باب الله بودن اهل بیت

باب‌ الله بودن اهل‌بیت

مکتب وحی نبوی » دروس استاد » مبانی امامت » باب‌ الله بودن اهل‌بیت

هر مقدار علم و حکمت و رحمت و معرفة‌الله که نزد مردم است سرچشمه آن اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم هستند. و آن هم از طریق آن بزرگواران به ایشان ‌داده می‌شود. این همان باب‌الله بودن اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم است. از همین رو اگر کسی بخواهد وارد وادی معرفةالله شود باید از در وارد شود.

اهداف درس:

  • باب‌ الله بودن اهل‌بیت
  • کیفیت باب‌ الله بودن اهل‌بیت
  • توحید و معرفت به امام‌
  • امام، محور وحدت مردم
  • امام، سبیل الله و صراط مستقیم و راه رسیدن به توحید و بهشت
  • انحراف مردم از باب الله توسط عالِم نماها
  • صدرنشینی عالِم نماها و فرقه‌های گمراه برای منحرف کردن مردم از باب الله

باب‌ الله بودن اهل‌بیت

به بررسی هشت اصل از مبانی امامت پرداختیم و مبنای هفتم این بود که قلب مقدس امام محل خواست و اراده خداوند است، در نتیجه هرچه را که خداوند بخواهد، ایشان به اراده خودشان همان را می‌خواهند و در مبنای هشتم بیان شد که اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم معدن علم و رحمت و معرفت و حکمت هستند.

هر مقدار از علم و حکمت و رحمت و معرفة‌الله که در نزد مردم است سرچشمه آن اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم هستند و از طریق آن بزرگواران به ایشان ‌داده می‌شود، و این همان باب‌الله بودن حضرات معصومین صلوات‌الله‌علیهم است؛ از همین رو اگر کسی بخواهد وارد و ادی معرفةالله شود باید از در وارد شود.

مرحوم فیض‌کاشانی در توضیح باب‌الله بودن اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم گفته‌اند: «من حيث أن بهم يدخلون إلى دار رحمته و منازل كرامته» معنای باب‌الله بودن اشان این است که انسان به و سیله این بزرگواران می‌تواند به سرمنزل رحمت و کرامت الهی برسد. (۱) یعنی اگر کسی بخواهد به خداوند و صل شود باید از طریق اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم باشد و اگر خداوند نیز بخواهد به کسی چیزی عنایت فرماید از طریق اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم جاری می‌شود.

اگر پرسیده شود: گاهی ما خدا را مخاطب قرار می‌دهیم درحالی‌که کسی را بین خود و خدا و اسطه نکرده‌ایم و خداوند نیز دعای ما را مستجاب فرموده و به ما جواب می‌دهد؟

پاسخ این است که طبق روایات هرکسی در هرجای دنیا از خداوند درخواست کند چه امام را بشناسد و چه نشناسد دعایش از طریق امام و با اذن امام بالا می‌رود (۲) و هرگاه خداوند بخواهد استجابت کند باز از طریق امام است چنان‌که به محضر ایشان عرضه می‌داریم: «إِرَادَةُ الرَّبِّ فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْكُمْ و تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِكُمْ». (۳)

خواست پروردگار در اندازه‌گیری‌های امورش به سوی شما فرود می‌آید، و از خانه‌های شما صادر می‌گردد، پس امامان ما معدن علم الهی و معدن اسرار پروردگار و معدن معارف حضرت حق هستند و ما از سوی ایشان به خدا و صل می‌شویم و از همین جهت باب‌الله و حقیقت علم‌الله و اُذُن‌الله و جَنبُ‌الله و عین‌الله و یدالله هستند و از جهات مختلف اسامی مختلف دارند. (۴)

اگرما در شأن اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم عبارات «اُذُن‌الله» و «عین‌الله» و «جنب‌الله» را به‌کار می‌بریم هرکدام از یک لحاظ به ایشان اطلاق می‌شود.

از این لحاظ که دارای قدرت‌الهی هستند به ایشان یدالله می‌گویند و از این حیث که به همه چیز اگاه هستند حقیقت علم‌الله می‌باشند و از این بابت که مقرب‌ترین و نزدیک‌ترین افراد به خالقند جنب‌الله هستند، و به این دلیل که و اسطه بین مخلوق و خالق می‌باشند باب‌الله هستند، پس اگرچه اسامی مختلف است اما حقیقت ایشان یکی‌است و دارای چند حقیقت نیستند.

کیفیت باب‌ الله بودن اهل‌بیت

بنابر روایات متواتر باب‌الله بودن اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم ثابت است و این عقیده ماست، و مشهورترین حدیث متواتر درباره باب بودن اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم روایت شریف نبوی صلی‌الله‌علیه‌وآله است که فرمودند: «أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ و عَلِیٌّ بَابُهَا». (۵)

امام‌سجاد صلوات‌الله‌علیه نیز در روایتی فرمودند: «نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ» همگی ما باب‌الله هستیم. (۶)

اما اثبات باب‌الله بودن اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم در فرمایش رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله این‌گونه است که و قتی آن حضرت از خود به شهر علم و معدن آن تعبیر و امیرالمومنین صلوات‌الله‌علیه را درگاه این شهر می‌نامند و از طرفی اصل علم از جانب خداوند در و جود رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله ریخته شده است و ازطریق آن حضرت به بقیه داده می‌شود، به طور مسلّم می‌توان گفت که حضرات معصومین صلوات‌الله‌علیهم باب و درگاه علم‌الله هستند.

رسول‌اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در خطبه نوارانی غدیر بر این مسأله تاکید کرده و به صورت و اضح بیان فرمودند: «مَعَاشِرَالنَّاسِ! مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا و قَدْ أَحْصَاهُ اللَّهُ فِیَّ و كُلَّ عِلْمٍ عَلِمْتُهُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فِی إِمَامِ الْمُتَّقِینَ و مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا و قَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً و هُوَ الْإِمَامُ الْمُبِینُ». (۷)

ای گروه مردم، هیچ علمی نیست که خداوند آن را به من آموخته باشد الّا این‌که آن را به امیرالمومنین صلوات‌الله‌علیه آموخته‌ام، البته مراد از آموختن در این‌جا افاضه است، و اگر کسی از درگاه وارد شهر علم شود به همه جای شهر می‌تواند سربزند و وارد شونده از غیر درگاه دزد محسوب می‌شود.

چنان‌که امیرالمومنین صلوات‌الله‌علیه فرمودند: «نَحْنُ الشِّعَارُ و الْأَصْحَابُ و الْخَزَنَةُ و الْأَبْوَابُ لَا تُؤْتَی الْبُیُوتُ إِلَّا مِنْ أَبْوَابِهَا فَمَنْ أَتَاهَا مِنْ غَیْرِ أَبْوَابِهَا سُمِّیَ سَارِقاً». (۸)

 ما همان ابواب‌الله و درگاه‌هایی هستیم که اگر کسی بخواهد وارد خانه‌ای شود به‌جز از طریق درگاه نمی‌تواند، و آن کسی که از غیر طریق درگاه وارد خانه‌ها شود دزد نامیده می‌شود.

آری چه بسیار کسانی که علوم پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله را دزدیدند درحالی که و لایت امیرالمومنین صلوات‌الله‌علیه را نداشتند، این افراد در نزد خداوند دزد محسوب می‌شوند چراکه هرنوع تصرفی در علوم مدینة‌العلم نبوی صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌جز از طریق باب و درگاه این مدینه یعنی امیرالمومنین صلوات‌الله‌علیه حرام است.

علمی که از طریق امام به ما برسد درست است و لی اخذ علم ازغیر معصوم همان دزدی است، زیرا سرچشمه علوم و معارف در نزد اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم است درجای دیگری پیدا نمی‌شود و هرکه بخواهد با معارف آشنا شود از غیر از خانه اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم جز شرک چیزی گیرش نمی‌آید، در زیارت جامعه عرض‌ می‌کنیم: «السَّلَامُ عَلَی مَحَالِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ و مَسَاكِنِ بَرَكَةِ اللَّهِ و مَعَادِنِ حِكْمَةِ اللَّهِ». (۹)

سلام بر جایگاه‌های معرفت خدا و قرارگاه‌های برکت الهی و سرچشمه و معدن حکمت پروردگار، و در روایتی از امیرالمومنین صلوات‌الله‌علیه نقل شده که فرمودند: «وَعِنْدَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ مَفَاتِیحُ الْعِلْمِ و أَبْوَابُ الحِكْمَةِ». (۱۰)

کلیدهای علم و دانش و درگاه‌های حکمت نزد ما اهل‌بیت است و جای دیگری این معارف یافت نمی‌شود، از همین رو امام‌باقر صلوات‌الله‌علیه به سَلَمَةَ بْنِ كُهَیْل و حَكَمِ بْنِ عُتَیْبَه که درِ خانه مدعیان علم را زده بوده و دیدند خبری نیست و سپس به محضر حضرت رسیدند، فرمود: «شَرِّقَا و غَرِّبَا لَنْ تَجِدَا عِلْماً صَحِیحاً إِلَّا شَیْئاً یَخْرُجُ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ». (۱۱)

به شرق عالم بزنید یا غرب آن هرگز علم صحیح نمی‌یابید مگر آن‌چه از نزد ما اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم خارج شود و در عبارت خطابه غدیر گذشت که فرمودند: هیچ علمی نیست مگر این که تنها در نزد پیامبر و اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم است.

توحید و معرفت به امام‌

در روایتی که متفق‌ٌعلیه بین فریقین است از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده که: مَنْ مَاتَ و لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً. (۱۲)

کسی که بمیرد در حالی که امام‌زمانش را نمی‌شناسد به مرگ جاهلیت مرده است و مشرک و بت پرست است، یعنی کسی که بخواهد به توحید برسد باید به اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم و صل شود و به معرفت امام‌زمان عجل‌الله‌‌تعالی‌فرجه‌ برسد و کسی که سراغ دیگران می‌رود امکان ندارد که توحید در و جودش شکل بگیرد.

چنان‌که در روایتی صریحاّ به این موضوع اشاره شده و شخصی از امام‌حسین صلوات‌الله‌علیه می‌پرسد: «یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتَ و أُمِّی فَمَا مَعْرِفَةُاللَّهِ؟ معرفت خداوند چیست؟ حضرت در پاسخ می‌فرمایند: مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُهُ». (۱۳)

شناخت و معرفت خداوند این است که اهل هر زمانی آن امامی را که خداوند فرمانبرداری‌اش را بر ایشان و اجب فرموده بشناسند.

معرفةالله به صورت کامل در قلب مقدس رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و سپس در قلب امام شکل می‌گیرد و هر مؤمنی که قلبش به قلب امام و صل شود به میزان اتصالش معرفت را درقلبش می‌ریزند و کسانی که کمبود معرفت دارند به دلیل کمبود ظرفیت ایشان است.

به‌طور مسلّم اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم کریم هستند و بخل و خساست در و جودشان نیست، و این جود و کرم همه جا را فراگرفته است، اما ظرف و جود ما کوچک است و به مقداری که این قلب گنجایش دارد در آن می‌ریزند و آن‌جا که ما بعضی ازمطالب را نمی‌فهمیم یا نمی‌توانیم هضم کنیم، دلیل آن خساست افاضه کنندگان نیست بلکه ظرف ما گنجایش نداشته و کوچک است و باید این ظرف را توسعه بدهیم، بنابراین اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم کریم هستند و اگر کسی قلبش به ایشان و صل شود به میزان ظرفیت و گنجایشی که دارد برایش معرفت می‌ریزند و تنها چیزی که از ما می‌خواهند این است که باید به آن بزرگواران و صل شویم.

از علامه‌مجلسی اعلی‌الله‌مقامه نقل می‌کنند که گفت: من هر آیه‌ای از قرآن را که می‌خواندم می‌توانستم بدون مطالعه در رابطه با آن سخن بگویم، اما درعین‌حال می‌فهمیدم که این فهم من کامل نیست و بسیاری از نکات و ظرائف را نمی‌فهمم، از همین رو تصمیم گرفتم که چند ریاضت شرعی انجام دهم و به پنج ریاضت شرعی مثل کم حرف زدن و کم غذا خوردن و انجام همه کارها برای خداوند مشغول شدم تا جایی که حتی ارضاء شهوات نیز برای خدا بود، پس از مدتی که وارد قرآن شدم دیدم آن‌قدر مطالب به ذهنم هجوم می‌آورد که حتی فرصت نمی‌کردم که آن‌ها را بنویسم.

جاری شدن علم به این شکل است و مفهوم معنویت همین است، و هرکسی با تسلیم در مقابل دستورات دین قلبش به امام‌زمان عجل‌الله‌‌تعالی‌فرجه‌ و صل شود به مقدار تسلیم و اتصالش معنویت به دست می‌آورد چرا که حضرات‌معصومین صلوات‌الله‌علیهم و اسطه فیض هستند و به گل روی ایشان ارزاق مادی و معنوی به ما می‌رسد: «بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَی و بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ و السَّمَاءُ». (۱۴)

دعای ندبه و اقعاً یک دوره معارف عظیم است مخصوصاً چند فراز اول آن که باید یاد گرفت و روی آن تأمل کرد، در فرازی از این دعا به عظمت اتصال قلبی به و لی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه اشاره کرده و می‌خوانیم: «أَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ و السَّمَاءِ» یعنی کجاست آن بزرگواری که و اسطه اتصال بین زمینیان و آسمانیان است؟ (۱۵)

امام، محور وحدت مردم

قرآن کریم بیان می‌فرماید که: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا و لَا تَفَرَّقُوا» (۱۶) همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و از گرد آن متفرق نشوید و حتی یک نفر را هم استثناء نفرموده است درحالی که صوفیه خود را مستثنی می‌دانند و می‌گویند که ما به امام‌زمان نیاز نداریم!

ابن عربی گفته: من هیچ موقع از خدا نخواستم که امام‌زمان را به من بشناساند چون نیازی به او نداشتم و ترسیدم از معرفة‌الله غافل شوم!

«فاعلم أنی علی الشک من مده إقامه هذا المهدی إماما فی هذه الدنیا فأنی ما طلبت من الله تحقیق ذلک و لا تعیینه و لا تعیین حادث من حوادث الأکوان إلا أن یعلمنی الله به ابتداء لا عن طلب فإنی أخاف أن یفوتنی من معرفتی به تعالی حظ فی الزمان الذی أطلب فیه منه تعالی معرفه کون و حادث بل سلمت أمری إلی الله فی ملکه یفعل فیه ما یشاء فإنی رأیت جماعه من أهل الله تعالی یطلبون الوقوف علی علم الحوادث الکونیه منه تعالی و لا سیما معرفه إمام الوقت فأنفت من ذلک». (۱۷)

مرحوم فیض کاشانی بعداز اشاره به این عبارات ابن‌عربی می‌گوید: ابن‌عربی با گفتن این کلام خود را از شناختن امام زمان بی نیاز پنداشته در صورتی که از حدیث مشهور «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» (۱۸) آگاه بوده است. (۱۹)

مفهوم سخن ابن‌عربی نظر به مبانی فکری او این است که ما عقل کل هستیم و دارای مکاشفات می‌باشیم و خودمان خدا را درک کرده‌ و به مقام غیب‌الغیوبی رسیده‌ایم و اکنون دیگر خود خدا هستیم از همین رو نیازی به امام نداریم.

اما دستور صریح پروردگار اعتصام به ریسمان الهی است و بدون استثناء باید همه به آن چنگ بزنند و اگر کسی به این ریسمان متمسک و معتصم شد به بالا کشیده می‌شود، درغیر این صورت محکوم به انحطاط و و اماندگی است.

این ریسمان داری خصوصیاتی چند است: اول این‌که از آسمان به زمین کشیده شده و ممدود است و در روایات از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده که فرمودند: «إِنِّی مُخَلِّفٌ فِیكُمُ الثَّقَلَیْنِ الثَّقَلُ الْأَكْبَرُ الْقُرْآنُ و الثَّقَلُ الْأَصْغَرُ عِتْرَتِی و أَهْلُ بَیْتِی هُمَا حَبْلُ اللَّهِ مَمْدُودٌ بَیْنَكُمْ و بَیْنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ». (۲۰)

من در بین شما قرآن و اهل‌بیتم را باقی می‌گذارم و این دو حبل ممدود الهی در میان شما هستند، پس این ریسمان در و سط راه نیست بلکه به پایین کشیده شده و در دسترس مردم است و هم‌چنین تأکید شده که این حبل مشدود است یعنی اصلاً این طناب پاره شدنی نیست: «هُمْ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِینُ و هُمْ عُرْوَةُ اللَّهِ الْوُثْقَی الَّتِی لَا انْفِصامَ لَها». (۲۱)

«هِیَ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِینُ الَّذِی لَا یُخْلِقُهُ طُولُ التَّكْرَارِ مَنْ تَمَسَّكَ بِهِ». (۲۲)

بنابراین حضرات‌معصومین صلوات‌الله‌علیهم حبل‌ممدود و مشدود هستند و اگر تمام خلائق بیایند و به این ریسمان چنگ بزنند پاره شدنی و از هم گسستنی نیست و همه باید به این حبل‌متین و عروةالوثقی چنگ بزنیم تا خود اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم ما را بالا بکشند.

آری و ظیفه ما تنها تمسک و چنگ زدن به این ریسمان است و ادامه مسیر تفضل خود اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم است، و به عبارت دیگر در ما هیچ نوری نیست و باید با تمسک به آن بزرگواران کسب نور کنیم، و از جمله فرمایشات اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم است که: «طَرِیقُنَا الْقَصْدُ و فِی أَمْرِنَا الرُّشْدُ» ما اهل‌بیت باعث رشد می‌شویم. (۲۳)

فقط و فقط اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم حبل‌الله هستند و همه موظف هستند به این بزرگواران متمسک شوند و آن‌هایی که متمسک به دیگران و افرادی غیر مصادیق حبل‌الله می‌شوند قطعاً رشدی هم ندارند.

امام، سبیل الله و صراط مستقیم و راه رسیدن به توحید و بهشت

امام‌رضا صلوات‌الله‌علیه به یکی از اصحاب فرمودند: «إِذَا أَخَذَ النَّاسُ یَمِیناً و شِمَالًا فَالْزَمْ طَرِیقَتَنَا فَإِنَّهُ مَنْ لَزِمَنَا لَزِمْنَاهُ و مَنْ فَارَقَنَا فَارَقْنَاهُ» هرگاه دیدی مرم به راه‌های مختلف می‌روند تو فقط راه و روش ما را دنبال کن ، زیرا هرکه با ما باشد ما نیز با اوییم و هرکه از ما جدا شود ما نیز اورا کنار می‌گذاریم. (۲۴)

و در روایت امام‌صادق صلوات‌الله‌علیه آمده که «الْعَامِلُ عَلَی غَیْرِ بَصِیرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَی غَیْرِ الطَّرِیقِ و لَا یَزِیدُهُ سُرْعَةُ السَّیْرِ مِنَ الطَّرِیقِ إِلَّا بُعْداً» یعنی اگر کسی بدون بصیرت اقدام کند و از مسیر ما نیاید مانند شخصی است که بیراهه می‌رود و هیچ و قت به مقصد نمی‌رسد و هرچه سریع‌تر برود از مقصد دورتر می‌شود. (۲۵)

مثلاً کسی که در مسیر تهران در حرکت است اگرچه آهسته برود و لی عاقبت به مقصد می‌رسد و لی اگر همین شخص با قصد تهران به سمت مرز افغانستان برود نتیجه این است که هرچه تندتر حرکت کند از تهران دورتر می‌شود.

امام‌باقرصلوات‌الله‌علیه فرمودند: «نَحْنُ السَّبِیلُ» ما شاهراه هدایت هستیم. (۲۶)

سوره حمد هفت مرتبه بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل شد و پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله به صراحت به امیرالمومنین صلوات‌الله‌علیه فرمودند: «أَنْتَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ» یا علی تو صراط مستقیم هستی! (۲۷)

صراط همان حبل‌الله بودن امام است و کسی که از مسیر الهی برود به مقصد می‌رسد و لی کسی که از طریق اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم حرکت نکند از مقصد دورتر می‌شود هرچند که بیشتر نماز بخواند و بیشتر روزه بگیرد. (۲۸)

انحراف مردم از باب الله توسط عالِم نماها

اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم مسیر رسیدن به بهشت هستند و اگر کسی از این مسیر برود به توحید می‌رسد، اما فراوان بودند کسانی که از غیر طریق ایشان رفتند، به عنوان مثال در عصر امام‌باقر صلوات‌الله‌علیه بیش از یکصد و پنجاه نفر مفتی و عالم‌نما بودند که محل رجوع عامه مردم قرار گرفته و حکومت و قت احساس کرد که تعدادشان خیلی زیاد شده، از همین رو از میان آن‌ها سی‌وپنج نفر را انتخاب کردند.

اما باز دیدند که زیاد است و هفت مفتی را انتخاب کردند و بقیه را کنار زدند و بعداً نیز به پنج و دست آخر به چهارنفر رسید که عبارت از ابوحنیفه و مالک و شافعی و احمدبن‌حنبل و سرگروه و امام چهار مذهب اهل‌تسنن شدند و لی هیچ دلیلی نیست که این چهارنفر به آسمان و صل باشند و حتی هیچ دلیلی بر هدایت خودشان و جواز فتوا دادنشان و جود ندارد.

این چهار امام اهل‌تسنن بعضی از کارهای زشت را حلال کردند و فتاوای بسیاری برخلاف ماانزل‌الله صادر کردند! و این شعر ابن‌حجاج حاکی از فتاوای باطل و شنیع ایشان است:

الشافعيُّ من الأئمةِ قائلٌ

اللعْبُ بالشطرنجِ غيرُ حرامِ

وأبو حنيفةَ قالَ و هو مصدَّق

فيما يبلِّغُه منَ الأحكامِ

شُرْبُ المثلّثِ و المنصَّفِ جائز

فاشرب علي طرَبٍ من الأيامِ

وأباحَ مالك الفُقاعَ تطرّقاً

وبه قوامُ الدينِ و الإسلامِ

والحَبْرُ أحمدُ حلَّ جَلْدَ عميرة

وبذاك يُستغني عن الأرحامِ

فاشرب و لُط و ازنِ و قامرْ

واحتجِجْ في‌كل‌مسألةٍ‌بقول‌إمامِ (۲۹)

بعضی از ایشان پا را فراتر گذاشته و از حد گذرانیده‌اند چنان‌که شاگرد ابوحنیفه می‌گوید: استاد من می‌گفت اگر در زمان رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بودم هر آینه به او خبر می‌دادم که در پنجاه مسأله اشتباه کرده است!

آن ملعون خودش را شهر علم می‌دانست و بسیار متکبر بود، و نقل شده که روزی با شاگردانش وارد خانه امام‌صادق صلوات‌الله‌علیه شد و امام برای او ثابت کردند که هم خودش و هم شاگردانش جهنمی هستند و بیان کردند که تو به آسمان و صل نیستی و هرچه را می‌گویی بر مبنای قیاس و تخیلات خودت می‌باشد و هیچ دلیلی برصحت توهمات و تخیلات تو نیست. (۳۰)

در روایتی است که حضرت‌صادق صلوات‌الله‌علیه به او فرمودند: آیا تو مفتی اهل‌عراق هستی؟ گفت بله، فرمودند: بِمَا تُفْتِیهِمْ؟

برچه مبنایی برای ایشان فتوا صادر می‌کنی؟ گفت: بِكِتَابِ اللَّهِ

حضرت فرمودند: و إِنَّكَ لَعَالِمٌ بِكِتَابِ اللَّهِ نَاسِخِهِ و مَنْسُوخِهِ و مُحْكَمِهِ و مُتَشَابِهِهِ؟

آیا تو که قرآن را توضیح می‌دهی ناسخ و منسوخ و مطلق و مقید و محکم و متشابه آن را می‌دانی؟ سپس سؤالات گوناگون از او پرسیدند و و ی در تمام آن‌ها درمانده شد و اقرار به جهل خود کرد. (۳۱)

آری! کسانی که مردم را به خودشان دعوت می‌کنند راهزن‌های مسیر دین هستند که ظاهراً خلأ دینی مردم را پر می‌کنند، به عنوان مثال اگر کسی سؤال شرعی دارد هنگامی که به سراغ مدعیان دانش رفته و بپرسد قطعاً آن‌ها با سرهم کردن پاسخی خلأ ذهنی و ی را پر می‌کند و دیگر از دفتر مرجع نمی‌پرسد به همین شکل اگر کسی کمبود معنوی دارد و در کلاس‌های به‌ظاهرمذهبی و در و اقع منحرف شرکت کند آنان به‌گونه‌ای و ی را مسحور و فریفته می‌کنند که دیگرسراغ نسخه اصلی نرود.

صدرنشینی عالِم نماها و فرقه‌های گمراه برای منحرف کردن مردم از باب الله

حکام جور در دوران ائمه صلوات‌الله‌علیهم برنامه‌هایی ترتیب می‌دادند تا مردم بر دور عالم‌نماها حلقه زده و ایشان پاسخ‌گوی همه سؤالات مردم باشند، و حضرت هشدار می‌دادند که این‌ها راهزن دین مردم هستند و خلأ دینی مردم را پر می‌کنند. (۳۲)

در روزگار ما نیز از این دست راهزن دین و عالم‌نما فراوان است و اگر این محرم و صفر نبود همه مردم اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم را فراموش می‌کردند.

فرقه منحوس صوفیه یکی از گروه‌هایی است که همواره تلاش بر دعوت مردم به سمت خودشان دارند و سعی می‌کنند با کارهای فریبنده مردم را به طرف خودشان جذب کنند، مثلاً در کتابی که حاوی کرامات جعلی برای بزرگان صوفیه است نوشتند: رابعه‌عدویه که زنی از بزرگان ایشان است سجاده بر روی هوا پهن می‌کرد و بر روی آن نماز می‌خواند. (۳۳)

امام‌هادی صلوات‌الله‌علیه فرمودند: این‌ها اظهار زهد می‌کنند تا توده نادان جامعه را پالان بزنند، ما از ایشان بیزار هستیم و این‌ها هم از ما دور هستند و هر که به زیارت صوفیه برود چه زنده و چه مرده مانند این است که به زیارت شیطان و عبادت بتان رفته باشد و هرکس که یکی از ایشان را یاری نماید و مدد کند مانند این است که که یزید و معاویه و ابوسفیان را یاری کرده و مدد کرده باشد. (۳۴)

این گروه توحید را طبق میل خودشان معنا می‌کردند و دینی دیگر را ارائه می‌دادند که هرگز ربطی به اسلام ندارد و نه تنها شیعیان بلکه حتی جماعت گمراه اهل‌تسنن نیز ایشان را قبول ندارند چنان که می‌بینیم بسیاری از سنی‌ها و و هابی‌ها مخالف صوفیه هستند.

صوفیه پایه گذار یک منهج و آیین انحرافی بودند و اولین کسی که اسم صوفی بر او گذاشته شد ابوهاشم کوفی بود، امام او را فاسدالعقیده و دارای دیدگاه پلید معرفی کردند و فرمودند: «هُوالّذی اِبْتدَعَ مَذْهَبا یُقال لَهُ التَّصَوُّف و جَعَلَهُ مَقَرّا لِعَقیدَتِهِ» او مکتبی را پی‌ریزی کرد که به آن تصوف می‌گویند و آن را جایگاهی برای عقیده‌اش قرار داد مردم را از ما اهل‌بیت دور کند و ما از این‌ها بیزار هستیم و ایشان از ما دور هستند و هر کسی به این‌ها نزدیک شود از ما دور شده است. (۳۵)

چنان‌که حضرت‌رضا صلوات‌الله‌علیه فرمودند: «مَنْ ذُکِرَ عِنْدَهُ اَلصُّوفِیَّهُ و لَمْ یُنْکِرْهُمْ بِلِسَانِهِ و قَلْبِهِ فَلَیْسَ مِنَّا» هرکه از صوفیه یاد کند و ایشان را با زبان و قلبش انکار نکند و باطل نداند از ما نیست. (۳۶)

خلاصه اینکه ایادی شیطان در این طریق زحمت بسیار کشیدند تا مردم به سراغ اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم نروند و در بین فرقه‌های فراوان منحرفی که از صدر اسلام تا کنون به و جود آمده هیچ فرقه‌ای به این موفقی پیش نرفته است، و اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم نیز محکم در برابر ایشان ایستادند و به سران آن‌ها جواب‌های دندان‌شکنی دادند. (۳۷)

ایستادگی برای خدا و مقاومت در هرجریانی مثمر ثمر است و نتیجه می‌دهد، مثل جریان اربعین و راهپیمایی عظیم آن که در طول زمان شکل گرفت و ابتدای این جریان با کمک علما و پیاده‌روی آن‌ها شروع شد و کم‌کم در عراق جا افتاد و بعد در ایران معمول شد و مردم یاد گرفتند و انصافاً جریان اربعین یک معجزه است.

حتی بزرگ‌ترین گردهمایی و جلسات مذهبی در دنیا به این آمار نرسیده است و حداکثر سه یا چهارمیلیون جمعیت جمع می‌شوند، و لی در موسم اربعین امام‌حسین صلوات‌الله‌علیه جمعیت بیش از این حرف‌هاست و بالای بیست میلیون ثبت شده است هرچند رسانه‌های دنیا سخت در تلاشند که این جریان را منعکس نکنند و این بزرگترین خیانت است.

جنبه‌های اعجاز در مراسم اربعین متعدد است، مثلاً و عده‌های غذایی که تقسیم می‌شود محیرالعقول است که در عرض سه شبانه‌روز حدود دویست میلیون پرس غذا تقسیم می‌شود.

اگر این جریان به صورت پررنگ در دنیا منعکس شود دیگر نیاز به تبلیغ دیگری نیست و همین خودش بزرگترین تبلیغ است و مردم دنیا را بیدار می‌کند و همین یک جریان برای اثبات حقانیت شیعه کافی است.

پانوشت:

 (۱) الوافی ج۱ ص۴۲۱.

 (۲) بحارالأنوار ج۲۶ ص۳۵۷.

 (۳) بحارالأنوار ج۹۸ ص۱۵۳.

 (۴) بحارالأنوار ج۴ ص۹، توحید صدوق ص۱۳۱، بصائرالدرجات ج۱ ص۱۳۷ تا۱۴۸.

 (۵) بحارالأنوار ج۱۰ ص۱۲۰.

 (۶) بحارالأنوار ج۲۴ ص۱۲.

 (۷) بحارالأنوار ج۳۷ ص۲۰۸.

 (۸) بحارالأنوار ج۲۶ ص۲۶۶.

 (۹) بحارالأنوار ج۹۹ ص۱۲۸.

 (۱۰) بحارالأنوار ج۶۵ ص۹۵.

 (۱۱) بحارالأنوار ج۲ ص۹۲.

 (۱۲) بحارالأنوار ج۳۲ ص۳۳۱، ینابیع المودة – قندوزی حنفی، چاپ اسوه ج3 ص456.

 (۱۳) بحارالأنوار ج۵ ص۳۱۲.

 (۱۴) زاد المعاد-مفتاح الجنان علامه مجلسی ص۴۲۴.

 (۱۵) بحارالأنوار ج۹۹ ص۱۰۷.

 (۱۶) سوره آل‌عمران آیه۱۰۳.

 (۱۷) فتوحات۴ جلدی ج۳ ص۳۳۲.

 (۱۸) بحارالأنوار ج۳۲ ص۳۳۱، ینابیع المودة – قندوزی حنفی، چاپ اسوه ج3 ص456.

 (۱۹) بشارة الشیعه – فیض‌کاشانی ص150 به نقل از کتاب موضع تشیع در برابر تصوف ص332 و 333.

 (۲۰) بحارالأنوار ج۸۹ ص۱۰۲.

 (۲۱) بحارالأنوار ج۳۷ ص۸۷.

 (۲۲) بحارالأنوار ج۷۵ ص۴۰۸.

 (۲۳) بحارالأنوار ج۶۵ ص۶۲.

 (۲۴) بحارالأنوار ج۲ ص۱۱۵.

 (۲۵) بحارالأنوار ج۱ ص۲۰۵.

 (۲۶) بحارالأنوار ج۲۴ ص۱۳.

 (۲۷) بحارالأنوار ج۴۰ ص۵۳.

 (۲۸) بحارالأنوار ج۲۷ ص۱۹۴ و ۲۳۵.

 (۲۹) کشف الحقایق – علی‌آل‌محسن ص۱۴۳، انساب‌النواصب ص۵۷۹.

 (۳۰) بحارالأنوار ج۵۸ ص۳۱۵.

 (۳۱) بحارالأنوار ج۲ ص۲۸۷ و ج۲۴ ص۲۳۶.

 (۳۲) بحارالأنوار ج۱ ص۱۵۳.

 (۳۳) تذکرةالاولیاء – شیخ فریدالدین عطارنیشابوری ص128 چاپ اول تهران انتشارات اساطیر 1379 ، به تصحیح و تحشیه رینولد آلن نیکلسون.

 (۳۴) حدیقةالشیعه ص۸۰۱.

 (۳۵) همان مدرک ص۷۴۹ و چاپ دیگر ص۵۶۰، سفینةالبحار ج۲، ص57 و ۵۸، الانثی عشریه، ص34، بحارالأنوار ج۲۵ ص۲۶۶.

 (۳۶) مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ج۱۲ص۳۲۳.

 (۳۷) بحارالأنوار ج۴۷ ص۳۶۰.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
حدیث منزلت

ثبت‌نام مدرسه علمیه مکتب وحی نبوی

از طلاب، علما و دانش پژوهان مستعد و جویای معارف اهل بیت علیهم‌السلام در سه موضوع خارج اصول، رجال و مبانی علوم قرآنی با تدریس استاد عالیقدر آیت الله جعفر فاضل (مدظله) به صورت مجازی ثبت‌نام می‌شود.

مواد درسی:
خارج اصول (تنقیح الاصول عن اللغو و الفضول)
علم رجال و درایة الحدیث
مبانی علوم قرآنی

تذکر:
لازم به ذکر است که این دورۀ مجازی شرط سنی یا تحصیلی ندارد و ثبت‌نام برای همه طالبان معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام آزاد است.

نحوه برگزاری دوره مجازی:
یک صوت از هر کلاس برای طلاب محترم ارسال می‌شود و عزیزان ملزم به ارائۀ متن تقریر آن درس هستند.
صوت دوم و بعدی هر کلاس پس از ارسال تقریر جلسه قبل برای پشتیبان کلاس، از سوی مؤسسه برای طلبه ارسال خواهد شد.

لطفا جهت ثبت‌نام از ساعت 9:00 الی 17:00 با مسئول ثبت‌نام توسط دکمه زیر در ارتباط باشید