زیارت عاشورا

زیارت عاشورا

جلسه آغازین شرح زیارت عاشورا…
بحث ما در باب زیارت عاشورا است؛ زیارتی که در میان همه زیارات مأثور، جایگاهی ممتاز و کم‌نظیر پیدا کرده است. در طول سال‌های گذشته و بلکه در طول قرن‌ها، این زیارت شریف مورد توجه علما، اهل معنا، اهل سلوک، بزرگان دین و عموم مؤمنین بوده است. 

آنچه در این مقاله خواهید خواند:

  • زیارت عاشورا؛ سند، جایگاه، آثار و آداب
  •  بحث درباره سند زیارت عاشورا
  •  نقش تجربه تاریخی در اقبال عمومی به زیارت عاشورا
    • یعنی چه؟ 
  •  زیارت عاشورا، چارچوب دینداری شیعه
  •  دعاهای بلند زیارت عاشورا
  •  زیارت عاشورا و آثار دنیوی آن
  •  روح هم خسته می‌شود
  •  نه افراط، نه تفریط
  •  خطر اذکار ساختگی و برنامه‌های بدون پشتوانه
  •  زیارت عاشورا؛ برنامه تعالی و رشد
  •  حسرت اهل معرفت بر ترک مداومت
  • جمع‌بندی

زیارت عاشورا؛ سند، جایگاه، آثار و آداب

بحث ما در باب زیارت عاشورا بود؛ زیارتی که در میان همه زیارات مأثور، جایگاهی ممتاز و کم‌نظیر پیدا کرده است. در طول سال‌های گذشته و بلکه در طول قرن‌ها، این زیارت شریف مورد توجه علما، اهل معنا، اهل سلوک، بزرگان دین و عموم مؤمنین بوده است. 

و این اقبال عمومی، بی‌جهت و بی‌حساب نیست.

گاهی سؤال می‌شود که چرا زیارت عاشورا تا این حد در میان مردم جا باز کرده است؟ 

چرا در میان این همه دعا و زیارت، این زیارت شریف چنین نفوذی در جان‌ها پیدا کرده است؟ 

چرا بزرگان بر آن مداومت داشته‌اند؟ 

چرا اهل حاجت، اهل بلا، اهل معرفت، اهل اشک و اهل سیر و سلوک، هر کدام به نحوی با این زیارت مأنوس شده‌اند؟

برای پاسخ به این سؤال، باید چند جهت را در کنار هم دید: 

یکی جایگاه سندی زیارت عاشورا، 

یکی محتوای بلند آن، 

یکی تجربه مستمر مؤمنین از آثار و برکات آن، 

و یکی هم آداب استفاده صحیح از این عطیه بزرگ اهل‌بیت علیهم‌السلام.

 بحث درباره سند زیارت عاشورا

در طول زمان، بعضی به سند زیارت عاشورا اشکال کرده‌اند و گفته‌اند که سند این زیارت ضعیف است. این حرف، حرف تازه‌ای نیست؛ امروز و دیروز هم مطرح نشده است. در گذشته نیز این بحث‌ها بوده و علمای بزرگ به آن پاسخ داده‌اند.

مرحوم شیخ طوسی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه در *مصباح* این زیارت را نقل کرده است و در منابع دیگر نیز این زیارت آمده است. از جمله در مسیر نقل آن، کامل الزیارات از منابع مهمی است که در فضای حدیثی شیعه جایگاه ویژه‌ای دارد. 

بنابراین اصلِ زیارت، متنی نیست که بی‌پشتوانه در میان مردم پیدا شده باشد یا صرفاً بر اساس شهرت رایج شده باشد.

بله، ممکن است در بعضی از طرق نقل، درباره برخی افراد بحث‌هایی وجود داشته باشد؛ مثلاً گفته شود در یک سند، شخصی مجهول است یا درباره او تصریح کاملی در رجال نداریم. اما این به معنای فروپاشی اصل اعتبار زیارت نیست. 

چرا؟ چون اولاً نقل‌های متعدد وجود دارد، و ثانیاً روش علمای متقدم در قبول روایات، صرفاً شبیه نگاه بخشی از متأخرین نبود که همه چیز را فقط با یک محاسبه خشک رجالی بسنجند.

بسیاری از علمای متقدم، اگر می‌دیدند متنی در منابع معتبر و در فضای روایی مورد اعتماد شیعه نقل شده و مورد عمل و توجه اصحاب بوده، آن را کنار نمی‌گذاشتند. 

این‌طور نبود که هر روایتی که از نظر یک نگاه کاملاً محدود سندی در بالاترین درجه نبود، فوراً حذف شود.

متأسفانه گاهی در دوران‌های بعد، نوعی سخت‌گیریِ افراطی در مباحث سندی پیدا شد که اگر بنا باشد آن روش بدون دقت در روش قدما دنبال شود، بخش عظیمی از میراث روایی ما باید کنار گذاشته شود. 

در حالی که بزرگان حدیث و فقه و دعا، این‌گونه عمل نکرده‌اند.

از این گذشته، بعضی از اهل معرفت و دقت گفته‌اند که حتی متن زیارت عاشورا خود گواه عظمت آن است. 

البته این سخن به تنهایی جای بحث سندی را پر نمی‌کند، اما به عنوان یک مؤید مهم قابل توجه است؛ زیرا محتوای زیارت، محتوایی عادی، سست، آشفته و ساختگی نیست. 

انسان وقتی در متن زیارت تأمل می‌کند، می‌بیند با یک دستگاه تربیتی، اعتقادی، ولایی و عرفانی منظم روبه‌روست.

 اینکه چیزی در گذشته کمتر رایج بوده، دلیل بر بی‌اعتباری آن نیست

گاهی بعضی‌ها می‌گویند: اگر زیارت عاشورا این‌قدر مهم بوده، پس چرا در گذشته به اندازه امروز مطرح نبوده است؟ 

پاسخ این است که کم‌بودنِ رواج، دلیل بر نبودنِ حقیقت نیست.

خیلی از امور در طول زمان به تدریج میان مردم شناخته شده‌اند. 

مثلاً ممکن است امروز بعضی مناسبت‌ها، برخی مجالس، یا بعضی از ادعیه و زیارات در میان مردم بسیار رایج باشد، اما در صد سال پیش یا دویست سال پیش به این گستردگی نبوده باشد. آیا این به معنای بی‌اعتباری آن‌هاست؟ نه.

دعای ندبه را ببینید. امروز در بسیاری از شهرها و مناطق، دعای ندبه جزو برنامه‌های ثابت شده است. اما در گذشته به این گستردگی مطرح نبود. 

یا بعضی مناسبت‌های مذهبی، مانند دهه فاطمیه، در روزگار ما پررنگ‌تر از برخی ادوار گذشته برگزار می‌شود. آیا این نشان می‌دهد که اصلِ آن حقیقت نداشته؟ خیر. 

گاهی یک امر در متون دینی موجود است، اما بر اثر حوادث، نیازهای زمانه، توجه علما، یا تجربه‌های عمومی مردم، بیشتر مورد اقبال قرار می‌گیرد.

در مورد زیارت عاشورا نیز همین‌طور است. این زیارت در کتاب‌ها بوده، در میان اهل علم شناخته شده بوده، اما در مقاطعی بر اثر برخی وقایع، اقبال عمومی به آن بیشتر شده است.

 نقش تجربه تاریخی در اقبال عمومی به زیارت عاشورا

یکی از چیزهایی که در گسترش توجه مردم به زیارت عاشورا مؤثر بوده، تجربه‌های تاریخیِ روشن است. 

از جمله آنچه درباره جریان وبا در سامرا در زمان مرحوم میرزای شیرازی نقل شده که مردم به قرائت زیارت عاشورا و هدیه ثواب آن به محضر حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه روی آوردند و برکات و آثاری مشاهده شد. 

همین تجربه‌های اجتماعی و عمومی، گاهی یک حقیقت موجود را از سطح خواص به سطح عموم مردم می‌آورد.

یعنی چه؟ 

یعنی گاهی یک دعا یا زیارت سال‌ها در کتاب‌ها هست و علما آن را می‌دانند؛ اما وقتی مردم در صحنه زندگی، در گرفتاری، در بلا، در بیماری، در خوف و اضطراب، اثرش را می‌بینند، انس عمومی با آن پیدا می‌کنند.

از سوی دیگر، دشمنان هم گاهی بیش از بعضی دوستان متوجه اهمیت برخی شعائر می‌شوند. 

نقل می‌کردند که در برخی مناطق، از جمله در افغانستان، جریان‌های متحجر و مخالفِ معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام با زیارت عاشورا مشکل داشتند و حتی صفحات آن را از مفاتیح جدا می‌کردند. 

این نشان می‌دهد که آن‌ها هم می‌فهمیدند این زیارت، فقط یک متن ساده نیست؛ بلکه حامل یک فرهنگ است، حامل یک موضع است، حامل تولی و تبری است، حامل هویت شیعه است.

 زیارت عاشورا، چارچوب دینداری شیعه

یکی از امتیازات مهم زیارت عاشورا این است که فقط یک متن احساسی یا صرفاً یک سلام و عرض ارادت نیست؛ بلکه چارچوب دین‌داری شیعه را ترسیم می‌کند.

در این زیارت، انسان هم ولایت را می‌بیند و هم برائت را. 

هم محبت و اتصال به اهل‌بیت علیهم‌السلام مطرح است و هم بیزاری از دشمنان آنان. 

هم معرفت به مقام سیدالشهداء علیه‌السلام در آن وجود دارد و هم موضع‌گیری روشن نسبت به جبهه مقابل.

این همان چیزی است که دین را از حالت مبهم خارج می‌کند. 

انسان می‌فهمد که راه خدا، راه خنثی و بی‌طرف نیست. 

نمی‌شود هم مدعی محبت اهل‌بیت بود و هم نسبت به دشمنان راه آنان بی‌تفاوت ماند. 

زیارت عاشورا به انسان یاد می‌دهد که دینداری، فقط محبتِ قلبیِ بی‌هزینه نیست؛ بلکه موضع داشتن، جهت داشتن، مرزبندی داشتن و ایستادن در جبهه حق است.

از این جهت، زیارت عاشورا در واقع مانیفست هویت شیعه است. 

هم تولی دارد، هم تبری؛ 

هم عشق دارد، هم بصیرت؛ 

هم اشک دارد، هم موضع؛ 

هم دعا دارد، هم اعلام موضع اعتقادی.

 دعاهای بلند زیارت عاشورا

نکته بسیار مهم دیگر این است که اگر کسی متن زیارت عاشورا را از ابتدا تا انتها با دقت نگاه کند، می‌بیند در این زیارت دعاهای فراوانی هست، اما تقریباً درخواست مستقیم دنیایی در آن دیده نمی‌شود.

یعنی این‌طور نیست که متن زیارت از ابتدا تا انتها حول مال، خانه، شفا، وسعت رزق یا امور روزمره دنیا بگردد؛ در حالی که عجیب اینجاست که همین زیارت، در عمل، بسیاری از مشکلات دنیوی مردم را هم حل کرده است.

چرا؟ 

چون وقتی رابطه انسان با خدا درست شد، رابطه‌اش با زندگی هم اصلاح می‌شود. 

وقتی جهت روح انسان درست شد، بسیاری از آشفتگی‌های بیرونی هم به تدریج سامان پیدا می‌کند. 

اما هدف زیارت عاشورا این نیست که انسان را فقط به دنیا برساند؛ هدفش این است که انسان را در مسیر امام قرار دهد.

در این زیارت، انسان درخواست‌هایی می‌کند که فوق‌العاده بلند و بزرگ است. 

مثلاً می‌گوید:

> اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد

این فقط یک جمله زیبا نیست. 

یعنی خدایا، زندگی من رنگ زندگی محمد و آل محمد بگیرد؛ سبک زندگی‌ام، نیت زندگی‌ام، مقصد زندگی‌ام، مرگم، پایانم، همه و همه شبیه آنان شود.

یا در فرازی دیگر، مقام‌های بلندی را طلب می‌کند؛ مقام‌هایی که اگر خود اهل‌بیت علیهم‌السلام اجازه نداده بودند، شاید انسان جرئت نمی‌کرد آن‌ها را بر زبان جاری کند.

این نکته بسیار مهم است: 

اهل‌بیت علیهم‌السلام به ما یاد داده‌اند که بلند بخواهیم. 

نه از سر غرور، بلکه از سر امید به فضل خدا. 

وقتی آن بزرگواران خودشان این مضامین را تعلیم می‌دهند، یعنی این مسیر بسته نیست. راهی است که با دستگیری ایشان می‌توان در آن قدم گذاشت.

در روایات داریم که وقتی خداوند به بنده‌ای توفیق دعا می‌دهد، این خود علامت آن است که درِ رحمت را به روی او گشوده است. 

وقتی میزبان کسی را دعوت می‌کند، یعنی بنا دارد او را بپذیرد. 

پس وقتی اهل‌بیت علیهم‌السلام فرموده‌اند این مقامات را بخواهید، یعنی این‌ها دست‌نیافتنیِ مطلق نیست؛ شدنی است، البته با مجاهدت، با اخلاص، با توسل و با لطف خدا.

 زیارت عاشورا و آثار دنیوی آن

با اینکه شأن زیارت عاشورا بالاتر از دنیا است، اما این به این معنا نیست که در دنیا اثر ندارد. 

برعکس، یکی از علل اقبال شدید مردم به آن، همین آثاری است که در زندگی‌شان دیده‌اند.

من خودم شخصی را می‌شناختم ـ اگر از دنیا رفته باشد، خدا رحمتش کند ـ که از اهل علم و اهل تقوا بود. گاهی به مشهد می‌آمد و در مدرسه‌ای که ما بودیم، چند روزی می‌ماند. ما هم خدمتشان می‌رسیدیم. 

ایشان نقل می‌کرد که در یکی از روستاها به عنوان عالم آن منطقه زندگی می‌کرده و گرفتار فقر بسیار شدیدی بوده است. آن‌طور که تعریف می‌کرد، واقعاً تن آدم می‌لرزید. می‌گفت گاهی غذای روز هم پیدا نمی‌شد و چند روز با سختی و گرسنگی می‌گذشت. اما چون تکلیفش بود، آنجا را رها نکرده بود.

می‌گفت: در آن ایام، یکی از اهل معنا به من گفت: 

«چرا زیارت عاشورا نمی‌خوانی؟»

ایشان می‌گفت: از همان‌جا شروع کردم به خواندن زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام. 

بعد می‌گفت: از آن روز تا وقتی که این خاطره را برای ما تعریف می‌کرد ـ که حدود چهل سال گذشته بود ـ دیگر روی فقر ندیدم.

این‌ها را نمی‌شود ساده انکار کرد. 

ممکن است کسی بگوید تجربه شخصی، دلیل علمی نیست؛ درست است، اما وقتی یک تجربه فردی در کنار صدها و هزاران تجربه مشابه قرار می‌گیرد، دیگر نمی‌شود آن را نادیده گرفت. 

در طول زمان، مردم برای گرفتاری‌های مادی، بیماری‌ها، بن‌بست‌ها، آشفتگی‌ها و مشکلات روحی به این زیارت پناه برده‌اند و آثارش را دیده‌اند.

 چرا بعضی مکان‌ها و بعضی اذکار اقبال بیشتری پیدا می‌کنند؟

گاهی شما به بعضی امامزاده‌ها و بقاع متبرکه می‌روید و می‌بینید روزبه‌روز رونق آن بیشتر می‌شود؛ ساختمانش آبادتر می‌شود، مردم بیشتر رفت‌وآمد می‌کنند، نذرها و نیازها افزون می‌شود. 

علتش چیست؟ 

علتش این است که مردم اثر دیده‌اند. 

وقتی کسی حاجت می‌گیرد، نذر می‌کند. وقتی حاجتش برآورده شد، برمی‌گردد و نذرش را ادا می‌کند. کم‌کم آن مکان رونق پیدا می‌کند.

در مقابل، بعضی جاها هست که هرچه می‌روید، می‌بینید خبری نیست؛ نه اقبالی، نه حالی، نه اثر خاصی. 

واقعیت این است که هر کسی که نامش امامزاده باشد، لزوماً وجیه عندالله نیست. 

در تاریخ هم داریم که بعضی از منسوبان به اهل‌بیت علیهم‌السلام راه درستی نرفته‌اند، حتی در مقابل امام ایستاده‌اند. 

بنابراین صرفِ انتساب ظاهری، همیشه به معنای منزلت معنوی نیست.

گاهی انسان وارد جایی می‌شود و نوعی سبکى، حضور و نورانیت احساس می‌کند. 

گاهی هم وارد جایی می‌شود و به جای آرامش، سنگینی حس می‌کند. 

این‌ها همه یکسان نیستند.

در مورد اذکار و زیارات هم چنین است. 

بعضی از آن‌ها آن‌قدر زنده و اثرگذارند که وقتی کسی با آن‌ها مأنوس می‌شود، دیگر نمی‌تواند رهایشان کند. 

زیارت عاشورا از همین سنخ است؛ هم متنش زنده است، هم روح دارد، هم اثر دارد، هم در جان مؤمنین امتحان خود را پس داده است.

 روح هم خسته می‌شود

اما در کنار همه این فضایل، یک نکته تربیتی بسیار مهم وجود دارد و آن رعایت ظرفیت روحی در برنامه‌های عبادی و اذکار است.

همان‌طور که بدن خسته می‌شود، روح هم خسته می‌شود. 

در روایت آمده است:

> إنّ الأرواح تَکِلّ کما تَکِلّ الأبدان

این روایت، بسیار مهم است. 

بعضی خیال می‌کنند چون ذکر نور است، هرچه بیشتر و هرچه سنگین‌تر، بهتر. در حالی که چنین نیست. 

ذکر نور است، اما نور هم وزن دارد.

گاهی انسان از روی شوق، وارد برنامه‌ای می‌شود که هنوز ظرفیتش را ندارد. در نتیجه به جای آنکه نشاط بگیرد، زیر فشار قرار می‌گیرد. 

نه‌تنها حالش بهتر نمی‌شود، بلکه ممکن است دچار قبض، خستگی، آشفتگی یا نوعی تیرگی روحی شود.

یک وقت هست انسان از روی تنبلی، سستی می‌کند و اهل ذکر نیست؛ این را باید علاج کرد و با نفس مبارزه کرد. 

اما یک وقت هست واقعاً روحِ انسان زیر بار یک برنامه سنگین، احساس فشار می‌کند. اینجا باید عاقلانه رفتار کرد، نه با لجاجت.

بعضی افراد بدون آمادگی لازم، سراغ برنامه‌های سنگین می‌روند. 

مثلاً کسی تصمیم می‌گیرد زیارت عاشورا را چهل روز، آن هم با صد لعن و صد سلام، بخواند؛ در حالی که هنوز بنیه روحی لازم را پیدا نکرده است. 

بعد از مدتی احساس فشار می‌کند و تعجب می‌کند که مگر ممکن است ذکر هم این‌گونه سنگین باشد؟

بله، ممکن است. 

ذکر، نور است؛ اما نور سنگینی هم دارد. 

همان‌طور که وحی، نور محض است، اما تحمل آن برای هر کسی ممکن نیست. 

اهل معنا از این حقایق غافل نبوده‌اند. در گذشته، استادان سلوک وقتی می‌خواستند ذکری را به شاگردی بدهند، اول ظرفیت او را می‌سنجیدند؛ اگر آمادگی نداشت، او را وارد آن برنامه نمی‌کردند.

 نه افراط، نه تفریط

در این مسائل، نه باید افراط کرد و نه تفریط. 

نه درست است که انسان اصل اذکار مأثور را رها کند، 

و نه درست است که بی‌حساب و بدون ظرفیت، خود را وارد هر برنامه سنگینی بکند.

اگر کسی توان مداومت بر زیارت عاشورا با کیفیت کامل را دارد و برایش نشاط و نورانیت می‌آورد، چه نعمت بزرگی است. 

اما اگر کسی می‌بیند فعلاً این مرتبه برای او سنگین است، نباید اصل زیارت را کنار بگذارد؛ بلکه باید به مقداری که برایش قابل تحمل و مایه آرامش است، ادامه دهد تا به تدریج ظرفیتش بالا برود.

مهم این است که انسان از مسیر خارج نشود. 

گاهی یک ذکر سبک‌تر، اما مداوم و متناسب با حال انسان، بسیار مؤثرتر از یک برنامه سنگینِ مقطعی و بی‌تناسب است.

ذکری که متناسب با حال انسان باشد، به او سبکی می‌دهد، نشاط می‌دهد، امید می‌دهد، نور می‌دهد. 

اما اگر انسان بی‌محابا سراغ چیزی برود که هنوز برای او زود است، ممکن است آثار منفی ببیند.

 خطر اذکار ساختگی و برنامه‌های بدون پشتوانه

در اینجا باید از یک خطر هم سخن گفت و آن، گرفتار شدن در اذکار ساختگی و برنامه‌های بی‌پشتوانه است. 

گاهی بعضی افراد بدون تکیه بر روایت معتبر، بدون رجوع به اهل علم، و صرفاً بر اساس سلیقه شخصی یا محاسبات نامعلوم، ذکرهایی می‌سازند یا عددهایی تعیین می‌کنند و برای مردم نسخه می‌پیچند.

این کار، کار خطرناکی است. 

نظام معنوی انسان، نظام دقیقی است. 

همان‌طور که در عالم جسم، دارو باید با نسخه دقیق و متناسب باشد، در عالم روح هم نسخه‌نویسیِ بی‌حساب ممکن است آسیب‌زا باشد.

ممکن است چیزی در جایی اثری ظاهری بگذارد، اما در جای دیگر خلأ ایجاد کند. 

انسان حق ندارد با باطن و روح مردم بازی کند. 

آنچه از اهل‌بیت علیهم‌السلام رسیده، نور و امان است. 

اما آنچه ساخته ذهن‌ها و ذوق‌های بی‌ضابطه باشد، همیشه قابل اعتماد نیست.

از این جهت، انسان باید در برنامه‌های عبادی، به مأثور بودن، اعتبار داشتن، تناسب با حال خود و مقدار دستور داده‌شده توجه کند.

 زیارت عاشورا؛ برنامه تعالی و رشد

بنابراین، زیارت عاشورا صرفاً یک ذکر برای حاجت گرفتن یا یک برنامه برای گشایش امور مادی نیست، گرچه این آثار را هم دارد. 

حقیقت زیارت عاشورا این است که برنامه رشد و تعالی شیعه است.

این زیارت، انسان را به امام حسین علیه‌السلام نزدیک می‌کند. 

جهت زندگی او را تنظیم می‌کند. 

قلب او را در مدار تولی و تبری قرار می‌دهد. 

به او می‌آموزد که چه باید بخواهد، چگونه باید بخواهد، و از چه چیز باید بیزار باشد.

انسان در این زیارت، فقط از دور سلام نمی‌دهد؛ بلکه خودش را در مسیر سیدالشهداء علیه‌السلام تعریف می‌کند. 

از خدا می‌خواهد حیاتش حیات اهل‌بیت باشد، مماتش ممات آنان باشد، قدمش قدم صدق در راه آنان باشد، و سرنوشتش به سرنوشت ایشان گره بخورد.

این‌ها دیگر امور کوچک و جزئی نیست. 

این، ساختن انسان است. 

این، تربیت جان است. 

این، هویت‌بخشی به شیعه است.

 حسرت اهل معرفت بر ترک مداومت

بزرگان اهل معنا گاهی بر همین نکته حسرت می‌خوردند که چرا از بعضی برنامه‌های مأثور، آن‌گونه که باید استفاده نکرده‌اند. 

گاهی انسان وقتی نقل‌هایی از اهل دل و بزرگان می‌شنود، می‌فهمد که آن‌ها به زیارت عاشورا فقط به چشم یک دعا یا زیارت معمولی نگاه نمی‌کرده‌اند؛ بلکه آن را راهی برای رشد، تهذیب، نورانیت و پیوند مستمر با سیدالشهداء علیه‌السلام می‌دانستند.

هرچه انسان در این معارف بیشتر تأمل کند، بیشتر درمی‌یابد که زیارت عاشورا، یک عطیه عظیم است؛ نعمتی است که اگر قدرش دانسته شود، می‌تواند زندگی انسان را از درون دگرگون کند.

 جمع‌بندی

بنابراین، اگر بخواهیم زیارت عاشورا را درست بشناسیم، باید همه این جهات را در کنار هم ببینیم:

– زیارت عاشورا پشتوانه روایی و نقل معتبر دارد و اشکالاتی که گاهی درباره آن مطرح می‌شود، پاسخ‌داده‌شده و تازه نیست.

– رواج کمتر در بعضی ادوار، دلیل بر بی‌اعتباری نیست؛ بسیاری از معارف دینی در طول زمان، بنا بر شرایط، بیشتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

– این زیارت، چارچوب هویت شیعه را ترسیم می‌کند؛ با تولی و تبری، با محبت و برائت، با بصیرت و موضع.

– محتوای آن، محتوایی بلند، تربیتی، ولایی و معنوی است و انسان را به خواسته‌های بزرگ دعوت می‌کند.

– آثار دنیوی و اخروی آن، در زندگی مؤمنین بارها تجربه شده و همین تجربه‌ها یکی از عوامل اقبال عمومی به آن بوده است.

– در عین حال، بهره‌برداری از آن نیازمند رعایت ظرفیت روحی، پرهیز از افراط و تفریط و پایبندی به دستور معصومین علیهم‌السلام است.

– و در نهایت، زیارت عاشورا برنامه‌ای برای تعالی، قرب، هویت و همراهی با امام حسین علیه‌السلام است، نه صرفاً وسیله‌ای برای رفع مشکلات مادی.

خداوند متعال ما را از اهل معرفت به سیدالشهداء علیه‌السلام قرار دهد. 

خداوند توفیق انس با زیارت عاشورا را، به اندازه ظرفیت و با آداب صحیح، به همه ما عنایت بفرماید. 

خداوند دل‌های ما را در محبت اهل‌بیت علیهم‌السلام ثابت بدارد، و ما را از دشمنان و مخالفان راه آنان دور نگه دارد. 

خداوند در دنیا و آخرت، ما را از زائران، محبان، پیروان و همراهان حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام قرار دهد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
حدیث منزلت

ثبت‌نام مدرسه علمیه مکتب وحی نبوی

از طلاب، علما و دانش پژوهان مستعد و جویای معارف اهل بیت علیهم‌السلام در سه موضوع خارج اصول، رجال و مبانی علوم قرآنی با تدریس استاد عالیقدر آیت الله جعفر فاضل (مدظله) به صورت مجازی ثبت‌نام می‌شود.

مواد درسی:
خارج اصول (تنقیح الاصول عن اللغو و الفضول)
علم رجال و درایة الحدیث
مبانی علوم قرآنی

تذکر:
لازم به ذکر است که این دورۀ مجازی شرط سنی یا تحصیلی ندارد و ثبت‌نام برای همه طالبان معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام آزاد است.

نحوه برگزاری دوره مجازی:
یک صوت از هر کلاس برای طلاب محترم ارسال می‌شود و عزیزان ملزم به ارائۀ متن تقریر آن درس هستند.
صوت دوم و بعدی هر کلاس پس از ارسال تقریر جلسه قبل برای پشتیبان کلاس، از سوی مؤسسه برای طلبه ارسال خواهد شد.

لطفا جهت ثبت‌نام از ساعت 9:00 الی 17:00 با مسئول ثبت‌نام توسط دکمه زیر در ارتباط باشید