غصب خلافت، بزرگترین دزدی عالم

غصب خلافت، بزرگترین دزدی عالم

مکتب وحی نبوی » دروس استاد » شرح خطبۀ فدکیه » غصب خلافت، بزرگترین دزدی عالم

وَ تَرْكَ السَّرِقَةِ إِيجَاباً لِلْعِفَّةِ وَ حَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْكَ إِخْلَاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ فَ اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ‏- وَ أَطِيعُوا اللَّهَ فِيمَا أَمَرَكُمْ بِهِ وَ نَهَاكُمْ عَنْهُ فَإِنَّهُ‏ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء.
حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بیان کردند و ترک السرقه ایجاباللعفه و در برخی نسخه ها ایجاباللعصمه آمده است خداوند سرقت را حرام کرد تا عفت از بین نرود اگر عصمت بخوانیم باز هم برای اینکه انسان‌ها محفوظ بمانند از خود آن گناه و آثار سوء آن گناه خب قدری جلسه قبل صحبت شد که دزدی چه آثاری دارد. اما بدترین نوع دزدی این است که کسی ولایت را بدزدد مانند غصب خلافت به عنوان بزرگترین دزدی عالم.

آنچه در این مقاله خواهید خواند:

  • سرقت و آثار آن
  • غصب خلافت، بزرگترین دزدی عالم
  • سرقت مانع برکت
    • شراکت در سرقت به دلیل سکوت در مقابل دزدی
    • سکوت کنندگان، شریک در غصب خلافت
  • رفع بی‌برکتی غصب خلافت پس از ظهور امام عصر
  • ترک سرقت عامل عفت و پاکی
    • شرک ربوبی
      • خالق و مخلوقات
      • محدودیت مخلوق
      • نیاز، ویژگی مخلوق
  • نزدیک دانستن ظهور، ویژگی مومن
  • ائمه، زمینه سازان ظهور امام عصر
    • بلوغ علم در عصر ظهور
  • باور شیعه، توجه به شخص امام عصر

سرقت و آثار آن

حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بیان کردند و ترک السرقه ایجاباللعفه و در برخی نسخه ها ایجاباللعصمه آمده است خداوند سرقت را حرام کرد تا عفت از بین نرود اگر عصمت بخوانیم باز هم برای اینکه انسان‌ها محفوظ بمانند از خود آن گناه و آثار سوء آن گناه خب قدری جلسه قبل صحبت شد که دزدی چه آثاری دارد.

دزدی فقط این نیست که فردی از دیوار مردم بالا برود اگر کسی مثلاً حدود نماز را هم به جا نیارد دزد است حدود حج را به جا نیاورد دزد است سهم امام و سهم سادات را پرداخت نکند دزد است مهریه همسرش را در صورت درخواست و توان پرداخت نکند دزد است یعنی دزدی خیلی دایره وسیعی دارد هم در حق الله جاری می‌شود هم در حق الناس جاری می‌شود و هم در عبادات و هم در رفتار های اجتماعی دزدی خیلی وسیع است.

غصب خلافت، بزرگترین دزدی عالم

اما بدترین نوع دزدی این است که کسی ولایت را بدزدد در روایات ما بیان شده است که اولاً ولایت افضل النعم وثانیاً ولایت اول النعم که این با روایاتی که خلقت نوری را بیان می‌کند کاملاً تطبیق دارد و واضح است و از اول خلقت همین است و تا آخر خلقت نیز همین است و اگر کسی بیاید و مقامات اهل‌بیت علیهم‌السلام را دزدی کند مناصب یا القاب اهل‌بیت علیهم‌السلام را بزدزدد از این دزدتر در دنیا پیدا نمی‌شود.

اثار دزدی را گفتیم که در اصول کافی این مورد آمده است رجوع کنید مثلاً دروغ می‌گوید در معامله و مبلغی دستش می‌آید این دزد است غش در معامله یا کم فروشی در معامله می‌کند دزد است حتی اگر کسی از سهم امام و امکانات امام زمان استفاده می‌کند ولی به طور معمول درس نمی خواند پنج روز تفریح می‌کند و دو روز درس می خواند این هم دزد است چون دزدی وسیع استاما اگر کسی بیاید مناصب اهل‌بیت علیهم‌السلام را بدزدد یا مناقب اهل‌بیت علیهم‌السلام را به خود نسبت دهد یا اینکه القاب اهل‌بیت علیهم‌السلام را به خودش بگذارد دزد است صدیق امیرالمومنین است فاروق امیرالمومنین است چه آثاری دارد؟

سرقت مانع برکت

طبق روایات ما اگر کسی دزدی کند و مالی از دزدی حاصل شود خداوند آن مالی را که از دزدی حاصل کرده و در تقدیرش بوده است که از حلال به او بدهد دیگر به او نمی دهد و در مال وی دیگر برکت نخواهد بود ولو اینکه بقیه مالش حلال باشد. مثلاً صد هزار درهم دارد و یک درهم حرام است همان یک درهم حرام برکت را از کل می‌برد و مثلاً در بنایی که آجر حرام باشد برکت از کل می‌رود نحوستش این‌گونه است در روایات ما بیان شده است که اگر کسی سراغ دزدی برود دیگر برکات به او نازل نمی‌شود. لذا کسانی که دزدند معمولاً خیلی کم توبه می‌کند و داستان‌های فضیل و… این‌ها مال صوفیه است طرف از دزدی توبه کرده است و صوفیه شده است قطعاً همان دزد بود بهتر بود بدبخت شد قبلاً فاسق بود حال کافر شده است.

در عرصه منبر خیلی این داستان ها را می‌گویند و نمی رود تحقیق بکند که این که بود و به کجا کشیده است می‌خواهد مردم را تشویق به توبه کند از این داستان ها می‌گوید و بعد هم وقتی نگاه می‌کنیم که من توبه کردم الم یان للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله بعد می‌بینیم از چاله در آمده است و در چاه رفته است.

اگر کسی دچار دزدی به شود به هر نحوی خدا برکات را از او می‌گیرد حال اگر افرادی بیایند و مناصب اهل‌بیت علیهم‌السلام را بدزدند مناقب اهل‌بیت را بدزدند و القاب اهل‌بیت را آن‌ها که دزد هستند و بقیه مردم اگر سکوت کنند شریک دزد هستند آن ایی که باید اعتراض کنند ولی اعتراض نکنند آن‌ها هم شریک دزد هستند شما بروید نامه امیرالمومنین علیه‌السلام به عثمان بن حنیف را نگاه کنید آنجا حضرت می‌فرمایند در زیر این آسمان برای ما یک فدک بود آن را هم دزدیدند و عده ­ای دزد بودند و عده ­ای هم دست و دلبازی کردند.

مال دنیا چرک کف دست است و مهم نیست و بردند و سخاوت کردند در جایی که جای سخاوت نبود اگر راست می گویی از مال خودت سخاوت کن دزدیدن مال دیگران گناه است و اینجا جای سخاوت نیست خیلی چیزها را دزدیدند و چیزی نبود که این‌ها به خودشان نسبت ندهند من الآن موردی در ذهنم نیست که شبیه‌سازی نکرده­اند اگر چه احمق هستند و شبیه سازی آن‌ها تابلو است اما سعی خودشان را کردند آن وقت این‌ها وقتی دزدیدند ولایت را از مقر خودش خارج کردند و دیگران هم سکوت کردند و اهل‌بیت را یاری نکردند.

شراکت در سرقت به دلیل سکوت در مقابل دزدی

وقتی یک جامعه دزد می‌شود میتوان خطاب کرد به این جامعه که ای گروه دزدان! آن وقت خدا چه می‌کند چون عده ­ای دزدیدند و عده ­ای دست و دلبازی کردند. عده­ ای باید فریاد می زدند اما در خانه نشستند خیلی ها بودند که من می توانم خیلی افراد را اسم ببرم ولی چون افراد بزرگی هستند اسم نمی برنم و قضاوتشان با خدا اما علی الظاهر این‌ها تاثیرگذار بودند ولی چیزی نگفتند بزرگان قریش و بزرگان عرب و بزرگان قبیله بودند این‌ها اگر سخن می‌گفتند حداقل برای هرکدام ده هزار نفر یا پانزده هزار نفر جمع می‌شدند ولی سکوت کردند.

شما بروید از هر فقیهی بپرسید من می‌بینم فلانی از دیوار مردم بالا می‌رود و من به راحتی می توانم جلویش را بگیرم اطلاع دهم به خودش بگویم نرو اما من بایستم و تماشا کنم و دزد برود خانه مردم را خالی کند و من لبحند بزنم و او برود وانت بیاورد و همه چیز را بار بزند و ببرد هیچ فقهی نیست که نگوید این شخص هم شریک این دزد می باشد یعنی جایی که باید فریاد بزند سکوت کند این هم شریک است شریک گناه بعد خداوند چه کرد چون بزرگترین نعمت افضل النعم ولایت است و اولین نعمت ولایت است و عده ­ای دزدیدند و عده­ ای هم سکوت و عده ­ای هم وظیفه خود را انجام ندادند و جامعه کلا اینچنین بود.

دزدی برکات را می برد این برکتی که از غصب حکومت امیرالمومنین علیه‌السلام از میان مردم می‌رود قطعاً بالاترین شدت را دارد که امام حسن مجتبی علیه‌السلام فرمودند نمی‌دانید شما چه کردید قبل از آن جریان مصالحه با شخص منحوسی مثل معاویه سخنرانی داشتند وجود مقدس امام فرمودند نمی‌دانید چه بلایی سر خودتان آوردید با دوری کردن از ولایت و جریان غدیر شما باعث شدید برکات از کره زمین برود نه فقط از مدینه و عربستان بلکه از کره زمین چون بزرگترین دزدی عالم شکل می‌گیرد کسانی که گفتند ابوبکر خلیفه پیامبر است این‌ها بزرگترین دروغ عالم را گفتند و دروغی بالاتر از این در عالم وجود ندارد.

سکوت کنندگان، شریک در غصب خلافت

کسانی که غصب حکومت امیرالمومنین کردند بزرگترین دزدی عالم را شکل دادند و هر کس در کار آن‌ها راضی است آن هم شریک دزد است و دزد حساب می‌شود امام زمان علیه‌السلام که تشریف می‌آورد کسانی که عهده­دار مکه هستند ایشان دستانشان را قطع کرده و به دیوار کعبه نصب می‌کنند و دستور می دهند زیرش بنویسند هولاء سراق الکعبه هرکسی منصبی به عنوان منصب دینی در شعاع آن‌ها می‌گیرد دزد است هر قضاوتی می‌کند دزد است هر تصرفی در جان و مال مردم بکند دزد است هر حرکتی بکند دزد است.

رفع بی‌برکتی غصب خلافت پس از ظهور امام عصر

امام حسن مجتبی علیه‌السلام فرمودند برکات از کره زمین رفت الا به مقداری که انسان‌ها بتوانند طی حیاتی داشته باشند و امتحانی داشته باشند و برکات بر نمی گردد مگر حق به مقر خودش برگردد یعنی ظهور آقا امام زمان اینکه در روایات داریم تابستان تابستان می‌شود به امر الهی زمستان زمستان می‌شود وبرکات کامل نازل می‌شود یعنی وقت سرما باید هوا سرد باشد و وقت گرما باید گرم باشد و همه چیز جای خودش باشد و اگر بر عکس شد این نشانه خشم خداست. لذا امام سجاد علیه‌السلام می‌فرمایند خدایا زمستان ما را زمستان قرار بده و تابستان ما را تابستان قرار بده و اینکه در زمان حضرت و حکومت کریمه امام زمان داریم که برکات کامل می‌شود به خاطر این است که دست دزدها قطع شده است و حق به صاحب حق رسیده است این قرار بود از آن زمان شکل بگیرد.

این قرار بود اگر حکومت امیرالمومنین علیه‌السلام را پذیرا می‌شدند همان زمان برکات کامل بود یعنی زمستان ها زمستان و تابستان ها تابستان و آفات از بین می رفت و کل کره زمین سر سبز می‌شد و تمام مردم در رفا زندگی می‌کردند اما رفتند سراغ کسانی و دزدیدند حکومت امیرالمومنین مناصب را که دزدیدند مناقب را هم به خود نسبت دادند القاب و اسامی که مربوط به اهل‌بیت علیهم‌السلام را بود هم دزدیدند همه چیز را دزدیدند یعسوب الدین را دزدیدند فاروق اعظم که لقب امیرالمومنین است دزدیدند صدیق اکبر که لقب ایشان است دزدیدند و این کمال بی حیایی است و همه را دزدیدند.

ترک سرقت عامل عفت و پاکی

حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بیان کردند و ترک السرقه ایجابا للعفه خداوند ترک دزدی را برای شما قرار داد ایجاباً للعفه عرض کردیم برخی نسخه ها للعصمه است که انسان‌ها پاک بمانند و آلوده نشوند.

شرک ربوبی

حرّم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه…
بعد فرمودند خداوند شرک را حرام قرار داد اخلاصاً له بالربوبیه اول سخنرانی هم که قبلاً گذشت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها جمله اولشان این بود فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک خداوند ایمان را بر شما واجب کرد تا از شرک پاکیزه شوید. یعنی از شرک دور شوید و شرک خودش رجس و پلیدی است.

وقتی تعبیر تطهیرا می‌آید مشخص می‌شود که خودش پلیدی است و در آخر اینجا هم حضرت از آن طرف می‌فرمایند خداوند شرک را حرام کرد اخلاصاً له بالربوبیه هر کاری فرد بکند هر کسی در عالم مخلوق است و خداوند خالق است و هرچه تحقق دارد هر کاری بکند مخلوق است و از مخلوقیت هم خارج نمی‌شود و مخلوق از نیاز هم خارج نمی‌شود نه اینکه خدا خلقش کرده است و کار‌ها دست خودش است و بگوید من که هستم خدا نباشد هم هستم نه لحظه لحظه از باب مسامحه خداوند بر آنچه که خلق کرده است حفاظت می نماید و لحظه ­ای حفاظت او نباشد هیچ نباشد معدوم است. یعنی هیچکس از نیاز به پروردگار خارج نمی‌شود مخلوق یعنی نیاز حقیقت خلق یعنی نیاز.

خالق و مخلوقات

بنابراین اگر در دستگاه خلقت پروردگار وصل شود به آنچه که خدا دوست دارد آن هم محبوب می‌شود اما اگر در این سلسله خلقت وصل شود به چیزی هایی که خدا دوست ندارد خدا او را دوست نخواهد داشت ما یک مبنا داریم و روی مبنا صحبت می‌کنیم اگر کسی مبنا را قبول نداشته باشد نمی‌تواند بگوید طبق ادله عقلاً و شرعاً ما خالق داریم و مخلوق و ثالثی وجود ندارد. بنابراین هرچیزی که تحقق خارجی داشته باشد عینیت یا در خالق دارد یا در مخلوق خب خالق که واحد و احد و مشخص است و شبیه و نظیر و هیچ مثلی ندارد ولی مخلوق شبیه زیاد دارد و هر مخلوقی را نگاه کنی از جهتی با مخلوق دیگر شباهت دارد.

محدودیت مخلوق

حداقلش حد است اگرچه حتی جنسش فرق کند لذا در دعای افتتاح که شرحش را گفتیم و در مجله نیز آوردیم آنجا بیان شده است که ما از تشابهی که بین مخلوقات هست و یک جهت شباهت یا جهات شباهت وجود دارد می فهمیم که برای حضرت حق شبیهی نیست چون لیس کمثله شی این یک اصل و یک قاعده است بمشابهته بین الاشیاء عرف ان لا شبه له باز می‌بینیم بین خیلی از موجودات تجانس وجود دارد می فهمیم که خداوند با هیچ چیز سنخیت ندارد چون لیس کمثله شی حد و اندازه وجود دارد شیئ از شیئ جدا می‌شود و دوری و نزدیکی بین اشیاء وجود دارد می فهمیم این مسائل از ریشه نسبت به خدا جاری نیست و این یک اصل است خداوند شرک را حرام کرد و معنای شرک وابستگی است. یعنی بند هیچ مخلوقی نیست که به مخلوق دیگر وابسته نباشد.

نیاز، ویژگی مخلوق

شما به خورشید وابسته نیستید خورشید را خدا حذف کند چه می‌شود ما به هوا و غذا مگر وابسته نیستیم و این وابستگی‌ها تکوینی است فعلاً احساسی را کار ندارم یعنی اگر نباشد ما نیستیم حتی در روایات آمده که در کسب و کار خداوند طوری قرار داده است که مخلوقی به مخلوق دیگر نیازمند بشود فرض کنید شخصی مریض است نیازمند طبیب می‌شود طبیب ماشینش خراب می‌شود نیازمند تعمیرکار می‌شود و خداوند این نیاز ها را به حکمتش میان مخلوقات قرار داده است پس وابستگی ها وجود دارد و خداوند قرار داده است و آنچه که هست در دل هاست یعنی باید بداند که این‌ها اسبابی است که دست خداست عنانش دست خداست سبب ها را می‌بیند گول این را نخورد که سبب ها کاره­ای نیستند و بداند موثری در وجود جز او نیست و این‌ها هم اسبابی است که خدا قرار داده است و هر وقت حفاظت کند همان می‌شود و اگر حفاظت خدا بر همان سبب و مسبب و علت و معلول و اثر و موثر نباشد هیچ چیزی در دنیا رخ نمی دهد بنابراین در عین حالی که تلاش می‌کند فقط امیدش به پروردگار است.

نزدیک دانستن ظهور، ویژگی مومن

آن چیزی که بیش از اینکه زمان ظهور را بدانیم برای ما مهم است این است که ما مومن باشیم و مومن کسی است که یراه قریباً این از باب سعه رحمت الهی ورجاء الهی است که یراه قریباً چون در دعای عهد هم داریم که انهم یرونه بعیداً و نراه قریباً آنهایی که مخالف حضرت هستند و بی ایمان هستند همیشه دور می‌بینند و می‌گویند اگر باشد دو هزار سال دیگر است و به ما نمی‌رسد ما هرچه می‌خواهیم بکنیم ولی مومن نزدیک می‌بیند مانند سید طاووس که در عباراتش می‌گوید پسرم همین روزهاست که ظهور اقا امام زمان شکل می‌گیرد و تازه هفتصد سال گذشته بود یعنی اینکه ظهور کی است بحث دیگری است در مومن باید حالتی باشد که ظهور را همیشه نزدیک می‌بیند و این از باب سعه رحمت الهی و فضل الهی و رجاء به سعه رحمت فضل الهی است.

ائمه، زمینه سازان ظهور امام عصر

در زمان امام باقر علیه‌السلام که زمان خاصی هم بود و بدون هیچ اغراقی نه اینکه شیعه هستیم بگوییم اگر کسی واقعاً انصاف داشته باشد و وارد تاریخ شود و زمان امام باقر علیه‌السلام را بتواند تصویر کند و آن پازل و فرهنگ آن زمان را بتواند کنار هم بچیند خواهد دید که خود اشاعه علوم اهل‌بیت علیهم‌السلام توسط امام باقر علیه‌السلام و ایجاد آن حوزه علمیه عظیم در آن زمان جز معجزه نبود. بعد از جریان کربلا امام سجاد علیه‌السلام فرمودند من در مکه و مدینه 20 یا 21 نفر محب نمی شناسم و بعد از جریان کربلا اصلاً بنی امیه اجازه فعالیت به ایشان نمی دادند؛ یعنی می‌خواهند درس بدهند اجازه نمی دادند.

تمام افرادی که اطراف امام سجاد می‌آمدند حکومت به یک شکلی اذیت می‌کرد شکل‌های مختلف جرائت نمی‌کردند گرچه امام کار خود را انجام دادند بیشتر مطالب امام در قالب دعا و مناجات بود می‌رفتند کنار قبر پیامبر گریه و دعا و مناجات می‌کردند و اطراف می شنیدند و نقل می‌کردند و بنی امیه هم می فهمیدند ولی نمی فهمیدند و می‌گفتند دارند دعا می‌کنند کلاس که نیست نگذاریم دعا بکنند ولی داشتند مطالب را در عین حالی که مناجات و دعا و ذکر بود مطالب را بیان کردند و در همان زمان امام سجاد علیه‌السلام در شهر های دیگر صحبت از مناجات های امام سجاد علیه‌السلام بود.

این زمینه ها را مهیا کردند زمان امام باقر علیه‌السلام زمانی بود که امام درس می‌گفتند و شاگردان زیادی جذب شده بود و خیلی ها از شام و کشورهای دیگر آمده بودند و در مدینه زندگی می‌کردند گرچه زمان امام صادق علیه‌السلام این جریان به اوج خودش رسید و زحماتش قبلاً کشیده شده بود به اوج خودش رسید و چند سال از کربلا گذشته سی یا چهل یا پنجاه سال از سال 61 هجری نگذشته بود که حوزه علمیه ائمه با 4 هزار شاگرد شکل گرفته بود انصافاً این معجزه هست یا نیست. یعنی حوزه علمیه اهل‌بیت علیهم‌السلام کاملاً شکل گرفته بود و امام باقر علیه‌السلام علوم مختلفی را بیان می‌کردند و می شکافتند و مدعیان علم هم کم نبودند ولی وقتی محضر امام می رسیدند خودشان می فهمیدند که چیز در چنته ندارند و بعضی از این‌ها که تکبر نداشتند زانو زدند و بعضی هم که رفتند و در مقابل امام ایستادند.

بلوغ علم در عصر ظهور

ان شاء الله با فرج امام زمان علوم اهل‌بیت علیهم‌السلام منتشر می‌شود آنچه اهل‌بیت علیهم‌السلام فرمودند کامل می‌شود آنچه که به دست ما نرسیده به دست ما می‌رسد و آنچه که اهل‌بیت علیهم‌السلام شروع کردند ایشان به انتها می رسانند امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند هیچ علمی نیست مگر اینکه من شروعش کردم و فرزندم مهدی به نهایتش می رساند یعنی ظهور امام زمان ظهور علم و دانش و قرآن کریم و روایات و معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام است به این نگاه به ظهور نگاه کنیم نه مثل برخی که الله عجل لولیک الفرج که من اجاره ندهم اللهم عجل لولیک الفرج که من قرض هایم اداء بشود.

اللهم عجل لولیک الفرج که دیگه به ما ظلمی نشود بله همه این‌ها واقع می شود و ظلمی نخواهد بود و به فضل اهل‌بیت علیهم‌السلام مشکلات برطرف می‌شود اما این چه نگاهی است باید بگوید اللهم عجل لولیک الفرج که حق به مقرش برگردد اللهم عجل لولیک الفرج که معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام منتشر به شود و قرآن که حقیقت معارف است منتشر به شود و این زمان را ما طالب هستیم لذا شما صبح ها دعای عهد می خوانید و چهل روز هم که بخوانید ان شاء الله جزء یاران می شوید واجعلنا من المستشهدین بین یدیه این سبب نشود که نخوانید یعنی دیگر ما در رکاب حضرت شهید شویم و از حکومت کریمه امام زمان نفعی نمی بریم نه پولدار می شویم نه نفعی شهید می شویم این دید شیعه است.

باور شیعه، توجه به شخص امام عصر

دید شیعه خود امام زمان است خود در رکاب حضرت بودن است اگر دید حضرت این است که چه در سختی و چه در آسانی در رکاب حضرت باشیم چرا الآن که می توانیم در رکاب باشیم در رکاب نیستیم الآن نمی‌شود در رکاب امام زمان بود! لذا فرمودند کسانی که دعا می‌کنند برای فرج امام زمان خود این فرج آن هاست که سه یا چهار معنای صحیح دارد و یک معنایش این است که کسی که دعا می‌کند برای فرج امام زمان که حق به مقر خودش برگردد و این اعتقاد به ائمه دارد و خیلی مهم است و دعا می‌کند برای فرج اهل‌بیت علیهم‌السلام فرجهم این خیلی معنای بالایی دارد همین اعتقادش که با دعای برای این عزیزان در رکاب این‌ها است خود همین فرج است که همین الان بمیرد در بهشت است و نمیرد هم همین الان در بهشت است اگرچه که خودش نداند خدایا فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه را برسان…..

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
حدیث منزلت

ثبت‌نام مدرسه علمیه مکتب وحی نبوی

از طلاب، علما و دانش پژوهان مستعد و جویای معارف اهل بیت علیهم‌السلام در سه موضوع خارج اصول، رجال و مبانی علوم قرآنی با تدریس استاد عالیقدر آیت الله جعفر فاضل (مدظله) به صورت مجازی ثبت‌نام می‌شود.

مواد درسی:
خارج اصول (تنقیح الاصول عن اللغو و الفضول)
علم رجال و درایة الحدیث
مبانی علوم قرآنی

تذکر:
لازم به ذکر است که این دورۀ مجازی شرط سنی یا تحصیلی ندارد و ثبت‌نام برای همه طالبان معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام آزاد است.

نحوه برگزاری دوره مجازی:
یک صوت از هر کلاس برای طلاب محترم ارسال می‌شود و عزیزان ملزم به ارائۀ متن تقریر آن درس هستند.
صوت دوم و بعدی هر کلاس پس از ارسال تقریر جلسه قبل برای پشتیبان کلاس، از سوی مؤسسه برای طلبه ارسال خواهد شد.

لطفا جهت ثبت‌نام از ساعت 9:00 الی 17:00 با مسئول ثبت‌نام توسط دکمه زیر در ارتباط باشید