اموال فاطمه زهرا

اموال فاطمه زهرا

این هفت باغ وقف حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها و فرزندان ایشان و عبارت واضح تر ازجمله اموال فاطمه زهرا شد. جالب این است که خلفا به این زمین‌ها دستبردی نداشتند. زیرا ممکن بود قبائل قریش و هاشمیانی که از این زمین‌ها بهره می‌بردند دست به شمشیر شوند. ولی متأسفانه همین افراد در موقع غصب فدک دست به شمشیر نبردند و بضعةالرسول را یاری نکردند و در روز قیامت باید پاسخگو باشند.

آنچه در این مقاله می‌خوانید:

  • تفاوت میان فیء و انفال
  • کج‌فهمی‌ها و سوء برداشت‌ها پیرامون جایگاه نبوت و امامت
  • آیا فدک ارث رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بود؟
  • اموال فاطمه زهرا؛ اموال غصب شده

تفاوت میان فیء و انفال

فدک به این دلیل که جزء انفال محسوب می‌شود مِلک طِلق پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله بود و هرگز مال همه مسلمانان نبود.

زیرا بنابر تصریح آیات و روایات فراوان که از طریق شیعه و سنی رسیده است: آن‌چه که بدون جنگ به دست پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله برسد ملک شخصی و منحصر به فرد آن حضرت است و مسلمانان در آن هیچ سهمی ندارند و از این اموال به فَیء یا انفال نام برده می‌شود.(۱)

البته میان فیء و انفال  تفاوتی وجود دارد به این صورت که هر فَیءی انفال محسوب می‌شود ولی هر انفالی فیء نیست، مثلا تمام دریاها و رودخانه ها و کوه ها ملک امام صلوات‌الله‌علیه است و انفال محسوب می‌شود ولی فیء نیستند.

غنیمت‌هایی که بدون جنگ  و درگیری به دست مبارک رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله برسد فیء است که از انفال هم شمرده می‌شود.

بعد از این‌که در جنگ خیبر قلعه یهود به دستان مبارک امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌علیه فتح شد، یهودیان دیدند که تاب مقاومت در برابر حملات حضرتش را ندارند، لذا خود را تسلیم کرده و آن قلعه‌ها و زمین‌های اطراف آن تا انتهای اراضی فدک، بدون جنگ و خونریزی به دست رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله افتاد و جزء فیء و انفال حساب شد و مِلک طِلق رسول‌الله صلی‌اللّٰه‌علیه‌وآله شد.

کج‌فهمی‌ها و سوء برداشت‌ها پیرامون جایگاه نبوت و امامت

بعضی از خودی‌ها و به‌ ظاهر علماء شیعی به دلیل این که مفهوم حقیقی امام و پیامبر را نفهمیده و جایگاه ایشان را به خوبی نشناخته‌اند اظهارنظرهایی داشته و عباراتی را از سر جهل یا غرض‌ورزی بیان کرده‌اند!

از جمله گفته‌های آن‌ها این که: انفال متعلق به جایگاه نبوت و پیامبری است نه برای شخص پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله! واین تفکر سبب شد که نتیجه‌های غلطی به‌دست بیاید از جمله این‌که هرگاه انفال متعلق به جایگاه حکومتی پیامبر باشد، در این صورت این اموال قابل ارث و هبه به دیگران نیست و هرگاه کسی جای پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله بنشیند به‌راحتی می‌تواند اختیاردار آن اموال باشد!

درحالی‌که این نظرات از ریشه غلط است و طبق مبانی اصیل شیعه و روایات متواتر، منصب رسالت و امامت متکی به خود شخص امام و رسول است، وچنان‌که قبلاً بیان شد تعلق شخصیت‌های الهی منوط به مایه‌ها و قابلیت اشخاص است و این شخصیت‌ها مثل شخصیت‌های بشری نیستند که هرگاه بعد از مدتی متوجه شویم در دادن فلان شخصیت و جایگاه  به فلان شخص اشتباه کرده‌ایم، بتوانیم آن جایگاه و شخصیت را از او بگیریم و به دیگری بسپاریم.

در افاضه شخصیت‌های الهی به اشخاص چنین جریانی وجود ندارد و این شخصیت‌ها متکی به ظرفیت و قابلیت شخص است، یعنی آن لیاقت‌هایی که در حقیقت اشخاص وجود دارد سبب می‌شود که ایشان امام و یا رسول باشند و این جایگاه هرگز قابل انتزاع و گرفتن توسط مردم نیست، در این صورت شخص امام و مقام امامت یک حقیقت هستند و نمی‌توان این شخص را از شخصیتش جدا کرد.

بنابراین اگر مالی به پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله برسد، دیگر تفاوتی ندارد که بگوییم این مال به دستگاه رسالت و نبوت می‌رسد یا به خود حضرت صلی‌الله‌علیه‌وآله رسید، و در این صورت این مال قابل هدیه دادن و بخشیدن و به ارث رسیدن می‌باشد.

در پاسخ به کسی که می‌خواهد بین شخصیت و شخص پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله فاصله بیندازد، آیات وارده در این بحث کفایت می‌کند و نقل فریقین در ذیل این آیات به راحتی اثبات می‌کند که انفال و فیء ملک شخصی پیامبراسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله بوده و قابل انتقال و هبه دادن است زیرا در کتب شیعه وسنی بیان شده است که پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در سال هفتم هجری ملک فدک را به حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها بخشیدند، و سیوطی و حاکم حسکانی و ابن ابی الحدید و متقی هندی این جریان را نقل می‌کنند.(۲)

آیا فدک ارث رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بود؟

اکنون پیامبراسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله فدکی را که ملک شخصی ایشان است بعد از نزول فرمان الهی مبنی بر وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ(۳) به حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها بخشیدند و از این رو مطرح نمودن بحث ارث در این مورد منطقی نیست.

بعضی چنین گمان کردند که چون حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها در خطبه نورانی خود طلب ارث کرده و فرموده‌اند: یَا ابْنَ أَبِی‌قُحَافَةَ، أَفِی كِتَابِ‌اللَّهِ أَنْ تَرِثَ أَبَاكَ وَ لَا أَرِثَ أَبِی؟!(۴)

ای ابوبکر، آیا درکتاب خدا نوشته شده که تو از پدرت ارث ببری و من از ارث پدر محروم شوم؟ مراد حضرت فدک است، درحالی که چنین نیست و این عبارت حضرت و مطالبه میراث درمورد زمین‌ها و خانه‌ها و مرکب‌های باقی مانده از پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله مثل خانه حضرت خدیجه و خانه همسران ایشان و زمین های اطراف مدینه که انصار به رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بخشیدند بود.

همه این‌ موارد از املاک شخصی پیامبراسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله بود که دستگاه غاصب با حدیث ساختگی: إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ لَا نُورَثُ، مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ(۵) انبیاء چیزی را به ارث نمی‌گذارند و باقیمانده اموال رسولان الهی  صدقه است، تمام ماترک رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله را غصب کردند به‌جز زمین‌های اطراف مدینه، که به دلیل خشک بودن و عدم سرسبزی آن‌ها را غصب نکردند چون آبی نداشت(۶)، بعداً امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌علیه در آن زمین‌ها چاه کندند و آن‌ زمین‌ها را سرسبز کرده و همه را وقف فرمودند.

بعضی از عامه برای مقابله با این جریان مدعی شدند که رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در هنگام وفاتشان قرض زیادی داشتند و از این رو دیگر چیزی برای حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها باقی نمی‌ماند، اما پاسخ این افراد هم مشخص است زیرا بین قرض زیاد داشتن و ارث باقی نگذاشتن تلازمی نیست و نمی‌توان این مسأله را دلیلی بر سهم نداشتن حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها گرفت!

مضافاً بر این‌که این ادعا توهمی بیش نیست و حتی غاصبین فدک و بقیه ماترک رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله چنین ادعایی نداشتند و در هیچ‌جای تاریخ ثبت نشد که دستگاه غاصب مبلغی را به عنوان قرض پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله پرداخته باشند!

پس فدک و آن قلعه‌هایی که در اطراف خیبر بود و بدون  جنگ و خونریزی گرفته شد مخصوص رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و ملک ایشان بود، و حضرتش فدک را به حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها بخشیدند و سایر زمین‌های کنار قلعه خیبر به صورت ملک رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و ماترک آن حضرت باقی بود و آن‌ها را به کسی نبخشیدند ومطالبه میراث توسط حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها در رابطه با این قلعه‌ها و بقیه زمین‌ها بود که آن‌ها نیز در زمان غاصب‌دوم بین اقوام او تقسیم شد.

سایر دارایی‌های پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله

بخشی از دارائی‌ها پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله همان غنائمی بود که بدون جنگ به دست آن حضرت رسید مثل فدک و القراء و بعضی از قلعه‌های اطراف خیبر، و بخش دیگری از این ثروت بخشش‌هایی بود که دیگران به آن حضرت داشتند.

به عنوان نمونه نقل شده‌ است که یکی از علمای یهود به نام مخیریق مستبصر شد و به اطرافیان خود گفت: من یقین دارم که این مرد رسول‌خداست، و بعد خدمت رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله رسید و ایمان آورد و العوالی یا حوائط سبعه که هفت باغ در اطراف مدینه بود را به آن حضرت بخشید و چون آن حضرت در جریان جنگ احد قرار داشتند با ایشان در جنگ شرکت کرده و به شهادت رسید، رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در مورد او فرمودند: مُخَیْرِیق خیر یهود، مخیریق بهترین یهودیان است.(۷)

این هفت باغ وقف حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها و فرزندان ایشان شد و جالب این است که خلفا به این زمین‌ها دستبردی نداشتند زیرا ممکن بود قبائل قریش وهاشمیانی که از این زمین‌ها بهره می‌بردند دست به شمشیر شوند ولی متأسفانه همین افراد در موقع غصب فدک دست به شمشیر نبردند و و بضعةالرسول را یاری نکردند و در روز قیامت باید پاسخگو باشند.

حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها به زنان ایشان فرمودند: من از شوهران و مردهای شما خشمگین هستم چراکه وقتی دیدند حق مرا بردند سکوت کردند، ولی اگر  حق خودشان را می‌بردند چنین کاری نمی‌کردند.(۸)

اموال فاطمه زهرا؛ اموال غصب شده

به جز آن‌چه تا کنون ذکر شد، بعضی از اموال به‌جا مانده از رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله شامل خانه‌هایی بود که همسرانشان در آن زندگی می‌کردند و نیز آن خانه‌هایی که در سایر نقاط شهر مدینه برای زنان خود خریداری فرموده یا احداث کرده بودند.

بنابراین بخشی از مطالبات حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها مربوط به زمین فدک بود که عنوان ارث نداشت و در زمان حیات رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به ایشان بخشیده شده بود و بخشی مربوط به زمین‌هایی بود که از رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در قالب ارث باقی مانده بود و نیز بخشی هم در رابطه با سهم ذوی‌القربی بود.

ذوی‌القربی از غنائم سهم خاصی دارند مانند قلعةالقموص که به دستان مبارک حضرت امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌علیه فتح شد و با جنگ به‌دست آمد، و ذوی‌القربی از این قلعه نیز سهم می‌بردند، البته بعضی از قلعه‌های اطراف خیبر به عنوان مصالحه فتح شد و حکم فیء پیدا کرد.

به هرحال سهم ذوی‌القربی نیز از اموال غصب شده حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها بود به علاوه زمین‌هایی که تحت عنوان ارث به آن حضرت تعلق می‌گرفت، اما فدک از اموال تحت تصرف حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها بود که غصب شد و در صحیح بخاری و مسلم آمده که آن حضرت همه این سه مورد را مطالبه کردند و ابوبکر هیچ کدام را پس نداد.(۹)

در متن خطبه فدکیه نیز شاهد مطالبات سه‌گانه حضرت از دستگاه غاصب هستیم چراکه هم صحبت از میراث نموده و می‌فرمایند: إِیهاً بَنِی قَیْلَةَ! أَأُهْضِمَ تُرَاثُ أَبِی وَ أَنْتُمْ بِمَرْأًی مِنِّی وَ مَسْمَعٍ؟ و هم بحث بخشش ونحله را مطرح شمی‌فرمایند که: هَذَا ابْنُ أَبِی قُحَافَةَ یَبْتَزُّنِی نَحِیلَةَ أَبِی وَ بُلْغَةَ ابْنَیَّ!(۱۰)

ولی بعضی از مخالفین با پررنگ نمودن  بحث ارث و انکار بخشش فدک در دوران حیات رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله خواستند به هدف شیطانی خود برسند و با آن روایت جعلی  که پیامبران چیزی را به ارث نمی‌گذارند بر اصل ماجرا سرپوش گذاشتند.

درحالی که مطالبات حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها منحصر به ارث نبوده بلکه بحث نحله و هدیه بودن فدک هم مطرح می‌شود و حضرت به صراحت بیان می‌کنند که این‌ها ملک منند، ودر کنار آن نحله و بخشش، خانه‌ها و زمین‌ها و قلعه‌های پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز به صورت ارث به آن حضرت رسیده است و قاطعانه باید گفت: کسی که گمان کند فدک جزء ارث رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به فاطمه‌زهرا سلام‌الله‌علیها است، از مبانی شیعه و از تاریخ اسلام خبری ندارد، هرچند که اگر ارث هم می‌بود باز ملک حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها بود ولی این‌گونه نیست.

در فقه شیعه مطرح است که اگر کسی از دنیا برود و از او یک دختر و چند زن باقی بماند، همسران او از زمین ارثی ندارند، یعنی تمام آن خانه‌هایی که همسران رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در آن زندگی می‌کردند به محض شهادت حضرتش به حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها می‌رسد و ارث آن بانوی عظیم‌الشأن است.

لذا اگر زنان رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌خواستند در آن خانه‌ها به زندگی خود ادامه دهند باید از حضرت‌صدیقه صلوات‌الله‌علیها اجازه می‌گرفتند.

اما نقل است که: اشتري (معاوية) من عائشة منزلها، يقولون بمائة و ثمانين ألف درهم و يقال بمائتي ألف درهم و شرط لها سكناها حياتها، عایشه ملک خود را به 180هزاردینار و به نقلی به 200هزار دینار به معاویه فروخت و شرط کرد که تا زنده است در آن خانه بنشیند! در حالی که این زمین ملک عایشه نبود که فروش آن برایش جایز باشد.(۱۱)

خلاصه این‌که خلفاء غاصب هرچه را که ارزش داشت از حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها گرفتند وهیچ کدام را به حضرتش برنگرداندند، و فقط اگر زمینی بی‌ارزش بود به آن دست نزدند.

یک شیعه باید بداند که در صدر اسلام چه گذشته است، و آگاه باشد که دستگاه غاصب هم حکومت را و هم اموال را غصب کردند تا دست این خاندان خالی و دست خودشان پر شود و در بعضی از منابع آمده که غاصبین از این اموال در ساختن شمشیر و وسائل جنگی و کشورگشائی استفاده می‌کردند چنان‌که ابوبکر گفت: قَدْ جَعَلْنَا مَا حَاوَلْتِهِ فِی الْكُرَاعِ وَ السِّلَاحِ یُقَاتِلُ بِهِ الْمُسْلِمُونَ وَ یُجَاهِدُونَ الْكُفَّارَ، وَ یُجَالِدُونَ الْمَرَدَةَ، ثُمَّ الْفُجَّارَ.(۱۲)

حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها هم در خطبه به صراحت بیان فرمودند که شما غاصب و جاعل حدیث هستید، و همین دو مورد برای بطلان حکومت این افراد کافی بود و به دلیل علاوه ای نیاز نبود، زیرا کسی که جعل حدیث کرده و بر پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله دروغ می‌بندد و اموال را غصب می‌کند واضح است که لیاقت حکومت بر مسلمانان را ندارد.

پانوشت:

(۱) سوره انفال آیه‌اول، سوره حشر آیه۶و۷.

(۲) الدر المنثور- سیوطی چاپ بیروت ج۲ ص۱۵۸ و ج۵ ص۲۷۳، کنز العُمال – متقی هندی ج۲ ص۱۵۸ و ج۳ ص۷۶۷، شواهد التنزیل – حاکم حسکانی، مؤسسة الطبع و النشر ج۱ ص۴۳۹ و ۴۴۱، شرح نهج‌البلاغه، ابن ابي الحديد، ج۴، ص۸۰، ینابیع المودة – قندوزی ج۱ ص۱۳۸ و ۳۵۹.

(۳) سوره اسراء آیه۲۶ و سوره روم آیه۳۸.

(۴) بحارالأنوار ج۲۹ ص۲۲۶.

(۵) بحارالأنوار ج۲۹ ص۱۳۴.

(۶) معجم البلدان، ذیل واژه فدک، فتوح البلدان ج۱ ص۳۹-۴۰، مغازی واقدی ص۷۱۰-۷۱۱، امتاع الاسماع ص۳۳۲،  الاحکام السلطانیه ماوردی ص۱۷۰ و الاحکام السلطانیه ابویعلی ص۱۸۵.

(۷) الکافی ج۷ ص۴۸، وسائل الشیعه بیروت ج۱۹، ص۳۸۰، سیره ابن‌هشام ج۱ ص۵۱۸ وج۳ ص۹۴، المغازی ج۱ ص۲۶۲، مستدرک الوسائل، قم، آل البیت، 1408، ج14، ص۵۱، دعائم الاسلام چاپ مصر دارالمعارف، ۱۳۸۵ق، ج۲ ص۳۴۱،

(۸) بحارالأنوار ج۴۳ ص۱۵۸ و۱۵۹.

(۹) صحیح‌بخاری ص1040 حدیث 4240 و 4241، صحیح مسلم، كتاب الجهاد ص ۴۹ و ۵۳.

(۱۰) بحارالأنوار ج۲۹ ص۲۲۸ و ۲۳۴.

(۱۱) الطبقات الكبری ج۸ ص۱۶۵.

(۱۲) بحارالانوار ج۲۸ ص۲۳۱.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
حدیث منزلت

ثبت‌نام مدرسه علمیه مکتب وحی نبوی

از طلاب، علما و دانش پژوهان مستعد و جویای معارف اهل بیت علیهم‌السلام در سه موضوع خارج اصول، رجال و مبانی علوم قرآنی با تدریس استاد عالیقدر آیت الله جعفر فاضل (مدظله) به صورت مجازی ثبت‌نام می‌شود.

مواد درسی:
خارج اصول (تنقیح الاصول عن اللغو و الفضول)
علم رجال و درایة الحدیث
مبانی علوم قرآنی

تذکر:
لازم به ذکر است که این دورۀ مجازی شرط سنی یا تحصیلی ندارد و ثبت‌نام برای همه طالبان معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام آزاد است.

نحوه برگزاری دوره مجازی:
یک صوت از هر کلاس برای طلاب محترم ارسال می‌شود و عزیزان ملزم به ارائۀ متن تقریر آن درس هستند.
صوت دوم و بعدی هر کلاس پس از ارسال تقریر جلسه قبل برای پشتیبان کلاس، از سوی مؤسسه برای طلبه ارسال خواهد شد.

لطفا جهت ثبت‌نام از ساعت 9:00 الی 17:00 با مسئول ثبت‌نام توسط دکمه زیر در ارتباط باشید