«السلام علیک یا خیرةالله و ابن خیرته». این فراز از زیارت امام حسین علیهالسلام را انتخاب شده خدا و فرزند انتخاب شدگان خدا معرفی میکند. اگر معنا و مفهوم این فراز برای کسی روشن شود، چارچوب دین برایش روشن میشود. در معارف، برخی جملات اگر درست فهم شوند، گویی همه دین فهم شده است.
جلسه هشتم از سلسله جلسات شرح زیارت عاشورا
آنچه در این مقاله خواهید خواند:
- انتخاب شدگان خدا
- معنای لغوی «خیرة» و «مختار» و تفاوت آن دو
- انتخابهای نسبی و انتخاب مطلق در خلقت
- خلقت نورانی اهلبیت و ظهور نور
- قاعدهی انتخاب الهی و ممنوعیت تغییر آن
- مثال فقهی: حق طلاق و انتخاب الهی
- تعیین همسر در موارد خاص و جریان انتخاب الهی
- شباهتهای ظاهری اهلبیت و نقش ملائکه در صورتگری
- جمعبندی «السلام علیک یا خیرةالله و ابن خیرته»
- روضه امام حسن مجتبی علیهالسلام
انتخاب شدگان خدا
و سپس سلام به ارباب، حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام:
«السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَبا عَبْدِاللّٰهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللّٰهِ وَابْنَ خِیرَتِهِ»
شما انتخاب شده خدایید، و پسرِ کسی هستید که او نیز انتخاب شده خداست. اهمیت فراز «السلام علیک یا خیرةالله و ابن خیرته». این فراز از زیارت، اگر برای کسی روشن شود، چارچوب دین برایش روشن میشود. در معارف، برخی جملات اگر درست فهم شوند، گویی همه دین فهم شده است. اما ما معمولاً زود از کنار اینها عبور میکنیم و به یک ترجمه سطحی بسنده میکنیم.
امام باقر علیهالسلام فرمودند: «در سخنان ما تدبر کنید.»
یعنی بنشینید و فکر کنید و تأمل کنید.
با تدبر در سخنان اهلبیت، مؤمن به بالاترین مراتب ایمان میرسد؛ زیرا فهم سخن امام یعنی فهم دین؛ و وقتی دین فهم شد و در جان انسان نشست، انسان «دیندار» میشود، نه ظاهر دیندار.
شخصی به امیرالمؤمنین علیهالسلام عرض کرد: آقا، خودتان را به من معرفی کنید. معمولاً تعریف کردن از خود، ناپسند است؛ فطرت این را میفهمد. اما حضرت فرمودند:
«چه کنم که شناختِ ما، دین شماست؛ وگرنه علیبنابیطالب هرگز از خودش تعریف نمیکرد.»
پس زیارتها معرفی اماماند؛ هر سلام، معرفی است:
«السلام علیک یا اباعبدالله»
«السلام علیک یا ابن رسولالله»
و اکنون:
«السلام علیک یا خیرةالله»
این یعنی همه خلقت را یکطرف بگذار، حسینبنعلی طرف دیگر.
او «خیرة الله» است؛ یعنی انتخاب برترِ خداوند.
معنای لغوی «خیرة» و «مختار» و تفاوت آن دو
در مقدمه باید معنای «خیرة» و «مختار» روشن شود.
«مختار» اسم مفعول است؛ یعنی «انتخاب شده».
اما «خیرة» در عربی اسم تفضیلی و تفسیری است؛ یعنی «آنکه انتخاب شده چون بهترین است».
«خیر» یعنی بهتر؛ «اخیر» یعنی بهترین.
در خطبه غدیر، پیامبر اکرم درباره امام زمان علیهالسلام فرمودند:
«إنّه خیرة الله و مختاره»
یعنی هم انتخاب شده است (مختار)، و هم انتخابِ برتر و بهترین است (خیرة).
تفاوت:
مختار یعنی انتخاب شده، بدون اشاره به اینکه چرا و به چه جهت.
اما خیرة یعنی انتخابی که «جهت» در آن لحاظ شده؛ یعنی انتخابِ اصلح، انتخابِ اکمل، انتخابِ زیباترین.
وقتی درباره اهلبیت گفته میشود «خیرة الله»، یعنی:
کلّ خلقت یک سو، ایشان یک سو؛ ایشان بهترینِ همهاند؛ چیزی بالاتر از آنان قابل تصور نیست.
انتخابهای نسبی و انتخاب مطلق در خلقت
گاهی انتخاب نسبی است؛ مثلاً خداوند عرب را در میان عربها، قریش را میان قبایل، فارس را در میان عجم برتر قرار داد؛ این انتخاب «به تناسب» است.
یعنی یک خوبی در یکی هست که از دیگری بهترش میکند، و ممکن است دیگری از او بهتر باشد.
اما درباره پیامبر اکرم و اهلبیت اینگونه نیست.
اینجا انتخاب «مطلق» است.
قرآن و ادعیه میگویند:
«خیرة الله فی خلقه»
یعنی کل خلقت یک طرف، رسولالله یک طرف؛ و هیچ موجودی در تمام آفریدههای خدا بالاتر از ایشان نیست.
اهلبیت «نور واحد»اند؛ یعنی فضائلشان یکی است؛ علمشان، معرفتشان، پاکیشان، قوتشان… اما مقام پیامبر به جهت منصب، برتر است؛ هرچند فضیلتها جاری است.
خلقت نورانی اهلبیت و ظهور نور
خلقت اهلبیت از نوع «ظهور نور» است؛ نه خلق شیء جدید.
یعنی وقتی امیرالمؤمنین علیهالسلام خلق میشوند، ظهور همان نور پیامبر است؛ مهتدی از هادی جدا نیست؛ منبع واحد است.
رسول خدا فرمود:
«علی منّی و أنَا مِن علی»
و ائمه فرمودند:
«کلّنا فی العلم و الفضل سوّاء»
اما منصب رسولالله، جایگاه اول است.
مثلی که زده میشود:
گلی که خدا ابتدا خلق میکند، زیباترین گل آفرینش است.
هر گل دیگری که از آن نور اولیه خلق شود، مرتبهای پایینتر دارد؛ اما اصل زیبایی به او رسیده است.
جبرئیل از نور امیرالمؤمنین خلق شده، اما مرتبهاش پایینتر است.
پیامبران از نور اهلبیت خلق شدهاند، اما از امام پایینترند.
هرکس به اندازه پذیرش نور امام رتبه میگیرد:
بعضی نبی میشوند، بعضی رسول، بعضی امام، بعضی پایینتر…
قاعدهی انتخاب الهی و ممنوعیت تغییر آن
هرجا خدا انتخاب میکند، کسی حق تغییر ندارد؛ تغییرش شرک است.
مثلاً خدا حجاب را واجب کرده؛ کسی بگوید: «ای کاش خدا حجاب را نمیگذاشت» این در قلب شرک است.
یا خمس را کسی نپسندد، در دل بگوید: «این انتخاب خوبی نیست» این شرک است.
چون «خیرة الله» یعنی بهترین انتخاب خدا.
پس هرچه خدا انتخاب کرده، همان بهترین است.
ردّ آن، یعنی رد بهترین، یعنی رد خدا.
این قاعده حتی در احکام جاری است.
مثال فقهی: حق طلاق و انتخاب الهی
این مثال شما کاملاً حفظ شد و اکنون منظم شده:
در فقه، بعضی حق طلاق را به زن میدهند؛ اما این خلاف انتخاب الهی است؛ خدا حق طلاق را با حکمت به مرد داده.
اگر این حق به زن داده شود، خلاف اراده خداست؛ یعنی انتخاب خدا را رد کردهایم.
حتی اگر مرد بخواهد از حق خود سوءاستفاده کند، فقیه دخالت میکند و طلاق را جاری میکند.
اما اصل حق، متعلق به مرد است؛ چون خدا بهترین را انتخاب کرده و این انتخاب را نمیشود تغییر داد.
قاعده فقهی «شرط خلاف مقتضای عقد» نیز همین را تأیید میکند:
اگر در عقدی شرطی بگذاریم که ذات عقد را نقض کند، عقد باطل است.
نمونهها:
عقد نکاح بخوانند اما شرط کنند محرم نباشیم!
یا فروش خانه اما شرط کنند که ملکیت منتقل نشود!
در بحث طلاق نیز همین است:
وکالت دادن زن برای اجرای طلاق، در حقیقت همان انتقال حق طلاق است؛ چون وکیل مانند اصیل عمل میکند.
اما خدا این را برای زن قرار نداده.
پس این نیز خلاف انتخاب الهی است.
این مثال کامل و بدون حذف آمده است.
تعیین همسر در موارد خاص و جریان انتخاب الهی
گاهی خدا و رسول شخصی را برای ازدواج تعیین میکنند؛ آنجا دیگر اختیار برداشته میشود.
مانند ماجرای زینب بنت جحش.
او ابتدا امتناع کرد، اما آیه نازل شد که:
«وقتی خدا و رسول امری را انتخاب کنند، شما حق انتخاب ندارید.»
این نمونه روشن است از اینکه انتخاب خدا بهترین است، و رد آن شرک.
آزادیهای محدود انسان و بندگی حقیقی
انتخابهایی که انسان مجاز به انجام آن است، در واقع آزادیهایی است که خدا به او داده.
مثل مدیر مدرسه که اجازه بازی میدهد.
پس آزادی واقعی هم در محدوده بندگی است.
در امور بزرگ مثل ولایت، انتخاب فقط انتخاب خداست.
هیچکس در انتخاب ولیّ خدا دخالت ندارد.
خلقت نور اول، فقط کار خداست.
«ربّک یخلق ما یشاء و یختار.»
شباهتهای ظاهری اهلبیت و نقش ملائکه در صورتگری
روایت دارد که امیرالمؤمنین شبیه پیامبر بودند.
امام حسن شبیه حضرت خدیجه بودند، امام حسین شبیه حضرت زهرا.
اینها در طبقات ژنتیکی معمولی قابل فهم است.
اما درباره شباهت امیرالمؤمنین با پیامبر، روایت میگوید:
خدا به ملائکه صورتگر در رحم مادر دستور داد که صورت امیرالمؤمنین را شبیه رسولالله بسازند:
«ربّک یخلق ما یشاء و یختار.»
جمعبندی «السلام علیک یا خیرةالله و ابن خیرته»
اکنون روشن شد:
«خیرةالله» یعنی بهترینِ همه خلایق، در هر جهت: علم، قدرت، سماحت، شجاعت، فصاحت، نورانیت…
اهلبیت «اشرف الخلق» هستند؛ هیچکس بالاتر از آنان نیست.
در دعای ندبه میخوانیم:
«أین صدر الخلائق ذو البرّ و التقوی»
یعنی ای صدرنشین تمام خلایق، که همه خوبیها در توست، و از هر شرکی پاکی.
هرکس ادعا کند جای امام است، باطل است؛ زیرا ذوبَر و ذوتقوا نیست.
تمام انبیا—even اگر همه فضائلشان جمع شود—جانشین پیامبر نمیشوند.
پس چگونه کسانی جرأت کردند خود را جانشین پیامبر معرفی کنند؟
این فاجعهای بزرگ است.
روضه امام حسن مجتبی علیهالسلام
جعده دختر اشعث، آن فرد خبیث، امام مجتبی را مسموم کرد.
در منابع معتبر آمده است که امام چهل روز در حالتی بودند که خون بالا میآوردند؛ با هر بار دیدار، شیعیان میدیدند لختههای خون از وجود حضرت خارج میشود.
روز چهلم، امام فرمودند تشت بیاورید.
وقتی تشت آوردند، خون در آن جمع شد؛ تشت پر شد.
حضرت زینب کبری ناله زدند؛ زنان گریستند.
امام فرمودند:
«خواهرم… زمانی نمانده… نگرانم از دنیا بروم و برادرم حسین را نبینم.»
خبر دادند؛ امام حسین وارد شدند؛ تشت خون را دیدند؛ برادر را در آن حال دیدند و گریستند.
امام مجتبی فرمود:
«لا یوم کیومک یا اباعبدالله»









