خداوند متعال خطاب به پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا.(۱)
حق نزدیکان خودت را بده و همچنین حق مساکین و کسانی که در راه ماندهاند را، و در ابن راه ریختوپاش نداشته باش، یعنی نباید در عطای حقی که ایشان به گردن ما دارند اسراف کنیم و باید مسیر اعتدال را بپیماییم.
ازهمین جا مشخص میشود که اعطاء و تقسیم اموال موجود در نزد پیامبراسلام صلیاللهعلیهوآله دارای قاعده و قانون بوده و آن قاعده همانی است که خداوند ربالعزه بیان میکند و ما هم باید به تأسی از ایشان عمل کرده و در بذل و بخششهای خود اسراف نداشته باشیم.
این جریان در سال هفتمهجری صورت گرفت و از همان سال فدک در اختیار حضرتزهرا سلاماللهعلیها قرار گرفت، لذا اصلاً فدک جزء ماترک و میراث رسولخدا صلیاللهعلیهوآله نیست که بعد بخواهد به صورت ارث به دیگران برسد بلکه این زمین درزمان حیات حضرت به دختربزرگوارشان بخشیده شد.
مهمترین عناوین این مقاله:
- دستور قرآن راجع به مالکیت فدک
- چگونگی رسیدن فدک به پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله
- چرایی رسیدن فدک به فاطمه زهرا سلاماللهعلیها
- جریان فدک، محور شناخت حق از باطل
- دلیل پافشاری حضرتزهرا سلاماللهعلیها بر بازگرداندن فدک
دستور قرآن راجع به مالکیت فدک
خداوند متعال خطاب به پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا.(۱)
حق نزدیکان خودت را بده و همچنین حق مساکین و کسانی که درراه ماندهاند را، و در ابن راه ریختوپاش نداشته باش، یعنی نباید در عطای حقی که ایشان به گردن ما دارند اسراف کنیم و باید مسیر اعتدال را بپیماییم.
ازهمین جا مشخص میشود که اعطاء و تقسیم اموال موجود در نزد پیامبراسلام صلیاللهعلیهوآله دارای قاعده و قانون بوده و آن قاعده همانی است که خداوند ربالعزه بیان میکند و ما هم باید به تأسی از ایشان عمل کرده و در بذل و بخششهای خود اسراف نداشته باشیم.
اما متأسفانه بعضی با این توجیه که این اموال و امکانات مال من است و هرطوری که بخواهم عمل میکنم اسراف و تبذیر میکنند و اصلاً دقت ندارند که ما هیچ چیزی از خود نداریم بلکه هر آنچه هست ملک ربالعالمین است: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ.(۲)
حتی مالک وجود ما نیز خداست و هر چه در دست ماست از روی لطفش در اختیار ما قرار داده است و مالک حقیقی اوست لذا باید طبق خواست و رضایت اوعمل کنیم.
اما مراد حضرتحق در آیه شریفه که خطاب به اشرف کائنات میفرماید: حق نزدیکانت و مساکین و درراهماندگان را بده چیست؟
با رجوع به تمامی کتب تفسیری اعم از خاصه و عامه مشاهده میشود که همه اتفاق دارند بر اینکه: وقتی آیه شریفه وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ نازل شد، پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله دخترشان فاطمه زهرا سلاماللهعلیها را طلبیدند و ایشان در پاسخ پدر لبیک گفتند و ظاهر قضیه این است که این طلبیدن و حضور حضرتصدیقه صلواتاللهعلیها در ملأ عام و مقابل چشم اصحاب بوده، سپس حضرت این آیه را قرائت فرموده و فدک را به فاطمه زهرا سلاماللهعلیها بخشیدند.
از جمله کتب مختلف عامه که این جریان را نقل کردهاند میتوان به کنزالعمال، مستدرک حاکم نیشابوری، شرح نهج البلاغه ابنابیالحدید، و الدرالمنثور سیوطی اشاره کرد.(۳)
این جریان در سال هفتمهجری صورت گرفت و از همان سال فدک در اختیار حضرتزهرا سلاماللهعلیها قرار گرفت، لذا اصلاً فدک جزء ماترک و میراث رسولخدا صلیاللهعلیهوآله نیست که بعد بخواهد به صورت ارث به دیگران برسد بلکه این زمین درزمان حیات حضرت به دختربزرگوارشان بخشیده شد.
چگونگی رسیدن فدک به پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله
پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله فدک را نخریدند و همچنین کسی آن اراضی را به ایشان نبخشید بلکه در تمام کتب نوشتهاند که در جریان درگیریهای سپاه اسلام با یهودیان خیبر، وقتی که یهود دیدند توان مقابله با مسلمانان را ندارند، خودشان فدک را در اختیار مسلمانان قرار دادند و طبق نص قرآن و اجماع تمامی فقهاء اسلام آنچه که بدون جنگ به دست مسلمانان برسد مال مسلمانان نیست بلکه ملک شخصی پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله است.(۴)
اگر یک کشوری با جنگ و شمشیر فتح شود، غنائم مال مسلمانان است ولی اگر کشوری یا قبیله ای بدون جنگ فتح شود یعنی با تسلیم فتح شود طبق آیات قرآن و ادله و فتاوای همه فقها آن سرزمین ملک شخصی پیامبر صلیاللهعلیهوآله است.
زمین فدک هم از همین اموال بود که بدون جنگ و خونریزی به دست مسلمانان رسید و یهود آن را واگذار کردند.(۵)
این زمین خیلی پر برکت بود و یعقوبی نوشته است که عایدات آن در سال 81هزار سکه بود.(۶)
خلاصه اینکه فدک ثروت عظیمی بود و به ملکیت رسولخدا صلیاللهعلیهوآله درآمد و ایشان آن را به دخترشان بخشیدند.
چرایی رسیدن فدک به فاطمه زهرا سلاماللهعلیها
سؤالات زیادی در رابطه با جریان فدک وجود دارد که در خلال این مبحث انشاءالله به آنها پاسخ میدهیم از جمله سؤالات یکی این است که چرا فدک به فاطمه زهرا سلاماللهعلیها بخشیده شد؟ مگر پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله اولاد دیگری نداشتند؟ ویا این که چرا برای خود نگه نداشتند؟
در ابتدا باید گفت در اینکه فدک ملک رسولخدا صلیاللهعلیهوآله است حرفی نیست و کسی آن را انکار نکرده و طبق آیات و روایات و تاریخ فریقین، فدک با جنگ و درگیری در اختیار اسلام قرار نگرفت بلکه خود یهودیان آن اراضی را تحت اختیار سپاهاسلام قرار دادند و در کنار آن شرایطی را نیز پذیرفتند تا خون آنها حفظ شود و کشته نشوند.(۷)
یکی از علمای سرشناس و مهم اهلتسنن سیوطی است، این مرد کتب مختلفی نگاشته و تمام تألیفات وی تا به امروز در میان اهلتسنن مطرح است.
به عنوان مثال کتابهای او در ادبیات مانند کتاب الاقتراح و بهجةالمرضیه کتبی مشخص و پرمصرف است و نیز درعلوم قرآنی و تفسیر کتاب الاتقان و الدّرّالمنثور او تدریس میشود و هنوز در دنیای اسلام مطرح است و اینها نشان از قوت علمی اوست.
وی در کتاب الدّرّالمنثور ذیل همین آیهشریفه مینویسد: لما نزل قوله تعالى وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ أعطى رسولاللَّه صلیاللهعلیهوآله فاطمة سلاماللهعلیها فدكاً.
هنگامی که آیهشریفه وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ نازل شد، رسولخدا صلیاللهعلیهوآله فدک را به دخترخود فاطمه صلواتاللهعلیها بخشیدند.(۸)
ابن کثیر دمشقی نیز این جریان را نقل نموده و بعد از روایت مربوطه میگوید: وهذا الحديث مشكل لو صح إسناده لأن الآية مكية وفدك إنما فتحت مع خيبر سنة سبع من الهجرة فكيف يلتئم هذا مع هذا فهو إذا حديث منكر والأشبه أنه من وضع الرافضة.(۹)
این روایت سندش درست است ولی پذیرش آن سخت است و بعید است که چنین اتفاقی صورت گرفته باشد، زیرا این آیه و کل سوره اسراء مکی است ولی جریان بخشیدن فدک در سال هفتم هجری در مدینه رخ داده است، لذا هیچ ارتباطی بین آیه و جریان بخشش فدک نیست چه بسا از احادیث ساختگیِ رافضیها باشد!
اما جالب است که سیوطی در کتاب الاتقان ثابت میکند که بعضی از سورهها گرچه مکی است ولی مورد عملش به دست پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله بعضاً مدنی است، وی میگوید: صرح جماعة من المتقدمين والمتأخرين بأن من القرآن ما تكرر نزوله قال ابن الحصار قد يتكرر نزول الآية تذكيرا وموعظة.(۱۰)
برخی از علمای متقدم و متأخر تصریح کردهاند که بعضی از آیات قرآن چند بار نازل شده است، و ابنحصار گفته است که نزول آیه، گاهی به خاطر موعظه و یادآوری، تکرار می شود، و مثلاً خداوند متعال در مکه فرمانی را برای مسلمانان صادر فرموده است مانند وجوب پرداخت زکات، ولی هنوزمسلمانان مال و منالی نداشتند تا زکات بدهند و در جریان هجرت به مدینه هرچه داشتند از دستشان رفته است و نزول آیه زکات نشان از این است که وقتی دارا شدید زکات بدهید.
سیوطی تصریح میکند که زکات فطره ماه مبارکرمضان، آیاتش در مکه نازل شد، درحالی که هنوز دستور روزه ثابت نشده و اصلاً به عید بودن روز فطر اشاره نشده بود وبه همین منوال مواردی را ذکر میکند که دستور آنها در سورههای مکی است ولی عمل به آنها در مدینه تشریع شدده است و این از جهت عقلی مشکلی نداشته و اصلاً بعید نیست چون دستور پرورگار چنین بوده است.(۱۱)
علاوه بر آن بعضی از آیات و سورههای قرآن چند بار نازل شده، مانند سوره حمد که چندین بار نازل شده است و بعضی از آیات در یک مرحله بر پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله نازل میشد و در جریان دیگر که مناسب بود دوباره نازل میشد، لذا هیچ ایرادی ندارد که آیه وآت ذالقربی را جبرئیلعلیهالسلام در مدینه دوباره تکرار کرده باشد و مصداق را مشخص کند تا مطلب روشن شود.
جریان فدک، محور شناخت حق از باطل
وقایعی که پس از شهادت پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله در قبال فدک رخ داد، جریاناتی است که باعث تحیر و گیج شدن اهلتسنن شده است!
آنها وقتی وارد کتب خود میشوند میبینند که قضیه فدک از اعطاء تا غصب به صورت بسیار واضح و روشن بیان شده و معلوم است که جریان چیست، حتی در مهمترین کتاب آنها مانند صحیح مسلم این قضیه نقل شده است.(۱۲)
پس این مطلب که فدک به حضرتزهرا سلاماللهعلیها بخشیده شد و بعداً از ایشان گرفته و غصب شد و حضرتش آن را مطالبه کردند از مسلمات کتب اهلتسنن است، و مؤید اعتقاد ما مبنی بر اینکه حضرتزهرا سلاماللهعلیها مالک سرزمین فدک بوده و برای بازپس گرفتن آن از غاصبین اقداماتی پررنگ داشتند و خطبهای آتشین در این زمینه ایراد فرمودند میباشد.
در صحیحبخاری ومسلم بیان شده است که: فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَي أَبِي بَكْر فِي ذَلِكَ – قَالَ – فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّي تُوُفِّيَتْ، حضرتزهرا سلاماللهعلیها از ابوبکر ناراحت شدند و از او رویگرداندند و تا زمانی که درقید حیات بودند با او صحبت نکردند.(۱۳)
دلیل پافشاری حضرتزهرا سلاماللهعلیها بر بازگرداندن فدک
سؤالی که مطرح است این که چرا حضرتزهرا سلاماللهعلیها بر مطالبه فدک اصرار داشتند؟ پاسخ به این سؤال در انگیزه غاصبین و وسیاست آنها نهفته است.
قصد دستگاه غاصب این بود که فدک به حضرتزهرا سلاماللهعلیها نرسد لذا حدیثی جعل کرده و گفتند از رسولخدا صلیاللهعلیهوآله به مارسیده که: إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ لَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ، از ما جماعت پیامبران چیزی به ارث نمیرسد وهرچه باقی بگذاریم صدقه است.(۱۴)
در این جریان دو خیانت رخ داد، یکی جعل حدیث، ودیگر اینکه فدک به عنوان ارث به حضرتزهرا سلاماللهعلیها نسبت داده شد در حالیکه اصلاً بحث ارث نیست بلکه بخشش رسولخدا صلیاللهعلیهوآله در زمان حیاتشان به حضرتصدیقه صلواتاللهعلیها بوده است.
لذا ما معتقدیم که جریان فدک فقط یک جریان تاریخی نیست بلکه یک جریان دینی است وریشه در دین و فقه وعقاید دارد و در خطبه حضرتزهرا سلاماللهعلیها که خطبهای غراء است، تمرکز روی فدک و غصب آن بوده است و هدف این بود که ثابت شود هیأت حاکمه فدک را غصب کردهاند.
و با این روشنگری حتی اگر غدیرخم هم درکار نمیبود نالایقی افرادی که مدعی حکمرانی بودند و نامشروعی حکومتشان به اثبات میرسید.
تمام تمرکز حضرتزهرا سلاماللهعلیها در خطبه فدک روی اثبات دروغگویی و خائن بودن حکام غاصب بود تا این حقیقت آشکار شود که شخص دروغگو که به بزرگترین شخصیت آفرینش تهمت زده و نسبت دروغ میدهد لیاقت هیچ چیزی را ندارد و حتی نمیتواند امام جماعت شود! چطور این شخص ادعا میکند که خلیفةالله است؟ این مطلبی است که همه آن را میفهمیدند.
سرزمین فدک به مدت چهارسال بود که در اختیار حضرتزهرا سلاماللهعلیها قرار داشت بود و عایدات آن سهبار در سال تحویل آن حضرت میشد و طبق روایات هنگامی که درآمد باغات فدک به دست ایشان میرسید به اندازه قوت یک روز خود را از روی آن برمیداشتند سپس تمام باقی مانده آن را میان فقرا تقسیم میکردند لذا معلوم و واضح است که مطالبه فدک توسط حضرتزهرا سلاماللهعلیها از روی دنیا طلبی نبوده بلکه جریان دیگری درکار است.(۱۵)
درکل این خانواده با اینکه ثروتهای عجیبی به دستشان میرسید ولی برای خود برنمیداشتند وبین مسلمانان تقسیم میکردند.
یکی ازآن ثروتها آب بود، و امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه چاههای بسیاری حفر میکردند تا به آب میرسیدند و با این که در سرزمین خشک حجاز چاه آب دارای ارزش فوقالعادهای بود بلافاصله آن را وقف میفرمودند، لذا در جریان مطالبه فدک هرگز بحث دنیا مطرح نیست بلکه همه مسلمانان در اینکه حضرت امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه زاهد و بیرغبت به دنیا هستند اتفاق دارند.(۱۶)
حضرتزهرا سلاماللهعلیها نیز همینگونه بوده و اصلاً دنبال دنیا نبودهاند، بلکه هرچه را به دست میآوردند میان مسلمانان فقیر تقسیم میفرمودند و در همان سه یا چهار سالی که فدک در اختیار ایشان بود به خانه امیرالمؤمنین و حضرتزهرا سلاماللهعلیهما چیزی افزوده نشد، و اینکه بعضی میگویند حضرتزهرا سلاماللهعلیها در جریان فدک العیاذبالله به مال دنیا طمع داشتهاند ابداً این خاندان را نشناختهاند.
نویسندهای مصری کتابی در خصوص بانوان اسلام نوشته و در آن شرح حال زنان شاخصه عالم را به رشته تحریر درآورده ولی به دلیل مغرض بودن مؤلف هیچ نامی از امالمؤمنین حضرتخدیجه سلاماللهعلیها بهچشم نمیخورد، و در مورد حضرتفاطمه صلواتاللهعلیها نیز تنها یک خط و نیم نگاشته است.
این خبیث مینویسد: فاطمه[سلاماللهعلیها] تنها دختر باقی مانده از پیامبراسلام صلیاللهعلیهوآله بود که تا آخر عمرش بر سر یک ملک و باغ با خلیفه مسلمین درگیر بود وبا همین انگیزه از دنیا رفت و توجه به مادیات داشته و دنبال دنیا بود.
اما این حقیقت به اثبات رسیده که هرکس در مقابل انوار الهی بایستد و بخواهد با پف دهانش این نور را خاموش کند نه تنها به جایی نمیرسد بلکه ریشهاش میسوزد.
ابنتیمیه حرانی ملعون نیز در کتاب خود مینویسد: كَانَ بُغْضُهُ شُعْبَةً مِنْ شُعَبِ النِّفَاقِ، دشمن داشتن ابوبکر نشانه منافق بودن شخص است و نتیجه کلامش این است که وقتی که حضرتزهرا سلاماللهعلیها در مقابل ابوبکر ایستاد و بغض اورا به دل گرفت العیاذبالله لها شعبة من النفاق!(۱۷)
البته علمای خودشان جواب آن ملعون رادادهاند و در پاسخش گفتهاند: ابن تيميّة يحتجّ كثير من الناس بكلامه ، ويسمّيه بعضهم «شيخ الاسلام» ، وهو ناصبيّ، عدوّ لعليّ(عليه السلام)، واتّهم فاطمة عليها السلام بأنّ فيها شعبة من النفاق.(۱۸)
برخى از مردم به كلام ابن تيميّه استدلال ميكنند و به او شيخالاسلام مى گويند! با اين كه وى ناصبى و دشمن اميرالمؤمنين صلواتاللهعلیه است ، و به ساحت حضرت صدّيقه طاهره جسارت كرده و مى گويد: در او ـ نستجيرباللّه ـ شعبه اى از نفاق وجود داشت.
و یا محمد زكي الدين ابراهيم كه از علماي الأزهر مصر است، ميگويد: ابن تيميه وقاحت را به جايی برده است كه: وسمها بالنفاق، مع أن ابن تيمية انحرافات شتي، فلعل من اوقحها هذا الإنحراف اللعين!
حضرت فاطمه زهراء سلام الله عليها را متهم به نفاق كرده است، با اينكه خودش انحرافات متعددی دارد و شايد يكي از وقيحترين انحرافات او همين جسارت به حضرت فاطمه زهرا ء سلام الله عليها باشد.(۱۹)
پس به اتفاق فریقین ثابت است که فدک در اختیار حضرتزهرا سلاماللهعلیها بود و غصب شد و اگر کسی این خاندان را بشناسد میداند که هر کاری از این بزرگان سربزند عین صواب و درستی است چه ما بفهمیم وچه نفهمیم، اما متأسفانه بعضی از خودیها از اهلتسنن هم عقب میافتند!
پانوشت:
(۱) سورهاسراء آیه۲۶.
(۲) سوره بقره آیه۱۵۶.
(۳) بحارالأنوار ج۲۹ ص۱۰۶، تفسیر فرات الكوفیّ ص۱۱۸- ۱۱۹، تفسیر التبیان ج۶ ص۴۶۷ و ج۸ ص۲۵۳، شواهد التنزیل ج۱ ص ۳۳۸ و۳۴۱ حدیث ۴۶۷و ۴۷۳، الدّرالمنثور ج۵ ص۲۷۳ و۲۷۴، مجمع البیان ج۴ ص۳۰۶، تفسیر العیّاشی ج۲ ص۲۸۷ حدیث ۴۶- ۵۰، كنزالعمال ج۲ ص۱۵۸.
(۴) سوره حشر آیه۶ و۷، السیرة النبویة ابنهشام ج3 ص813.
(۵) فتوح البلدان ج1، ص34 ح 107.
(۶) تاریخ یعقوبی ج۲ ص۴۶۹.
(۷) إمتاع الأسماع – مقریزی ج۱ ص۳۲۵.
(۸) تفسير الدرالمنثور- جلالالدین سیوطی چاپ قم، كتابخانه آية الله مرعشى نجفي، 1404ق، ج4 ص 177.
(۹) تفسير القرآن العظيم – إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء دار الفكر – بيروت، ج3، ص 37.
(۱۰) الإتقان في علوم القرآن – جلال الدين عبدالرحمن السيوطي، دار الفكر – لبنان الطبعة الأولى ۱۴۱۶، ج1، ص 104.
(۱۱) الاتقان فى علوم القرآن ج1ص۳۶-۷۰-71.
(۱۲) صحیح مسلم دار احیاء التراث، ج۳ ص۱۳۸۰ کتاب الجهاد حدیث ۴۹.
(۱۳) صحيح البخاری 5/82، (ص 802 حدیث 4240) كتاب المغازي، باب 38 ـ باب غَزْوَةُ خَيْبَرَ، صحيح مسلم ج5 ص154، حدیث 4471، كتاب الجهاد والسير (المغازي) باب 16.
(۱۴) بحارالأنوار ج۲۸ ص۳۵۳.
(۱۵) بحارالأنوار ج۲۹ ص۱۹۴، بیت الاحزان – محدثقمی ص ۸۲، کشف المهجه ص۱۲۳.
(۱۶) ترجمةالإمامعلیابنابیطالب ج۳ ص۱۸۸ و191 و۲۰۲، الغارات ج1 ص90، بحارالأنوار ج۴۰ ص۳۲۴و ۳۲۶ و ۳۳۰.
(۱۷) منهاج السنة النبوية ج4 ص300 المؤلف: تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبي القاسم بن محمد ابن تيمية الحراني الحنبلي الدمشقي (المتوفى: 728هـ)، المحقق: محمد رشاد سالم، الناشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية، الطبعة: الأولى، 1406 هـ – 1986 م، عدد المجلدات: 9.
(۱۸) التنبّيه والردّ على معتقد قِدَم العالم والحدّ – استاد حسن سقاف ص۷.
(۱۹) كلمة الرائد ج2 ص546.









