زیارت عاشورا، منشور عقاید شیعه

زیارت عاشورا، منشور عقاید شیعه

مکتب وحی نبوی » دروس استاد » شرح زیارت عاشورا » زیارت عاشورا، منشور عقاید شیعه

زیارت عاشورا، منشور عقاید شیعه است. زیارت عاشورا در واقع چارچوب تفکر ما را شکل می‌دهد. خیلی از زیارت‌ها هستند که صرفاً زیارت‌اند، یا مثلاً مشتمل بر دعا هستند؛ اما زیارت عاشورا فقط یک متن زیارتی نیست، بلکه در واقع تفکر ما را بیان می‌کند. نه فقط تفکر، بلکه عقیده ما را بیان می‌کند و عملاً نشان می‌دهد که ما به آن عقیده پایبندیم.

آنچه در این مقاله خواهید خواند:

  • شهرت و جایگاه زیارت عاشورا
  •  زیارت عاشورا و شکل‌دهی به چارچوب فکری شیعه
  •  تفاوت نگاه شیعه با برخی دیدگاه‌های فلسفی و عرفانی
  •  بیان امام رضا علیه‌السلام درباره مخلوق و خالق
  •  معنای صحیح قرب الهی
  •  زیارت عاشورا، منشور عقاید شیعه
  •  دشمنی با زیارت عاشورا
  •  قدم صدق در زیارت عاشورا
  •  معنای سلام
  •  نقد یک سخن نادرست درباره ریا در گریه بر امام حسین علیه‌السلام
  •  خطر تکیه بر خواب به جای آیه و روایت
  •  استغفار بعد از روضه
  •  منبر و گفتن مطالب بی‌پایه
  •  آنچه خدا می‌پذیرد، باید خالص باشد
  •  سلام، درخواست رجعت و تحقق کامل دولت حق
  •  فهم فقه بدون فهم عقاید ممکن نیست
  •  سلام به اصحاب امام حسین علیه‌السلام
  •  سلام، دعا برای تحقق وعده الهی
  •  شفاعت امام حسین علیه‌السلام
  •  ضرورت رشد در محبت و برائت
  •  روضه حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها
  • سخن پایانی

شهرت و جایگاه زیارت عاشورا

عرض شد زیارت عاشورا از زیارت‌هایی است که الحمدلله رب‌العالمین، شهرتی خاص پیدا کرده است. ما زیارت زیاد داریم؛ اگر کتاب‌های قدیمی دعا را نگاه کنید، زیارات فراوانی می‌بینید که مردم بسیاری از آن‌ها را اصلاً نمی‌شناسند. اما زیارت عاشورا طوری است که کمتر کسی پیدا می‌شود که آن را نشناسد.

یعنی این زیارت، شهرتی ویژه پیدا کرده و عوامل این جایگاه را هم عرض کردیم؛ این‌که چگونه زیارت عاشورا به چنین عظمت و موقعیتی رسیده که امروز الحمدلله در جامعه ما شناخته‌شده است و بعضی هم مقیدند که مرتب آن را بخوانند.

زیارت عاشورا و شکل‌دهی به چارچوب فکری شیعه

زیارت عاشورا در واقع چارچوب تفکر ما را شکل می‌دهد. خیلی از زیارت‌ها هستند که صرفاً زیارت‌اند، یا مثلاً مشتمل بر دعا هستند؛ اما زیارت عاشورا فقط یک متن زیارتی نیست، بلکه در واقع تفکر ما را بیان می‌کند. نه فقط تفکر، بلکه عقیده ما را بیان می‌کند و عملاً نشان می‌دهد که ما به آن عقیده پایبندیم.

تفکر ما این است که تقرب الی الله و نزدیک شدن به پروردگار، به این معنا نیست که مخلوق تبدیل به خالق بشود؛ نه این‌که مخلوق از مخلوقیت خارج شود و خودش خالق گردد. این حرف‌ها مربوط به بعضی نحله‌ها و مکاتب دیگر است.

تفاوت نگاه شیعه با برخی دیدگاه‌های فلسفی و عرفانی

در بعضی بیانات فلسفی، وقتی گفته می‌شود شخص به خدا نزدیک شد، مراد این است که به سوی تجرد حرکت کرد؛ یعنی از ماده و خواص و آثار ماده خالی شد، تا جایی که دیگر چیزی از تعلقات مادی در او باقی نماند. خلاصه اگر بخواهیم با یک عبارت بگوییم، در آن دستگاه فکری، تقرب یعنی حرکت به سوی تجرد.

در بعضی بیان‌های عرفانی هم با تعابیر دیگری، نزدیک به همین معنا گفته می‌شود. نمی‌خواهم وارد آن مباحث شوم، اما تفکر ما این نیست.

تفکر ما این است که تقرب الی الله به معنای خدا شدن هیچ‌کس نیست. هیچ مخلوقی خالق نمی‌شود؛ همان‌طور که خالق هم مخلوق نمی‌شود.

بیان امام رضا علیه‌السلام درباره مخلوق و خالق

در برخی از مباحثات آقا امام رضا علیه‌السلام، آن حضرت در فرازی فرمودند که هیچ‌وقت مخلوق نمی‌تواند از مخلوقیت جدا شود و هیچ موجود محدودی از حد خودش خارج نمی‌شود.

لذا آنچه زیارت عاشورا به ما هدیه می‌دهد، این است که ما در آن، تفکر صحیح خود را ابراز می‌کنیم: ما تقرب الی الله را قبول داریم، اما این تقرب، قطعاً مکانی نیست؛ چون خدا مکانی نیست. زمانی هم نیست؛ چون خدا زمانی نیست. به معنای حلول نیست، به معنای اتحاد نیست، به معنای عینیت نیست. این‌ها هیچ‌کدام نیست.

معنای صحیح قرب الهی

بلکه تقرب الی الله، آن‌گونه که از معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام استفاده می‌شود، یعنی قربِ کرامت. در روایت آمده است:
قربه کرامته و بعده إهانته

یعنی نزدیکی به پروردگار، به این است که این شخص در پیشگاه الهی مورد کرامت قرار بگیرد؛ و دوری از خدا به این است که انسان از چشم بیفتد و مورد اهانت واقع شود.

البته این تعبیرها هم نارساست، اما ما کلمه‌ای روشن‌تر از این‌ها برای تفهیم معنا نداریم. ناچار از نزدیک‌ترین الفاظ استفاده می‌کنیم.

پس قرب و بعد از خدا نه مکانی است، نه زمانی، نه ذاتی و نه حقیقی به آن معنا که در ذهن بعضی‌ها می‌آید. وقتی خالق را که بی‌حد است بشناسید و مخلوق را که محدود است بشناسید، می‌فهمید که این دو اصلاً سنجیدنی با یکدیگر نیستند. مقایسه‌ی بی‌حد با محدود، از اساس خطاست.

زیارت عاشورا، منشور عقاید شیعه

لذا می‌بینیم که زیارت عاشورا تفکر ما را دارد بیان می‌کند:

إنی أتقرب إلی الله…

یعنی دارد نشان می‌دهد که تفکر صحیح چیست. آن قدم صدقی که در آخر زیارت عاشورا و در سجده از خداوند ثباتش را می‌خواهید، چیست؟ آن مقام محمودی که در زیارت عاشورا از حضرت حق درخواست می‌کنید، چه مقامی است؟ آن «بودن با اباعبدالله در دنیا و آخرت» که از خدا می‌خواهید، یعنی چه؟ آن «ورود شفاعت حسین بن علی» که درخواست می‌شود، حقیقتش چیست؟

زیارت عاشورا فقط الفاظ نیست؛ دارد مفاهیم را برای ما باز می‌کند. لذا می‌شود گفت این زیارت، منشور عقاید شیعه است.

دشمنی با زیارت عاشورا

دشمن هم همین را فهمیده است. در بعضی کشورها، آن‌طور که شنیده‌ایم، مفاتیح را از کسی می‌گرفتند، بعد زیارت عاشورا را از آن می‌کندند و دوباره کتاب را به او برمی‌گرداندند. یعنی با بقیه کتاب کار نداشتند، اما با زیارت عاشورا کار داشتند.

چرا؟ چون زیارت عاشورا دارد تفکر ما را بیان می‌کند؛ این‌که قرب الی الله را در کرامت نزد خدا می‌دانیم و دوری از خدا را در سقوط از چشم الهی. و این قرب چگونه حاصل می‌شود؟ با ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام و دشمنی با دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام.

این معنا چند بار در زیارت تکرار شده است. یعنی این دو با هم سبب قرب الی الله می‌شوند: 

– موالات اهل‌بیت 

– و برائت از دشمنان اهل‌بیت

قدم صدق در زیارت عاشورا

لذا آن قدم صدقی که در سجده زیارت عاشورا از خداوند پایداری در آن را می‌خواهید، به این معناست که انسان مراقب باشد قلبش به سمتی نرود که به کسی یا چیزی علاقه پیدا کند که نباید علاقه پیدا کند، یا نسبت به کسی که باید از او برائت بجوید، ابراز محبت کند.

اگر این اتفاق افتاد، دیگر آن حالت صدق از بین می‌رود. مثلاً نسبت به کسی که باید از او بیزار بود، حالتی از قداست، علاقه یا ارادت در دل پدید آید، این دیگر با آن قدم صدق سازگار نیست.

لذا چارچوب باید شناخته شود. زیارت عاشورا فقط بیان محتوا نیست؛ عملاً وارد میدان شده است. یعنی شما در زیارت عاشورا هم به اهل‌بیت سلام می‌دهید و هم دشمنان اهل‌بیت را لعنت می‌کنید. یعنی عقیده‌ی خود را عینیت می‌بخشید.

معنای سلام

سلام یعنی چه؟ خداوند سلام است. سلام یعنی آن مقام سلم و امنی که هیچ ناامنی در آن نیست.

ناامنی در حضرت حق یعنی چه؟ یعنی این‌که چیزی از حالات مخلوقی در او باشد: تغییر، دگرگونی، حالی به حالی شدن، صفتی به صفت دیگر منتقل شدن. این‌ها در خدا نیست. اگر باشد، دیگر خدا نیست؛ چون خداوند تجزیه‌پذیر نیست که بگوییم بخشی از او تغییر کرده. اگر تغییر کند، یعنی آنچه بود دیگر نیست، و این یعنی بطلان الوهیت.

پس وقتی می‌گوییم:

الله السلام

یعنی خداوند از همه حالات مخلوقی منزّه است. اگر کسی یکی از این حالات را بر خدا وارد کند، دانسته یا ندانسته خدا را باطل کرده است.

 «هو السلام و منه السلام و علیه یعود السلام»

معنای این تعبیرات بلند همین است که سلام، حقیقتی پاک، منزّه و خالی از هر نقص و شرک است.

آنچه به سوی خدا برمی‌گردد و خدا می‌پذیرد، باید سلام باشد؛ یعنی از هر شرکی، چه شرک جلی و چه شرک خفی، پاک باشد. اگر در عمل، ریا باشد، خدا آن را نمی‌پذیرد.

نقد یک سخن نادرست درباره ریا در گریه بر امام حسین علیه‌السلام

متأسفانه گاهی در بعضی مجالس گفته می‌شود: «برای امام حسین گریه کن، ولو از روی ریا باشد، خدا می‌پذیرد.»

این حرف از کجاست؟ کدام آیه؟ کدام روایت؟ حتی یک روایت ضعیف یا مجعول هم برایش ندارند. بعد اگر از او بپرسی، می‌گوید فلان آقا در خواب دیده است.

در حالی که امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

إن دین الله أعزّ من أن یُری فی النوم

دین خدا مستحکم‌تر از آن است که با خواب ثابت شود.

ما در غیر از معصوم، خواب را حجت نمی‌دانیم. خواب صادقه داریم، اما خواب، حجت شرعی نیست.

خطر تکیه بر خواب به جای آیه و روایت

مشکل اینجاست که گاهی در جامعه، مردم به خواب و نقل خواب بیشتر توجه می‌کنند تا به آیه و روایت. این خیلی خطرناک است. خواب صادقه ممکن است وجود داشته باشد، اما ملاک دین‌سازی نیست.

گاهی شخصی خوابی دیده و خودش هم تعبیر آن را بلد نیست، بعد بر اساس آن، یک معنا به دین نسبت می‌دهد. این راهِ درستی نیست. دین خدا باید بر پایه‌ی قرآن، حدیث معتبر، و بیان اهل‌بیت علیهم‌السلام فهمیده شود، نه بر پایه خواب‌ها و ذوقیات اشخاص.

 اگر عملی کمرنگ است، معنایش ریا نیست

بعضی‌ها خیال می‌کنند اگر در خواب یا در تعبیری گفته شد فلان عمل کمرنگ ثبت شده، یعنی ریا بوده است. این هم غلط است. ریا اصلاً عمل را از اصل خراب می‌کند. اگر چیزی در پرونده می‌آید، ولو کم‌رنگ، معنایش این نیست که ریا بوده؛ ممکن است یعنی درجه اخلاصش کامل نبوده یا حال و توجه لازم در آن کمتر بوده است.

ریا شرک است و خداوند شرک را نمی‌پذیرد.

 استغفار بعد از روضه

من خودم خیلی وقت‌ها اگر بعد از روضه فرصتی باشد، استغفار می‌کنم. بعضی خیال می‌کنند استغفار برای گناهان شخصی است. البته آن هم جای خودش را دارد، اما مقصود من در آن حال این است که حق این مصیبت ادا نشد.

یعنی آن اشکی که باید ریخته می‌شد، ریخته نشد. آن سوزی که باید پیدا می‌شد، پیدا نشد. در برابر این مصیبت، انسان باید جان بدهد و ما جان ندادیم. استغفار از این جهت است.

 منبر و گفتن مطالب بی‌پایه

گاهی انسان از بعضی حرف‌هایی که روی بعضی منبرها گفته می‌شود، واقعاً تعجب می‌کند. چیزهایی گفته می‌شود که نه آیه دارد، نه روایت دارد، نه مبنای درستی دارد؛ فقط چون گوینده می‌خواهد حرف تازه‌ای بزند یا مجلس را به خیال خودش جذاب کند، چیزی می‌گوید که حتی خودش هم به درستی معنایش را نمی‌داند.

این روش، دین‌سازی شخصی است و نتیجه‌اش این می‌شود که آرام‌آرام دین خدا مضمحل می‌شود و جای آن را ذوقیات افراد می‌گیرد.

 آنچه خدا می‌پذیرد، باید خالص باشد

دینی که ما داریم، دین سلام است؛ یعنی دینِ پاکی از شرک و آلودگی. آنچه به سوی خدا برمی‌گردد و مورد قبول او قرار می‌گیرد، باید سلام باشد؛ یعنی خالص باشد.

پس در عزاداری‌ها، در مجالس، در اشک‌ها، در روضه‌ها، باید خیلی مواظب باشیم. شیطان از این مجالس ناراحت است، از ما و شما هم عصبانی است، و می‌خواهد آن گنجی را که به دست آورده‌ایم از ما بگیرد. بالاخره وسوسه می‌کند؛ پس باید مراقب بود از آن مدار صحیح خارج نشویم.

 سلام در زیارت عاشورا، فقط یک لفظ نیست

لذا وقتی می‌گوییم:

السلام علیک یا اباعبدالله

این فقط یک لفظ نیست. این در واقع نوعی دعاست؛ تقاضا از پروردگار است که آن سلامی که به حسین بن علی علیه‌السلام وعده داده شده، در زمین محقق شود.

آن سلامِ تام، با ظهور امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف تحقق پیدا می‌کند. زمینی که پر از عدل و توحید و معرفت و اطاعت امام باشد. زمینی که از ظلم و فسق و فجور خالی شود. زمینی که حتی حیوانات هم در آن در امن و آرامش باشند.

 سلام، درخواست رجعت و تحقق کامل دولت حق

وقتی به اباعبدالله علیه‌السلام سلام می‌دهید، در واقع تقاضا می‌کنید که آن وعده الهی هرچه زودتر محقق شود؛ یعنی رجعت، ظهور حق، حاکمیت عدل، شناخته شدن مقام امام، رعایت حقوق اهل‌بیت، و تحقق کامل توحید در زمین.

سلام در این‌جا فقط احترام نیست؛ درخواست تحقق دولت سلام است.

 چرا به بعضی‌ها نباید سلام کرد؟

وقتی معنای سلام را بفهمیم، می‌فهمیم که چرا در بعضی روایات آمده است به بعضی‌ها سلام نکنید، یا در سلام کردن بر آن‌ها پیشی نگیرید. چون سلام، درخواست خیر، امنیت، کرامت و افاضه رحمت الهی است، و همه، لایق چنین خطابی نیستند.

اگر کسی اهل فسق آشکار، دشمنی با حق، یا هتک حرمت الهی است، سلام جایگاه خودش را دارد و نمی‌شود این حقیقت بلند را درباره هر کسی جاری کرد.

 فهم فقه بدون فهم عقاید ممکن نیست

من بارها عرض کرده‌ام: اگر کسی بخواهد وارد احکام شود و فقه را درست بفهمد، باید عقایدش کامل باشد. وگرنه به خطا می‌افتد.

مثلاً در روایات آمده است غیبت مؤمن حرام است. حالا اگر کسی مفهوم «مؤمن» را در باب عقاید درست نفهمیده باشد، خیال می‌کند هر مسلمانی مؤمن است و نتیجه‌گیری‌های غلط می‌کند.

باید اول در جای خود روشن شود که مؤمن یعنی چه، ولایت یعنی چه، برائت یعنی چه، سلام یعنی چه؛ بعد انسان می‌تواند احکام را درست بفهمد.

 اهل‌بیت علیهم‌السلام از عالم سلام آمده‌اند

اهل‌بیت علیهم‌السلام از عوالم بالای سلام وارد این عالم شده‌اند؛ عالمی که در آن سختی، گرسنگی، تشنگی، ظلم، بی‌عدالتی و انواع آلام هست. آن عوالم بالا، عوالم آرامش، قدرت، لذت و کمال‌اند.

آمدن آن‌ها از آن عوالم به این عالم، برای خودشان سختی عظیم دارد؛ اما به ما لطف کرده‌اند و پذیرفته‌اند. و خداوند هم وعده داده که همین زمین را برای آنان به مقام سلام برساند.

لذا حکومت امام زمان علیه‌السلام و سپس رجعت اهل‌بیت علیهم‌السلام و یارانشان، تحقق همین وعده سلام در زمین است.

 سلام به اصحاب امام حسین علیه‌السلام

به همین جهت است که در زیارت عاشورا و زیارت وارث، به اصحاب امام حسین علیه‌السلام هم سلام داده می‌شود. این سلام‌ها بی‌معنا نیست. اگر بنا نبود حقیقتی در کار باشد، معصومین علیهم‌السلام به ما دستور نمی‌دادند این‌گونه سلام بدهیم.

تمام شهدای کربلا برمی‌گردند. تمام یاران سیدالشهداء برمی‌گردند. حتی در روایات آمده که مقابله حق و باطل در همان سرزمین، بار دیگر تکرار می‌شود؛ اما این‌بار با اذن الهی، همه دشمنان اهل‌بیت خوار و نابود می‌شوند، و اصحاب امام حسین علیه‌السلام حتی آسیبی هم نمی‌بینند. این همان وعده سلام است.

 سلام، دعا برای تحقق وعده الهی

پس وقتی می‌گوییم:

السلام علیک یا اباعبدالله

در حقیقت نوعی دعا برای رجعت، برای تحقق وعده الهی، برای حاکمیت کامل حق، برای رفع ظلم، و برای استقرار کامل سلم و امنیت الهی در زمین است.

 شفاعت امام حسین علیه‌السلام

درباره شفاعت اباعبدالله علیه‌السلام هم باید دانست که این دستگاه، دستگاه عظیم رحمت و رأفت الهی است. کسی که تحت ولایت حضرت باشد و با صدق و اخلاص در این مسیر حرکت کند، شفاعت امام حسین علیه‌السلام درباره او تأخیر نمی‌افتد تا مراحل دور و دراز؛ بلکه به محض ورود به عالم جدید، دستگیری حضرت شامل حال او می‌شود.

در سجده زیارت عاشورا عرض می‌کنیم:

اللهم ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود

ورود، یعنی ورود به عالم جدید. یعنی همان آغاز انتقال. این دستگاه، دستگاه سلم و رحمت است.

 ضرورت رشد در محبت و برائت

ما نباید در جا بزنیم. اگر من همان آدم سال قبل باشم، مقبول نیستم. باید محبت من به اباعبدالله علیه‌السلام هر روز بیشتر شود، و هماهنگ با آن، بغض من نسبت به دشمنان اهل‌بیت هم بیشتر شود.

اگر سال گذشته عمر را لعن می‌کردم و امسال هم همان اندازه لعن می‌کنم و هیچ رشدی در بغض و برائت من حاصل نشده، این یعنی رشد نکرده‌ام. باید این رشد پیدا شود.

 روضه حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها

لعنت خدا بر کسانی که رقیه را اذیت کردند. حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها خیلی اذیت شد. همین نقل‌هایی که در این باب هست، نشان می‌دهد این بانوی مکرمه چه رنجی کشیده‌اند.

در خرابه شام، وقتی غلامی با طبقی وارد شد، همه کنار رفتند. دردانه حسین علیه‌السلام وقتی سر مقدس پدر را دید، ناله زد. این‌جا انسان واقعاً نمی‌داند روضه رقیه را بخواند یا روضه اباعبدالله را.

حضرت رقیه با دیدن سر بریده پدر، چه حالی پیدا کرد؟ حسین بن علی که اشراف بر خلقت دارد، با ناله رقیه چه کرد؟ این‌ها مصیبت‌هایی است که فهمش برای ما آسان نیست.

در بعضی نقل‌ها آمده همان‌جا جان داد. در بعضی نقل‌ها هم آمده که مبهوت شد، دیگر حتی گریه هم نمی‌کرد، فقط نگاه می‌کرد، و سه روز در همان حال بود تا از دنیا رفت. به هر حال، مصیبت خاندان اهل‌بیت در خرابه شام تازه شد و شام یک‌پارچه عزا شد.

 دعای پایانی

ما می‌خواهیم این حال را داشته باشیم؛ آن‌قدر گریه، آن‌قدر ناله، و آن‌قدر سوز دل که روح انسان از بدنش جدا شود. خوشا به حال آن کسانی که در حال ذکر و روضه و خدمت به سیدالشهداء علیه‌السلام جان بدهند.

بیماران فراوانند، گرفتاران زیادند، و بعضی دردهای سختی دارند. شما عزیزان با این حالی که دارید، با این ذکر و توسل، ان‌شاءالله برای همه‌شان دعا کنید. توسل باشد به حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها، و ان‌شاءالله همه گذشتگانتان هم بهره‌مند شوند.

اساتید، علما، و همه کسانی را که ما را با مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام آشنا کردند، فراموش نکنید.

یا وجیهةً عندالله، اشفعی لنا عندالله

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
حدیث منزلت

ثبت‌نام مدرسه علمیه مکتب وحی نبوی

از طلاب، علما و دانش پژوهان مستعد و جویای معارف اهل بیت علیهم‌السلام در سه موضوع خارج اصول، رجال و مبانی علوم قرآنی با تدریس استاد عالیقدر آیت الله جعفر فاضل (مدظله) به صورت مجازی ثبت‌نام می‌شود.

مواد درسی:
خارج اصول (تنقیح الاصول عن اللغو و الفضول)
علم رجال و درایة الحدیث
مبانی علوم قرآنی

تذکر:
لازم به ذکر است که این دورۀ مجازی شرط سنی یا تحصیلی ندارد و ثبت‌نام برای همه طالبان معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام آزاد است.

نحوه برگزاری دوره مجازی:
یک صوت از هر کلاس برای طلاب محترم ارسال می‌شود و عزیزان ملزم به ارائۀ متن تقریر آن درس هستند.
صوت دوم و بعدی هر کلاس پس از ارسال تقریر جلسه قبل برای پشتیبان کلاس، از سوی مؤسسه برای طلبه ارسال خواهد شد.

لطفا جهت ثبت‌نام از ساعت 9:00 الی 17:00 با مسئول ثبت‌نام توسط دکمه زیر در ارتباط باشید