امیرالمونین برادر رسول خدا

امیرالمومنین؛ برادر رسول خدا

مکتب وحی نبوی » دروس استاد » شرح خطبۀ فدکیه » امیرالمومنین؛ برادر رسول خدا

أَنْقَذَكُمُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِمُحَمَّدٍ صلی‌الله‌علیه‌وآله بَعْدَ اللَّتَيَّا وَ الَّتِي وَ بَعْدَ أَنْ مُنِيَ بِبُهَمِ‏[1] الرِّجَالِ وَ ذُؤْبَانِ الْعَرَبِ وَ مَرَدَةِ أَهْلِ الْكِتَابِ‏ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ‏ أَوْ نَجَمَ قَرْنُ الشَّيْطَانِ‏[2] أَوْ فَغَرَتْ فَاغِرَةٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ‏[3] قَذَفَ أَخَاهُ فِي لَهَوَاتِهَا[4] فَلَا يَنْكَفِئُ‏حَتَّى يَطَأَ جَنَاحَهَا بِأَخْمَصِهِ‏[5] وَ يُخْمِدَ لَهَبَهَا بِسَيْفِهِ مَكْدُوداً فِي ذَاتِ اللَّهِ مُجْتَهِداً فِي أَمْرِ اللَّهِ قَرِيباً مِنْ رسول خدا سَيِّداً فِي أَوْلِيَاءِ اللَّه.
حضرت زهرای مرضیه سلام‌الله‌علیها بیان کردند که شما در چه وضعیتی بودید. از نظر اقتصادی یا بهداشت یا امنیت که به صورت کلّی نبود یا از نظر فکری و روانی هیچ امنیتی در جامعه شما نبود. پدر من این امنیت روحی روانی معنوی را ایجاد کرد. هرجا که شیطان شاخ خودش را آشکار می‌کرد یا یاوه سرایی از مشرکین آغاز کرده و فتنه­ ای روحی و روانی یا فیزیکی ایجاد می‌کرد رسول خدا برادر خودشان امیرالمومنین را به رویارویی آن‌ها می‌فرستادند.

آنچه در این مقاله خواهد خواند:

  • اصلاح فرهنگ جاهلیت توسط پیامبر
  • امیرالمومنین، برادر رسول خدا
    • لیلة المبیت
  • اشکالات مخالفان
    • رد فضیلت؛ علم امیرالمومنین به شهید نشدن
    • اولویت حضور ابوبکر بر شهادت امیرالمومنین
  • برادری پیامبر و امیرالمومنین
  • فرار مخالفان اهل‌بیت در جنگ‌ها
  • بهترین همراه در طاعت خدا
    • تفاهم زناشویی
    • ازدواج آسمانی
    • معیار زوجین در خواستگاری
  • امیرالمومنین؛ هموار کننده مسیر پروردگار
    • بررسی عبارت «ممسوس در ذات خدا»
    • مکدود؛ زحمت دهنده به خود در راه خدا
  • امیرالمومنین؛ تلاشگر در مسیر خدا
    • رفاه زیاد و تنبلی
  • هدایت‌ناپذیری برخی دشمنان اهل‌بیت

اصلاح فرهنگ جاهلیت توسط پیامبر

حضرت زهرای مرضیه سلام‌الله‌علیها بیان کردند که شما در چه وضعیتی بودید از نظر اقتصادی یا بهداشت یا امنیت که به صورت کلّی نبود یا انظر فکری و روانی هیچ امنیتی در جامعه شما نبود. پدر من این امنیت روحی روانی معنوی را ایجاد کرد شما از آب‌های گندیده و بدبو و همان آب‌هایی که حیواناتتان از آن استفاده می‌کردند می‌خوردید این وضعیت بهداشتشان بود و هر شب که می‌خوابیدید امید بیدار شدن فردا را نداشتید که شاید قبیله­‌ای به شما حمله کند و هیچ امنیتی در میان شما نبود.

به هر حال پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله زحمات فراوانی کشیدند و ایشان به صورت بلافاصله فرمودند بعد از اینکه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در جایی امنیت ایجاد می‌کردند باز بلافاصله در جای دیگری شری راه می افتاد یک شاخ شیطانی آشکار می‌شد یا وقتی از گوشه گویی یاوه گویی یاوه می‌گفت و اژدهایی سر در می‌آورد یعنی در همان زمانی که نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به عربستان غلبه پیدا کرده بودند باز هم شرها تمام نشده بود خبر می‌رسید فلان قبیله شورش کردند یا به فلان منطقه حمله کردند با هم پیمانان پیامبر که می‌جنگیدند گویا به خود پیامبر حمله کردند. یعنی همینطور فتنه خاموش نشد.

امیرالمومنین، برادر رسول خدا

حضرت زهرای مرضیه فرمودند قذف اخاه فی لهواتها هرجا که شیطان شاخ خودش را آشکار می‌کرد یا یاوه سرایی از مشرکین آغاز کرده و فتنه­ ای روحی و روانی یا فیزیکی ایجاد می‌کرد رسول خدا برادر خودشان را به رویارویی آن‌ها می‌فرستادند کلمه برادر آمده است و آمدن این کلمه از روی جهتی است تا کسی فکر نکند که ایشان از روی بی اهمیتی فرستاده شدند یا از روی دشمنی تا رسول خدا راحت شوند. لذا کلمه برادر آمده است و برادر مشخص است که برادر با برادر چقدر مهربان و انیس است.

لیلة المبیت

در همان شبی که رسول خدا از مکه خارج شدند چهل نفر از مشرکین برنامه ترور پیامبر را داشتند و شیطان نقشه­اش را ریخته بود و نقشه هم جالب بود به این شکل که اگر هرکس می‌آمدند رسول خدا را شهید می‌کردند و از قبیله­ای بودند قریش ولو که رسالت رسول خدا را قبول نداشتند ولی چون کسی از قریش کشته شده است به آن قبیله حمله می‌کردند شیطان به آنان آموخت و شکل انسانی پیدا کرد و گفت چهل قبیله مهم هستید از هر قبیله پهلوانی انتخاب کنید و همه با هم در این جریان دخالت داشته باشید و آن وقت قریش با تمام قدرتش هیچ کاری نمی‌تواند بکند می‌خواهد با کل عربستان و عرب بجنگد نمی‌تواند لذا دست برمی‌دارد و فوقش دیه می‌گیرند و نقشه نقشه شیطان بود.

رسول خدا خارج شدند و وقت خروج با آن شخص برخورد کردند و مجبور شدند آن را هم ببرند تا خبر ندهد چه کسی جای پیامبر خوابید امیرالمومنین خب رسول اکرم به امیرالمومنین پیشنهادی دادند از سوی پروردگار که جای من بخواب خطر خیلی عظیم است خب لباس های مخصوص پیامبر را امیرالمومنین پوشیدند و رفتند به منزل پیامبر آن‌ها هم از اطراف و کوچه ها کشیک می دادند متوجه نشدند امیرالمومنین است و خیال کردند خود پیامبر وارد منزلشان شدند و خیالشان از این بابت راحت شد ولی کسی که جای پیامبر خوابیده بود مولای ما امیرالمومنین است و قصه هایی در آن شب رخ داد در آسمان در زمین جریاناتی رخ داد.

آن شب به لیلة المبیت مشهور شد یعنی شبی که امیرالمومنین جای پیامبر خوابیده­اند تا پیامبر فرصت پیدا کنند و از شهر مکه دور شوند لیلة المبیت که آغاز شد و امیرالمومنین خوابیدند و آن‌ها نیز آمدند و جریاناتی رخ داد غرض اینکه این یکی از فضائل امیرالمومنین است و یکی از آزمایش های سخت خدا از امیرالمومنین است چهل مرد مسلّح برنامه آن‌ها هم کشتن پیامبر است و آن آقایی که در بستر خوابیده فکر می‌کنند خود پیامبر است و لذا خطر خطر عظیمی است.

یعنی امیرالمومنین جان خودشان را فدای پیامبر کردند ولی واقعاً دهان کسانی که نسبت به اهل‌بیت علیهم‌السلام حرف های گزاف می زنند بسته باشد آن‌ها هم فهمیدند این فضیلت خیلی فضیلت بالایی است لذا آمدند و در محاجه ها و بحث ها گفته اند که رسول خدا ابوبکر را با خود بردند چون می دانستند خلیفه می‌شود ولی امیرالمومنین علیه‌السلام بودن یا نبودنشان العیاذ بالله فرقی نمی‌کند و اگر هم کشته شدی هیچ صدمه ­ای به اسلام وارد نمی‌شود و این حرف‌ها را با همین شنائت می‌زنند.

اشکالات مخالفان

رد فضیلت؛ علم امیرالمومنین به شهید نشدن

برخی از این افراد خودشان جواب خودشان را داده ­اند مانند محمد حضرمی از علمای یمن و سنی است و کتاب معاویه و تاریخ را نوشته است و در آنجا این مطلب را مطرح می‌کند و چند مطلب دیگر را نیز عنوان می‌کند او می‌گوید شما چه می‌گویید امیرالمومنین که علم غیب داشت و جای پیامبر خوابید پس این شجاعتی نمی‌خواهد می‌دانست که اتفاقی برایش نمی‌افتد که جوابشان را داده است که شجاعت یک حس باطنی است و ربطی به علم ندارد بعد هم ما می‌دانیم که بحث بداء نیز می‌باشد که چیزهایی خبر داده شود ولی با شرائطی مسئله عوض شود این مطلب ماست.

اولویت حضور ابوبکر بر شهادت امیرالمومنین

اشکال بعدی که کردند همین است که شهادت امیرالمومنین بی‌اهمیت بوده است و ابوبکر را بردند که برای اسلام لازم است حال به درد کجای اسلام می خورد خود آن‌ها باید جواب دهند چون ابوبکر نه جواب دادن به سئوالات را بلد بود نه معجزه­ای داشت و نه کلام حسابی بلد بود بزند وقتی که امیرالمومنین جای پیامبر خوابیدند خداوند در آسمان خطاب کرد به جبرئیل و میکائیل که من شما دو نفر را برادر قرار دادم کدامین شما حاضرید از مابقی عمرشان به خاطر برادرش بگذرد هیچکس قبول نکرد بعد خداوند خطاب کرد که من علی را برادر رسولم قرار دادم الآن حاضر شده است از مابقی عمر خودش بگذرد پس امکان شهادت نیز هست که جبرئیل و میکائیل به زمین آمدند و گفتند یا علی بخ بخ یباهی الله بک الملائکه فی السماء خداوند در نزد ملائکه به شما مباهات می‌کند که من علی دارم و همه این جریان فضیلت است چه آیه ­ای نازل شد و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله عده ­ای از مردم هستند که جانشان را برای خدا و کسب رضایت خدا می‌فروشند پس جانشان را امیرالمومنین در معرض قرار دادند. بعد خداوند می فرماید والله رئوف بالعباد این نشان می‌دهد که خداوند جان ایشان را حفظ می‌کند یعنی امیرالمومنین واقعاً در معرض شهادت بودند و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رئوف بالعباد لذا این مسئله اخوت خیلی مهم است.

برادری پیامبر و امیرالمومنین

اهمیت اخوت وقتی آشکار می‌شود که امیرالمومنین علیه‌السلام را به مسجد بردند و با آن وضعیت دلخراش و جسورانه و بی‌ادبانه که داشتند که خودش یک مصیبت عظمیی است و شمشیر کشیدند که باید بیعت کنی و حضرت فرمودند بیعت نکنم چه می‌کنید گفتند تعارفی نداریم می‌کشیم امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند بنابراین اگر من را بکشید برادر پیامبر و بنده خدا را کشته اید عمربن خظاب لعنة الله علیه گفت اما اخ الرسول فلا و اما عبدالله فنعم قبول نکرد اخ را اما اینکه بگویی بنده خداست بله همه بنده خدا هستند اما اینکه بگویی برادر پیامبر هستی ما قبول نداریم.

یعنی این مسئله را می فهمید یعنی چه و همانجا انکار کرد نه برادر پیامبر نیستی یعنی نزدیکترین دلنشین‌ترین افراد به رسول خدا شما چه کسی را دارید می کشید اینجا حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها کلمه اخ را آوردند که قذف اخاه فی لهواتها در آن سختی‌ها در آن تنش ها در آن درگیری ها در آن جنگ‌ها که همه­اش خطر بود گاهی مسئله اجن هم چند بار بود رسول خدا قذف اخاه برادرش را می انداخت در این شعله‌های فتنه و کلمه برادر را برای این آوردند که کسی نگوید که ایشان علاقه ای به امیرالمومنین علیه‌السلام نداشتند و کشته شدند مهم نیست نه برادرشان عزیزترینشان بود عزیزترین شخصشان را می فرستند.

آیا امیرالمومنین علیه‌السلام موفق برمی‌گشتند؟ بله و بخمد لهبها بسیفه امیرالمومنین علیه‌السلام در جنگی که بود چه جنگ با انسان‌ها یا اجنه وقتی برمی‌گشتند کاری کرده بودند که تمام دشمن‌ها زیر پای ایشان له شوند لگدمال بشوند و شراره آتشی که آن‌ها با فتنه‌های خودشان روشن کرده بودند امیرالمومنین علیه‌السلام با شمشیرشان خاموش می‌کردند و همیشه موفق بودند.

فرار مخالفان اهل‌بیت در جنگ‌ها

آنهایی که ادعای خلافت کردند و هیچ دلیل و هیچ آیه و هیچ روایتی و هیچ مستندی نداشتند در همه جنگ‌ها فرار می‌کردند و یا آماده فرار بودند. یعنی منتظر بودند که اگر جریانی بود فرار کنند حال در بقیه خطبه موجود است که وقتی ایشان می‌رفتند تا شعله‌ها را خاموش کنند شما چه می‌کردید تتربصون بنا الدوائر شما همینجا بودید و قبلاً هم فرموده بودند و انتم فی رفاهیة من العیش یعنی شما خوش می‌گذراندید و زیر سایه درختان بودید و آبی بود و میل می‌کردید و میوه می‌خوردید و لذت می‌بردید بادئون فاکهون آمنون هیچ خطری هم شما را تهدید نمی‌کند بلکه تتربصون بنا الدوائر هی منتظر بودید که خبری برسد که اهل‌بیت علیهم‌السلام کشته شدند و هر کسی از سفر و جنگ می‌آمد از او می پرسیدید چه شد ولی شما کاری به دیگران نداشتید می‌خواستید بپرسید که علی بن ابی طالب زخمی یا کشته شده است یا نه وقتی جنگ هم که می‌شد همیشه شما طوری بودید که پشتتان به جنگ بود یا شرکت نمی‌کردید یا با کراهت شرکت می‌کردید یا خوب نمی‌جنگیدید.

لذا همیشه آماده بودید که اگر جریانی شد فرار کنید و تفرّون من القتال از جنگ فرار می‌کردید این‌ها می‌خواستند سرنوشت اسلام را رقم بزنند کسانی که همیشه از جنگ‌ها فرار می‌کردند عثمان لنگ بود در جنگ احد تا خود مدینه دوید این‌ها این‌گونه بودند اگر کسی فکر می‌کند که به خاطر دشمنی ما این حرف‌ها را می‌زنیم و افتخار هم می‌کنیم که با این‌ها دشمن هستیم برود کتاب‌های خودشان را نگاه کند کتاب‌های خودشان را ما اسم می بریم وخودشان قبول دارند و همچنین تواریخ مثلاً مشهورترینش طبقات ابن سعد را نگاه کنند کامل ابن اثیر را نگاه کنند یا تاریخ طبری را و کتاب‌هایی که هست ولی این کتاب‌ها مشهورترین آن هاست تمام این‌ها به اتفاق فرار این‌هایی که بعداً ادعای خلافت کردند را در جنگ‌ها نشان می‌دهند در جنگ‌هایی هم که فرار نکردند هیچ تاثیری در جنگ نداشتند حتی یک نفر را نکشتند و دنبال یک نفر هم ندویدند و کسی را هم نکشتند فقط مواظب بودند که خودشان کشته نشوند این‌ها وضعشان این‌گونه بود.

رسول خدا برادرشان را به رویارویی این فتنه‌ها می‌فرستادند و برنامه امیرالمومنین علیه‌السلام این بود که تا آن‌ها را زیر لگد نمی‌کردند و آتش فتنه را خاموش نمی‌کردند دست برنمی‌داشتند مکدوداً فی ذات الله.

بهترین همراه در طاعت خدا

این عبارت ها تعریف امیرالمومنین است نه از لسان من و شما از لسان حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها. یعنی دارند از امیرالمومنین علیه‌السلام تعریف می‌کنند و این خیلی شنیدنی است وقتی که بین امیرالمومنین علیه‌السلام و حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها اجرای عقد شد رفتند به منزل و زیر یک سقف قرار گرفتند روزی رسول خدا از امیرالمومنین علیه‌السلام پرسیدند کیف وجدت امرئتک فاطمه؛ همسر خودت را چگونه یافتی؟ تعریف کن؛ امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند: نعم العون فی طاعة الله؛ همین یک جمله باعث شد که ما مجموعه ­ای از مطالب را در ازدواج صحیح شیعی ترتیب دهیم.

تفاهم زناشویی

یعنی اگر کسی بپرسد که چجور زنی بگیرم روان‌شناس غربی می‌گوید تفاهم داشته باشید تفاهم به خودی خود چیز بدی نیست اما ممکن است تفاهم بر شرک یا تفاهم بر کفر داشته باشند زن بی‌حیا و مرد بی‌غیرت هر دو تفاهم دارند خانم می‌خواهد بی‌حجاب باشد و مرد هم غیرت ندارد دعوایی نمی‌شود. اما یکی از این‌ها مذهبی شود و توبه کند تازه اول درگیری هاست بعد می‌گوید این مجالس شما چه با برکت بود تا نمی‌آمدیم زندگیمان شیرین بود اما بعد دو یا سه جلسه زندگیمان به هم ریخته است این چه جور برکت مجلس است آن اتحاد و تفاهمی که از اول داشتید تفاهم و اتحاد برشرک بوده است.

روان‌شناس‌ها می‌گویند تفاهم ندارید و نشد ایجاد بشود از هم جدا بشوید برای آن‌ها مهم هم نیست که تفاهم در ایمان باشد یا تفاهم در شرک باشد همان تفاهم باشد خوش هستند آن‌ها زندگی می‌خواهند بکنند اما اسلامی که ما آموختیم این است که ملاک بندگی است و ملاک زندگی نیست لذا در مسئله ازدواج نباید شما زیاد به قیافه توجه کنید گرچه مجاز هستید که به قیافه توجه کنید نباید به ثروت و قدرت و سمت توجه کنید این‌ها ملاک نباشد گرچه مجاز هستید توجه کنید به هر حال وقتی می‌خواهد با کسی ازدواج کند باید قیافه ­ای باشد که بپسندد اما اگر ملاکش خدا باشد قیافه مهم نیست حتّی ممکن است با کسی ازدواج کند که زشت است اما آن شخص می‌تواند ما را در طاعت خدا کمک کند و ما هم برای طاعت و بندگی خلق شده­ ایم.

ازدواج آسمانی

این ازدواج یک ازدواج آسمانی است شما وقتی ازدواج کنید و مقداری برای خودتان باشد هرکاری کنید آسمانی نیست شما همسری بگیرید که خیلی زیبا باشد شما هر کاری کنید زیبایی او برای شماست هر کاری کنید نمی‌شود. مگر علاّمه مجلسی باشد که به این‌ها توجه نکند و همه برای خدا باشد یعنی در واقع قسمی برای خودش است و مخلص لله نیست. مثلاً برخی می‌گویند غذا یا آب یا چای یا… که در مجلس است شفا است می‌گویند خوردیم شفا نگرفتیم اگر کسی برای خدا و نیت شفا بخورد شفا است اما اگر در نیتش شرک باشد شفا نیست می‌گوید این چایی برکت دارد اما رفع تشنگی هم بکنم این شرک شد یا کباب مجلس می خورد و بخش عظیم نیتش کباب بودن است نه اینکه این کباب مال مجلس است این شرک است این برکت ندارد وقتی شما برای خدا در این جریان شریکی قائل نشدید این شفا است از اینجا به حرم می‌روید و می‌گویید خسته شوم و عرق بکنم عیبی ندارد.

اما اگر نیتی هم برای خودش باشد این نیت شرک دارد و به مقداری که نیت شرک وارد شود برکاتش را می‌گیرد. لذا خیلی از ازدواج ها نیت شرک درونشان است البته شرک خفی است نه شرک جلی وشرک هم بی چارگی ایجاد می‌کند نسل را خراب می‌کند و شما بگویید بعد ده یا بیست یا سی یا چهل یا پنجاه سال ازدواجتان همه­اش اساساً برای خدا نبوده است و مقداری هم برای شهوت و لذت و قیافه بوده و مقداری برای دفع تنهایی بوده است همه ­اش برای خدا نبوده می‌تواند نیت کند که ادامه زندگیش همه‌اش برای خدا باشد تازه وارد محیط توحید می‌شود اگر بتواند که به این توانایی برسد که با توسل می‌شود.

یعنی ادامه زندگی برای خدا باشد و مسائل برایش مهم نباشد و مهم این باشد که این زن نعم العون فی طاعة الله لذا اگر از ما بپرسند که در روانشانسی دینی شیعی زن خوب چه زنی است ما می‌گوییم زنی است که شما را در طاعت خدا کمک کند ولی زن گرفته­ای می‌گوید نماز نرو بیا با هم بگردیم بیا همینجا که همه نامحرم هاست بگردیم و امثال ذلک چنین زن و شوهری در ظاهر خوش بخت هستند اما از لحاظ روانشناسی دینی این زن کمک در راه طاعت خدا نیست.

معیار زوجین در خواستگاری

چرا رسول اکرم فرمودند که اگر شخصی خواستگاری دختران آمد و شرابخور بود به آن دختر ندهید ممکن است شرابخور باشد ولی اخلاق دیگرش خوش باشد مشتی باشد دست و دلباز باشد یا وضعیت اجتماعی و اقتصادیش خوب باشد وهمه مسائل رفاهی را آماده می‌کند چرا چون او کمک در طاعت خدا نیست لذا می‌بینیم که حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام در جواب اینکه چگونه فاطمه سلام‌الله‌علیها را یافتی می‌فرمایند آن هم فقط یک جمله نعم العون فی طاعة الله

شما همین یک جمله عمیق که از امیرکلام است دقت نمایید تمام ملاک اینکه با چه کسی دوست شویم و با چه کسی دوست نباشیم و با چه کسی ازدواج بکنیم یا نکنیم همه آن مسائل دستتان می‌آید برخی طلّاب متاسفانه هنوز رفقای بد قبل طلبگی را دارند که سبب می‌شود روحیه آن‌ها ضعیف شود این عون و کمک تو در طاعت خدا نیست بله موارد استثنا هم داریم مثلاً شما فردی قوی هستی که تاثیر نمی‌گیری و می‌توانی بعد از مدتی در او تاثیر بگذاری آن بجث دیگر است ولی خیلی افراد به این توانایی نرسیدند.

امیرالمومنین؛ هموار کننده مسیر پروردگار

از زبان حضرت زهرای مرضیه سلام‌الله‌علیها تعریف امیرالمومنین می‌شود مکدوداً فی ذات الله مجتهداً فی امر الله ما عباراتی داریم که در کتب آمده است که علی ممسوس فی ذات الله خیلی افراد طبع غلو دارند می‌پرسیم ممسوس به چه معنی است خب در لغت عرب دو معنا دارد یکی دیوانه و یکی مخلوط و قاطی که ممسوس معمولاً به کسی می‌گفتند که مورد مس شیاطین قرار گرفته است و قاطی کرده است و معمولاً این کلمه در مکان مثبت استفاده نمی‌شود بعد می‌گویند ممسوس فی ذات الله یعنی خداوند او را مس کرده است.

مثلاً حلول کرده است اگر دقت کنند این کار از لحاظ مبانی اعتقادی صحیح نیست چون مخلوق مخلوق است و خالق خالق است ولی خب اگر می‌خواهند به عبارت دقت کنند فی ذات الله دارد اگر مراد آن‌ها را این عبارت می‌خواست برساند باید ممسوس بذات الله می‌بود نه ممسوس فی ذات الله چون برخی عبارات را داریم که بیان می‌کنند حضرت علی علیه‌السلام خشنٌ فی ذات الله یعنی در مسیر پروردگار بسیار سختگیر هستند و ملامت هیچ کسی را توجه نمی‌کنند.

بررسی عبارت «ممسوس در ذات خدا»

این حدیث علی ممسوس فی ذات الله در کتب عامه است مانند حلیة الاولیاء ابونعم و در کتاب‌های متعدّدی است به شکل‌های مختلف مثلاً لا تسّبوا علیاً فانه ممسوس فی ذات­الله و چند شکل دیگر نیز آورده ­اند که در کتب عامه است در کتب خودمان نیز هست ولی ممسوس به خط کوفی که خطی است که نقطه نداشت. میم دوم مانند خ نوشته می‌شود در خط کوفی اینچنین است یعنی می‌توانید ممسوس بخوانید و اگر نقطه بگذارید می‌تواند مخدوشاً بخوانید شما چرا این‌گونه نخواندید چون خط کوفه نقطه ندارد الآن شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها هفتاد و پنج و نود و پنج داریم اما دو روایت نیست یک روایت است خمس و سبعین و خمس و تسعین در خط کوفی شبیه هم هست و بعداً نقطه گذاری کردند و این اختلاف ایجاد شد که شهادت ایشان 95 روز بعد است یا هفتاد و پنج روز بعد بوده است.

در اینجا هم می‌تواند مخشوش باشد در روایاتی هم داریم که کلمه خشن به کار رفته است و مشخص نیست اینجا مراد کدام است در جریان حضرت علی اکبر هم که بانوان ایشان را رها نمی‌کردند و مقاتل ذکر کرده ­اند که ای بانوان علی اکبر را رها کنید فانه ممسوس فی ذات الله مقتول فی سبیل الله در آنجا هم ممسوس می‌تواند مخشوشاً فی ذات الله باشد یعنی در راه خدا در مقابل دشمن خدا کوتاهی نمی‌کند اشداء علی الکفار رحماء بینهم اینجا داریم مکدوداً فی ذات الله یعنی امیرالمومنین علیه‌السلام در مسیر پروردگار همه سختی‌ها را هموار می‌کنند عبادت باشد همین است جنگ باشد همین است رسیدگی به یتیم‌ها و فقرا باشد همین است.

مکدود؛ زحمت دهنده به خود در راه خدا

هر وقت حضرت قمبر التماس می‌کرد که شما مولای من هستید و من غلام شما هستم بگذارید شب‌ها کوله بار غذا را من به دوش بکشم حضرت فرمودند نه باید خودم بیاورم در راه خدا بدن خودشان را به زحمت می‌انداختند در راه خدا مکدود بودند در راه خدا خودشان را اذیت می‌کردند و هیچ نوع که بخواهند به خودشان سخت نگیرند نبوده است. خود پیامبر ابتدای کار که نماز می‌خواندند روی نوک پا می‌خواندند که خستگیش بیشتر است در برخی روایات است که یک پا را جدا می‌کردند که در راه خدا اذیت بشوند و ایرادی ندارد و خداوند از باب تفضل گفت ما انزلنا علیک القرآن لتشقی و ما در شرح روایی سوره طه عرض کردیم که ملاک در نزول احکام اذیت شدن و سختی نیست این فکر صوفیه است.

در سوره طه بیان می‌شود که ما قرآن را نازل نکردیم مگر اینکه لیخشی بحث خشیة الهی است اگر کسی ملاک را سختی بگیرد از شیعه خارج می‌شود گرچه عبادت سختی دارد این فرق دارد اگر کسی ملاک را سختی بگیرد خیلی از مسائل را می‌تواند بگوید می‌تواند ملامتیه هم بشود لباسی بپوشد که همه مسخره ­اش کنند و بگوید می خواهم تهذیب نفس کنم یا خودش را طوری کند که از نگاه دیگران اذیت شود یا همه احترامش می‌کنند بعد برود دزدی بکند تا کسی تعریفش نکند و تواضع کند این می‌شود صوفیه ملامتیه ما ملاکی که در انزال کتب و دستورات فهمیدیم این است که انسان به خشیت بیافتد تذکرةً لمن یخشی باشد ملاک رسیدن به خشیة الله است.

اما طبیعت دستورات سختی هم دارد و چون طبیعت دستورات سختی دارد مومن برای رسیدن به خشیة الله از سختی عبادت فرار نمی‌کند نه اینکه خود را به سختی بیاندازد بلکه از سختی عبادت فرار نمی‌کند مومن در راه خدا از سختی عبادت فرار نمی‌کند نماز شب و یا روزه و یا خمس و زکات ویا حج و یا جهاد همه سختی دارند در راه خدا همان دستوراتی که هست مومن تنبلی به خودش راه نمی‌دهد امیرالمومنین علیه‌السلام چگونه توسط حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها تعریف می‌شوند در راه خدا و برای رضایت خدا هیچ سستی و کهالتی نیست هیچ اینکه بخواهند در رفاه باشند نیست نه اینکه دنبال سختی باشند تمام احکام سختی دارد برای آن‌ها پذیرای این سختی‌ها هستند.

امیرالمومنین؛ تلاشگر در مسیر خدا

حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام برای رسیدن به فرمان خدا یا اجرای فرمان خدا پرتلاش هستند ما فکر می‌کنیم که اگر امکانات بیشتر باشد اوضاع بهتر می‌شود ولی طبیعت بشر این است که اگر امکانات بیشتر باشد بشر تنبل­تر می‌شود.

الآن خیلی از مدارس امکاناتشان در حد عالی است کولر کتابخانه امکانات رفاهی همه عالی است ولی نتیجه برعکس شده است از این مکان ملای درست و حسابی در نیامد ما در اوایل طلبگی چیز هایی می‌شنیدیم که باورمان نمی‌شد یکی از مجتهدین به طلاب خودشان سخت می گرفت و معمولاً از 100 نفر در آخر سال 15 نفر می‌ماندند می گفتیم چرا سخت می‌گیرید می‌گفتند این‌هایی که ماندند طلبه هستند و آینده هم دارند رفاه زیاد تنبلی ایجاد می‌کنند.

رفاه زیاد و تنبلی

من نمی خواهم بگویم رفاه باشد یا نه بلکه می خواهم خبر دهم که رفاه زیاد تنبلی ایجاد می‌کند در همان روز جمعه خب غسل جمعه روایات عجیبی دارد در خانه‌ها قبلاً امکانات نبود و برف طوری می‌آمد که دالان می‌زدند مثلاً تبریز ولی آن طوری که ما شنیدیم با اینکه در خانه حمام نبود و رفتن به حمام زحمت و خرج و زمان بر بود به هر شکلی بود خودشان را می‌رساندند که غسل جمعه را انجام دهند حال می‌بینیم حمام در خانه است و همه چیز آماده است ولی غسل جمعه انجام نمی‌دهد.

لذا اگر کسی می‌خواهد در دایره شریعت نه مانند صوفیه پیشرفتی بکند خودش را به همین عبادت ها بیاندازد و سختی عبادت­ها را برای خودش هموار کند نه اینکه همین که خسته شد رها بکند مقداری سختی عبادت را به خودش هموار کند کم‌کم از لحاظ روحی قوی می‌شود. لذا سختی عبادت را مطابق با عقل باید هموار کرد تا آن مسائل برگردد بله برخی اوقات قلب ادبار دارد باید رها شود اما نه همیشگی به حالات قلب بستگی دارد و نباید بگذاریم که بدنمان تنبل بار بیاید اگر انسان خودش را رها کند و هرچه می‌خواهد بخوابد تنبل است به مقداری که دانش شما اقتضا می‌کند خواب لازم است بخوابید به مقداری که بدن لازم دارد بخوابید بعد نصف عمرش در خواب است یا غذا خوردن به مقداری بخورد که بدن لازم دارد چنین فردی خودش را رها کرده است در راه خدا انسان باید به خودش سختی هم بدهد امیرالمومنین علیه‌السلام مجتهداً فی امرالله در راه خدا از هیچ کوششی دریغ نداشتند بعد حضرت فرمودند قریباً من رسول خدا نزدیک‌ترین شخص به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله امیرالمومنین علیه‌السلام بودند.

هدایت‌ناپذیری برخی دشمنان اهل‌بیت

منصور خدا لعنتش کند در زمان جوانی که فقیر بود بین نماز ها در محله های شیعه نشین فضیلتی از امام حسین یا امیرالمومنین می‌گفت و مردم به او پول می‌دادند ولی آخر کار قاتل فرزندان فاطمه است راوی می‌گوید چرا حالت اینقدر عوض شده است ای منصور وی گفت من بر خودم عهد و نذر کردم که امشب نخوابم مگر اینکه سید بنی فاطمه را بکشم و تا به حال بیش از صد نفر از این‌ها را گردن زدم گفتند مرادت کیست مشخصاً گفت امام صادق علیه‌السلام خواستند نظرش را عوض کنند نشد جلّادها را حاضر کردند تا امام صادق علیه‌السلام آمدند دیدم اوضاع عوض شد و این با آن خشونت و عصبانیتی که داشت و جلادها هم منتظر اشاره او بودند بدنش می‌لرزید آنقدر که دندان‌هایش به هم می‌خورد گویا از چیزی ترسیده است.

دوید به طرف امام صادق علیه‌السلام که چه کسی شما را آورده است حضرت فرمودند خودت خواستی دست های امام را با احترام گرفت و در جای خودش نهاد و گفت دستوری دارید بفرمایید حضرت فرمودند مزاحم من نشوید الآن اهل و عیال من نگران من هستند که چه می‌شود بگذار ما برگردیم گفت بفرمایید و امام برگشتند به محضی که امام صادق علیه‌السلام رفتند راوی می‌گوید دیدم منصور چند ساعت در خواب رفت و من هم جرائت نکردم بیدارش کنم وقتی بیدار شد نگاهی به اطراف کرد و گفت نماز عشای من قضا شد برو آب بیار تا وضو بگیرم گفتم منصور چه شد تو می‌خواستی امام را بکشی چه شد؟

گفت به محض اینکه امام وارد شدند ( چون امام قدرت الله است و هیچ موجودی در عالم قدرتش ما فوق قدرت امام نیست اگر امام کشته یا زخمی یا مسموم می‌شود امام به اذن الهی از قدرتش استفاده نمی‌کند نه اینکه موجودی غالب بر امام شود ) دیدم اژدهایی جسیم و بزرگ دهان بازکرده بود که تمام قصر من را پر کرده بود و چنان دهشتناک بود که می‌لرزیدم و صدایی می‌شنیدم که اگر صدمه ­ای به فرزند پیامبر بزنی تو قصرت را نابود می‌کنم این جریان منصور بود ولی فکر نکنید این مسائل باعث هدایت این‌ها می‌شود.

امثال منصور و منصور بروند و جهنم را تجربه بکنند یعنی بمیرند و عالم برزخ و عالم قیامت را طی کنند و بعد در جهنم بسوزند در آن عذاب سخت و خداوند او را به زمین بازگرداند باز منصور همان منصور می‌شود و ما برای این قضیه آیه و روایت داریم فکر نکنید این معجزات سبب می‌شود که دست از کشتن امام بردارد یا دست از رذالت هایشان دست بردارند و عاقبت این منصور لعین امام را مسموم کرد و چند روز امام علیه‌السلام در اثر این سم اذیت بودند و راوی می‌گوید محضر امام رسیدم تعبیر او این است که از بدن امام صادق علیه‌السلام جز سری باقی نمانده بود و من شروع به گریستن کردم یاد جمله اسماء انسان می‌افتد که از بدن حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها چیزی باقی نمانده بود.


[1] بهم الرجال: شجعانهم.

[2] نجم: ظهر، و قرن الشيطان: امته و تابعوه.

[3] فغرفاه: أي فتحه، و الفاغرة من المشركين الطائفة منهم.

[4] قذف رمى، و اللهوات- بالتحريك، جمع لهات-: و هي اللحمة في أقصى شفة الفم.

[5] ينكفئ: يرجع، و الأخمص: ما لا يصيب الأرض من باطن القدم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
حدیث منزلت

ثبت‌نام مدرسه علمیه مکتب وحی نبوی

از طلاب، علما و دانش پژوهان مستعد و جویای معارف اهل بیت علیهم‌السلام در سه موضوع خارج اصول، رجال و مبانی علوم قرآنی با تدریس استاد عالیقدر آیت الله جعفر فاضل (مدظله) به صورت مجازی ثبت‌نام می‌شود.

مواد درسی:
خارج اصول (تنقیح الاصول عن اللغو و الفضول)
علم رجال و درایة الحدیث
مبانی علوم قرآنی

تذکر:
لازم به ذکر است که این دورۀ مجازی شرط سنی یا تحصیلی ندارد و ثبت‌نام برای همه طالبان معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام آزاد است.

نحوه برگزاری دوره مجازی:
یک صوت از هر کلاس برای طلاب محترم ارسال می‌شود و عزیزان ملزم به ارائۀ متن تقریر آن درس هستند.
صوت دوم و بعدی هر کلاس پس از ارسال تقریر جلسه قبل برای پشتیبان کلاس، از سوی مؤسسه برای طلبه ارسال خواهد شد.

لطفا جهت ثبت‌نام از ساعت 9:00 الی 17:00 با مسئول ثبت‌نام توسط دکمه زیر در ارتباط باشید