانی که باعث شدند حضرت زهرا سلاماللهعلیها گریه کند راضی باشیم ناله بزنند نمیتوانیم بگذریم میگویند شما کینه ای هستید نه خیر ما کینهای نیستیم بلکه حب و بعضمان با پروردگار تنظیم میشود سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم وقتی حضرت زهرای مرضیه ناله زدند تمام ملائکه ناله زدند یعنی هیچ ملکی در آسمان ها عرش کرسی قلم و هر جایی از عالم که هستی شکل گرفته است نبود مگر این با گریه حضرت زهرا سلاماللهعلیها گریه کردند.
حتی برخی از این افراد نمیدانستند که چه خبر است یعنی در عرش نمی داستند که برخی نمیدانستند چه خبر است اما می دانستند در زمین خبری است و اشکشان جاری شده بود چون قلب هایشان به قلب اهل بیت علیهمالسلام وصل است حتی قلب های زنهای بهشتی به قلب حضرت زهرا و اهل بیت وصل است یعنی اگر حضرت زهرا سلاماللهعلیها در زمین ناراحت شوند همه زنهای بهشتی با اینکه در بهشت هستند ناراحت میشوند ما نیز اگر اتصالاتی برایمان نبود اینجا نبودیم «شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا»
پانوشت:
4) منسأة للعمر: مؤخرة.









