آن چه از ظاهر صریح تاریخ و روایات برمیآید این استکه فدک ملک پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله شد و سپس رسولخدا صلیاللهعلیهوآله در سال هفتم هجری آن را به حضرتزهرا سلاماللهعلیها بخشیدند و فدک، حق فاطمه زهرا شد.
آنچه در این مقاله میخوانید:
- فدک نه فقط هدیه الهی بلکه حق حضرت زهرا سلاماللهعلیها
- چرا از میان اولاد و ازواج رسولخدا صلیاللهعلیهوآله فدک فقط حق فاطمهزهرا سلاماللهعلیها باشد؟
- هبه فدک سیاست رسولخدا صلیاللهعلیهوآله برای جلب محبت مسلمانان نسبت به امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه.
- جایگاه اقتصادی فدک و جایگزینی آن در قبال اموال حضرتخدیجه سلاماللهعلیها.
- تسلیم فدک و غصب دوباره آن در زمان خلفاء عباسی.
- سکوت مردم و حرام خواری ایشان سیاست امویها از غصب فدک بود.
فدک نه فقط هدیه الهی بلکه حق حضرت زهرا سلاماللهعلیها
آن چه از ظاهر صریح تاریخ و روایات برمیآید این استکه فدک ملک پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله شد و سپس رسولخدا صلیاللهعلیهوآله در سال هفتم هجری آن را به حضرتزهرا سلاماللهعلیها بخشیدند و به ملکیت حضرتصدیقه صلواتاللهعلیها درآمد.
اما وقتی به آیه شریفه مینگریم میبینیم که خداوند فرمان میدهد حق ذیالقربی را به ایشان بده: وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ.(۱)
جبرئیل علیهالسلام این آیه را بر رسولخدا صلیاللهعلیهوآله قرائت کرد و گفت: أَعْطِ فَاطِمَةَ سلاماللهعلیها فَدَكاً، وَ هِیَ مِنْ مِیرَاثِهَا مِنْ أُمِّهَا خَدِیجَةَ سلاماللهعلیها، به امر الهی فدک را به دخترت فاطمه ببخش تا به عنوان بخشی از میراث مادرش خدیجه سلامالله علیها محسوب شود.(۲)
ابان بن تغلب میگوید: در محضر مقدس امامباقر صلواتاللهعلیه بودم که صحبت از فدک به میان آمد و من عرضه داشتم: أکان رَسُولُ اللَّهِ صَلَّیاللَّهُعَلَیْهِوَآلِهِ أَعْطَی فَاطِمَةَ عَلَیْهَاالسَّلَامُ فَدَكاً؟
آیا رسولخدا صلیاللهعلیهوآله فدک را به فاطمه سلاماللهعلیها بخشید؟ امامباقر صلواتاللهعلیه فرمودند: كَانَ لَهَا مِنَ اللَّهِ تَعَالَی، یعنی مطلب بالاتر از این است و خداوند بود که فدک را به فاطمه سلاماللهعلیها بخشید.(۳)
به اتفاق شیعه و سنی نزول این آیه در مکه بود، ولی اجرای حکم در مدینه اتفاق افتاد و نکته بسیار مهم کلمه حَقَّهُ در این آیه است که باید به آن توجه داشت.
عبارت حَقَّهُ بیانگر این است که حضرتزهرا سلاماللهعلیها دارای حقی هستند و اگر خداوند فرمان اعطاء فدک به ایشان را صادر میفرماید که ای رسول ما فدک را به دخترتزهرا ببخش، به این جهت است که فدک حق حضرتزهرا سلاماللهعلیها است.
چرا از میان اولاد و ازواج رسولخدا صلیاللهعلیهوآله فدک فقط حق فاطمهزهرا سلاماللهعلیها باشد؟
برای بعضی سؤال است که چرا رسولخدا صلیاللهعلیهوآله فدک را به دیگر دختران خود مانند ام کلثوم و زینب ندادند و ایشان را سهیم نکردند؟
بنا به نقل تواریخ رسولاکرم صلیاللهعلیهوآله سه پسر به نامهای قاسم و عبدالله و ابراهیم و چهار دختر به نامهای زینب و ام کلثوم و رقیه و فاطمهزهرا سلاماللهعلیها داشتند، چرا فدک را به بقیه اولاد خود ندادند؟
پاسخ این است که بر فرض اثبات صلبی بودن تمامی این پسران و دختران، هرسه پسر پیامبر صلیاللهعلیهوآله در سن طفولیت از دنیا رفتند، اولین ایشان قاسم و سپس عبدالله علیهماالسلام قبل از هجرت به رحمت خدا رفتند و ابراهیم علیهالسلام نیز در سال هشتم هجری ابراهیم متولد شد.
بنابراین وقتی که فدک به حضرتزهرا سلاماللهعلیها بخشیده شد قاسم و عبدالله علیهماالسلام از دنیا رفته بودند و جنابابراهیم علیهالسلام نیز هنوز به دنیا نیامده بود، پس اصلا پسری درکار نبود.
اما از دختران منتسب به حضرت، جناب رقیه علیهاالسلام در سال دوم هجری و زینب علیهاالسلام در سال هشتم و امکلثوم علیهاالسلام در سال نهم از دنیا رفتند و در زمان بخشیدن فدک، امکلثوم و زینب علیهماالسلام در قید حیات بودند، اما چرا رسولخدا صلیاللهعلیهوآله فدک را صرفاً به حضرتزهرا سلاماللهعلیها دادند؟
اولاً باید دانست که بسیاری از محققین شیعه مانند مرحوم سیدجعفرمرتضی عاملی اثبات کردند که این سه دختر، دختران واقعی و صلبی رسولخدا صلیاللهعلیهوآله نیستند بلکه خواهر خوانده حضرتزهرا سلاماللهعلیها و دختران خواهر حضرت خدیجه سلاماللهعلیها بودند که رسولخدا صلیاللهعلیهوآله ایشان را سرپرستی فرمودند و درعرف عرب آن زمان اینگونه مرسوم بود که اگر کسی طفلی را به فرزندخواندگی میپذیرفت، آن طفل فرزند او به حساب میآمد.(۴)
با اثبات این نکته، تنها دختر رسولخدا صلیاللهعلیهوآله حضرتزهرا سلاماللهعلیها بودند، لذا حقی برای دیگران نیست و دخترخواندههای حضرت جزء ذویالقربی حساب نمیشوند.
زینب علیهاالسلام دختر خوانده پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله در سال هشتم از دنیا رفت و از ایشان دختری بهنام اُمامه باقی ماند که حضرتزهرا سلاماللهعلیها به امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه وصیت فرمودند: أُوصِیكَ أَنْ تَتَزَوَّجَ أُمَامَةَ بِنْتَ أُخْتِی زَیْنَبَ تَكُونُ لِوُلْدِی مِثْلِی، بعد از من با اُمامه دخترخواهرم زینب ازدواج کن چرا که او با فرزندان من مثل خودم مهربان است.(۵)
هبه فدک سیاست رسولخدا صلیاللهعلیهوآله برای جلب محبت مسلمانان نسبت به امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه:
علیایحال اگر بپذیریم که این سه، دختران رسولخدا صلیاللهعلیهوآله نیستند دیگر ذویالقربی محسوب نمیشوند و از فدک بهرهای ندارند ولی اگر این مطلب پذیرفته نشود و ثابت شود که رسولخدا صلیاللهعلیهوآله چهار دختر داشتند باید بگوییم:
اوّلاً: آنچه که مسلّم است اینکه تمام رفتارهای رسولخدا صلیاللهعلیهوآله مطابق حکمت و درست است مخصوصاً اینکه حضرت میدانستند ام کلثوم و زینب علیهماالسلام دو سال بعد از دنیا میروند و فدک باید به کسی برسد که بیشتر عمر میکند و همچنین باید به کسی داده شود که اهل دنیا نباشد و عایدات آن را میان فقرا تقسیم کند، زیرا این ثروت عظیمی است که اگر کسی اهل انفاق نباشد تمام آن ثروت را خودش استفاده میکند.
جالب است که وهابیها میگویند: فدک کلّاً دارای پنج درخت بود و آن را زمینی خشک و بیارزش جلوه میدهند(۶)، درحالی که در کتب خود بیان کردهاند که فدک بزرگترین ثروت شناخته شده آن زمان بوده و باغی عظیم و ارزشمند محسوب میشد.(۷)
ثانیاً: با توجه به کلمه حَقَّهُ در آیه شریفه، میتوان گفت: ثمره ازدواج رسولخدا صلیاللهعلیهوآله با حضرتخدیجه سلاماللهعلیها، ولادت حضرتزهرا سلاماللهعلیها بود و در ابتدای معرفی اسلام تمام ثروت حضرتخدیجه سلاماللهعلیها خرج تبلیغ اسلام شد بهگونهای که در اواخر عمر پیامبر هیچ ثروتی باقی نماند و کار بهجایی رسید که حضرتش از گرسنگی سنگ به شکم مبارک میبستند.(۸)
بدیهی است اگر این ثروت خرج نمیشد به طور طبیعی به حضرتزهرا سلاماللهعلیها میرسید و از این رو خداوند متعال اراده فرمود به نحوی آن را برای حضرتصدیقه صلواتاللهعلیها جبران کند.(۹)
خداوند میفرماید: لِّلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَةٌ(۱۰) کسانی که در این دنیا احسان کنند من هم به ایشان احسان میکنم و اگر کسی کرم داشته باشد خداوند برای او جبران میکند لذا همان ثروت عظیمی که خرج اسلام شد در قالب اراضی فدک جایگزین شده و به حضرتزهرا سلاماللهعلیها عطا میشود و عبارت حَقَّهُ در آیه، این را میرساند که حق و سزاوار حضرتزهرا سلاماللهعلیها بود که این چنین ثروتی در اختیار ایشان قراربگیرد وازطرفی اگر کل ثروتهای آفرینش در اختیار آن حضرت باشد ایشان کوچکترین تمایلی به دنیا نخواهد داشت و شاهد بر این مدعی این است که در مدت چهارسالی که فدک در اختیار حضرتش بود، چیزی به خانه ایشان اضافه نشد و فقرای مسلمین بودند که از این ملک نفع فراوان بردند.
ثالثا: رسولخدا صلیاللهعلیهوآله میدانستند آن کسی که امام برحق است امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه هستند وهمچنین میدانستند که کمتر خانهای از خانههای مدینه و اهالی حجاز است که به جمع و عشیره آنها زخمی از شمشیر امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه نرسیده باشد و به همین دلیل در دل بسیاری از ایشان ایشان کینه آن حضرت وجود دارد لذا فرمودند: فَاصْبِرْ لِظُلْمِ قُرَیْشٍ إِیَّاكَ وَ تَظَاهُرِهِمْ عَلَیْكَ فَإِنَّهَا ضَغَائِنُ فِی صُدُورِ قَوْمٍ لَهُمْ أَحْقَادُ بَدْرٍ وَ تُرَاثُ أُحُدٍ.(۱۱)
علی جان بر ظلم قریش صبرکن، تا مبادا بر علیه تو بشورند، فرمایش حضرت اشاره است به این که قامت اسلام با شمشیر امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه راست شد و ترس از این است که این امت کینههای خود را سرازیر کنند و عقدههایی که از جنگ بدر و احد در سینه نهفتهاند آشکار کنند.
از این رو برای کم شدن این کینهها و تثبیت مسأله ولایت و امارت امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه، فدک را به ایشان بخشید وآن چهارسالی که عایدات آن به دست حضرت میرسید سبب شد که مردم به در خانه ایشان رجوع کرده و زانو زده تا مشمول محبت آن حضرت قرار بگیرند و کینهها کم شود.
جایگاه اقتصادی فدک و جایگزینی آن در قبال اموال حضرتخدیجه سلاماللهعلیها:
بنابر تصریح روایات ثروت حضرتخدیجه سلاماللهعلیها که خرج اعتلای اسلام شد با بخشش فدک به حضرتزهرا سلاماللهعلیها تلافی شد.(۱۲)
دلایل و جهات دیگری هم وجود داشت مانند اینکه این ثروت عظیم باید به کسی سپرده میشد که اهل دنیا نباشد و همچنین باید عاملی برای کم شدن کینهها قرار بگیرد و جهت دیگر این که امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه با این ثروت بر مسند امامت و امارت تکیه زده و خلافت خود را تثبیت کنند، کمااینکه دستگاه غاصب از همین جهت هراس داشتند و آن را غصب کردند، پس بخشش فدک به حضرتزهرا سلاماللهعلیها اقدامی حکیمانه و کاملاً درست بود.
درآمد فدک ثروتی عجیب بود و اعداد و ارقام زیادی در مورد این ثروت نوشته شده است و کاملاً واضح است که دستگاه خلافت که فدک را غصب میکند به دلیل همین ثروت عظیم است، لذا اصلاً به زمینهای لم یزرع و بدون حاصل اطراف مدینه که ارث حضرتزهرا سلاماللهعلیها بود کاری نداشتند و همین عملکرد نشان از عظمت و ارزشمندی این زمین دارد.
اکنون بعد از گذشت چهارده قرن نیز شاهدیم که زمینهای اطراف فدک هنوز سرسبز است، آری ایشان میدانستند که کجا را باید غصب کنند!
در آیه مبارکه بیان شده: وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا.(۱۳)
یعنی حق این افراد را بده و اسراف و ریخت وپاش نکن، حال سؤال این است که آیا رسولخدا صلیاللهعلیهوآله به این حکم الهی عمل کردند یا خیر؟ بدون تردید قطعاً انجام دادهاند زیرا ایشان معصوم هستند.
حتی از دیدگاه اهلتسنن که پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله را معصوم نمیدانند واصلاً عصمت را قبول ندارند البته بهجز ابنعربی که عمر را معصوم میداند!(۱۴)، اما در این جهت اتفاق نظر دارند که پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله تمام دستورات الهی را درست انجام دادند و در رساندن وحی هیچ خطایی از ایشان صادر نشده است.
بنابراین هنگامی که رسولخدا صلیاللهعلیهوآله فدک را به حضرتزهرا سلاماللهعلیها عطا میفرمایند، در این عطا کردن هیچ اسرافی نبوده و حضرتزهرا سلاماللهعلیها بهحق الهی خود رسیدهاند.
تسلیم فدک و غصب دوباره آن در زمان خلفاء عباسی:
در حول و حومه جریان فدک سؤالات و ابهامات دیگری نیز وجود دارد که باید به آنها پاسخ داده شود، مانند این که سرنوشت فدک در طولتاریخ چگونه رقم خورد؟ و یا اینکه درآمد فدک بعد از غصب صرف چه اموری شد؟
با بررسی کتب تاریخی مانند انسابالاشراف بلاذری به دست میآید که فدک در دوران خلافت بنیامیه و بنیعباس چندین مرتبه دست به دست شده و گاهی آن را به اولاد حضرتزهرا سلاماللهعلیها برگرداندهاند و دوباره غصب شدهاست!
مثلاً در زمان عمربنعبدالعزیز، علیرغم اعتراض مردم، علاوه بر اینکه سب و دشنام به امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه بر روی منابر ممنوع شده و به جای آن ذکر خدایمتعال جایگزین شد، فدک نیز به فرزندان حضرتزهرا سلاماللهعلیها برگردانده شد و به همین دلیل همه فهمیدند که فدک مال حضرتزهرا سلاماللهعلیها بوده است.(۱۵)
اگر پرسیده شود علت اینکه حضراتمعصومین صلواتاللهعلیهم در برگرداندن فدک هیچ تلاشی نکردند چه بود؟ باید گفت امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه در نامهای که به عثمانبنحنیف والی و استاندار خود در بصره نوشتند به این نکته اشاره میفرمایند.
این نامه زمانی نوشته شد که به حضرت خبر رسید والی شما در بصره یعنی عثمانبن حنیف در ضیافت ثروتمندان بصره شرکت نموده و در مجلسی حضور یافته که از وجود فقرا و مستمندان خالی بوده است!
حضرت در این نامه برای او می نویسند: مَا ظَنَنْتُ أَنَّكَ تُجِیبُ إِلَی طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِیُّهُمْ مَدْعُوٌّ! گمان نداشتم که تو دعوت برای حضور بر سفره طعامی را بپذیری که خالی از مستمندان بوده و مخصوص ثروتمندان باشد.
ودر آخر نامه به او اخطار میدهند که: فَاتَّقِ اللَّهَ یَا ابْنَ حُنَیْفٍ وَ لْتَكْفِكَ أَقْرَاصُكَ لِیَكُونَ مِنَ النَّارِ خَلَاصُكَ، ای پسر حنیف، از خدا بترس و به همان نان خود اکتفا کن تا سبب نجات تو از آتش دوزخ باشد و در خلال همین نامه طولانی یک جمله در رابطه با فدک صحبت میکنند و میفرمایند: بَلَی كَانَتْ فِی أَیْدِینَا فَدَكٌ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَیْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ آخَرِینَ وَ نِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ وَ مَا أَصْنَعُ بِفَدَكٍ وَ غَیْرِ فَدَكٍ.(۱۶)
آری از تمام آنچه آسمان کبود بر آن سایه افکنده فقط فدک در دست ما بود، که عدّهای به آن طمع ورزیده و عدّه ای دیگر در مورد آن دست ودلبازی کردند، خداوند خودش بهترین داور است، اما من فدک و غیر فدک را میخواهم چهکنم؟ و از این عبارات مشخص شود که اهلبیت صلواتاللهعلیهم گرچه دنبال فدک نرفتند ولی به مالکیت و حق خود اشاره فرموده واز آن نگذشتند.
پس در تاریخ ثبت نشده است که امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه در زمان حکومت خود فدک را گرفته باشند و این واکنش حضرت برای اصحاب هم سؤال شده بود لذا در روایات آمده است که اصحاب از اهلبیت صلواتاللهعلیهم علت این بیتفاوتی را میپرسند و حضراتمعصومین صلواتاللهعلیهم در پاسخ میفرمایند: لِأَنَّ الظَّالِمَ وَ الْمَظْلُومَةَ قَدْ كَانَا قَدِمَا عَلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ أَثَابَ اللَّهُ الْمَظْلُومَةَ وَ عَاقَبَ الظَّالِمَ فَكَرِهَ أَنْ یَسْتَرْجِعَ شَیْئاً قَدْ عَاقَبَ اللَّهُ عَلَیْهِ غَاصِبَهُ وَ أَثَابَ عَلَیْهِ الْمَغْصُوبَةَ.(۱۷)
به این دلیل امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه نسبت به فدک اقدامی نفرمودند که ظالم و مظلومه هر دو از دنیا رفته بودند و مظلومه به ثواب خود رسیده و ظالم در حال چشیدن عقاب خود بود، ودر روایت دیگر فرمودند: لِأَنَّا أَهْلُ بَیْتٍ وَلِیُّنَا اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَا یَأْخُذُ لَنَا حُقُوقَنَا مِمَّنْ یَظْلِمُنَا إِلَّا هُو وَ نَحْنُ أَوْلِیَاءُ الْمُؤْمِنِینَ، إِنَّمَا نَحْكُمُ لَهُمْ وَ نَأْخُذُ حُقُوقَهُمْ مِمَّنْ یَظْلِمُهُمْ وَ لَا نَأْخُذُ لِأَنْفُسِنَا.(۱۸)
ما خاندان به دنبال پس گرفتن فدک نیستیم زیرا ولیّ ما اهلبیت، خداوند عزوجل است و فقط اوست که حقوق ما را از کسی که به ما ظلم میکند، میگیرد و ما ولیّ مؤمنین هستیم و برای آنها حکم میکنیم و حقوقشان را از کسی که به آنها ظلم میکند میگیریم ولی به دنبال گرفتن حقوق خودمان نیستیم.
سکوت مردم و حرام خواری ایشان سیاست امویها از غصب فدک بود:
مردم با اینکه میدانستند فدک ملک حضرتزهرا سلاماللهعلیها است اما پس از غصب فدک واکنشی نشان ندادند و برای ایشان اهمیتی نداشت! چراکه قبلاً حضرتزهرا سلاماللهعلیها درآمد فدک را میان ایشان تقسیم میفرمود و اکنون نیز دستگاه حکومت آن را تقسیم میکند و این سیاست دستگاه حکومت بود که اعتراضی برانگیخته نشود و مردم نیز با کمال میل از این اموال حرام میخوردند.
در روایت است که: إِنَّ وَلِیَّ عَلِیٍّ صلواتاللهعلیه لَا یَأْكُلُ إِلَّا الْحَلَالَ لِأَنَّ صَاحِبَهُ كَانَ كَذَلِكَ وَ إِنَّ وَلِیَّ عُثْمَانَ لَا یُبَالِی أَحَلَالًا أَكَلَ أَوْ حَرَاماً لِأَنَّ صَاحِبَهُ كَذَلِكَ.(۱۹)
همانا دوستان وشیعیان امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه بجز حلال نمیخورند و شیعیان عثمان کسانی هستند که از هر جایی بیابند میخورند و باکی ندارند که حلال باشد یا حرام!
مردم وقتی دیدند طبق روال قبل سهمشان از فدک کم نشده و همان جیره قبلی میرسد اصلاً اعتراض نداشته و قیام نکردند، و سیاست دستگاه بنیامیه نیز همین بود که هم مردم را ساکت نگاه دارد و شکمهای آنها از حرام پر شود تا بتوانند به مقاصد خود برسند.
بخشی از درآمد سرشار فدک بعد از غصب میان مردم تقسیم میشد و بخشی صرف تهیه اسب و شمشیر و مخارج سفر کسانی که در جنگهای آن دوران شرکت میکردند میشد، درحالی که هم اصل این جنگها و هم منبع هزینهها تمام خلاف شرع و حرام بود وغنیمتهایی که در این جنگها حاصل میشد نیزحرام بود، اما این اموال حرام بین مردم تقسیم میشد و مردم از چند جهت حرام خوار میشدند.
حتی طبق بعضی روایات کنیزهای حاصل از این جنگها شرعی نبوده و خرید وفروش آنها حرام بود و نتیجه تملک غیر شرعی این کنیزها به وجود آمدن اولاد حرام میشد مگر برای شیعیان که حضراتمعصومین صلواتاللهعلیهم به آنها میبخشیدند و تملک ایشان مشروع میشد.(۲۰)
مردم سکوت کردند چراکه دیدند سهمیه آنها نه تنها کم نشد بلکه بیشتر از قبل به ایشان میرسد، به علاوه اینکه بعضی از زنان پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله و سران قبائل و آن حرامزادگانی که به در خانه حضرتزهرا سلاماللهعلیها هجوم بردند از سهم بیشتری برخوردار شدند.
مثلاً به خالد و قنفذ و عبدالرحمن بن عوف لعنهمالله سهمیه ویژهای دادند و تمام کسانی که به خانه حضرتزهرا سلاماللهعلیها حمله کردند پست حکومتی گرفتند و ثروتهای فراوانی اندوختند.
به عنوان مثال غاصبدوم در اقدامی عوامفریبانه تمام استانداران و والیان خود را به دلیل ثروت اندوزی جریمه کرد اما مغیره و قنفذ را از جریمه معاف داشت که وقتی که این جریان به سمع مبارک امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه رسید، حضرت صورتشان را برگرداندند و اشک در چشمان مبارکشان حلقه زد و هنگامی که علت را پرسیدند حضرت فرمودند: به این دلیل آن دو نفر را از جریمه معاف داشت که فاطمهزهرا صلواتاللهعلیها را مورد ضرب و جسارت قرار دادند.(۲۱)
در آن هجوم وحشیانه که ریسمان به گردن امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه انداخته و حضرتش را به سمت مسجد میبردند، حضرتصدیقه صلواتاللهعلیها با آن وضعیت اسفبار مسیری را به دنبال ایشان رفتند و مانع بردن حضرت به مسجد شدند ولی آن نامسلمانان ضرباتی بر آن بانو وارد آوردند که حضرت بر روی زمین افتادند.
با تمام این مصیبات بازهم بههمراه هاشمیات خود را افتان وخیزان به مسجد رساندند وهنگامی که شمشیر آخته را بر سر امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه دیدند فرمودند: خَلُّوا عَنِ ابْنِ عَمِّی فَوَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ لَئِنْ لَمْ تُخَلُّوا عَنْهُ لَأَنْشُرَنَّ شَعْرِی وَ لَأَضَعَنَّ قَمِیصَ رَسُولِ اللَّهِ صلیاللّٰهعلیهوآله عَلَی رَأْسِی وَ لَأَصْرُخَنَّ إِلَی اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی.(۲۲)
پسرعمویم را رها کنید و دست از سر او بردارید و الّا نفرینتان میکنم، و امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه شاهد این اتفاقات بودند، و خدا میداند که چهاندازه بر آن حضرت سخت گذشت که ببینند همسرشان فاطمه سلاماللهعلیها توسط این قوم جسارت میشود و کتک میخورد، اما مأمور به صبر بودند و نمیتوانستند واکنشی نشان بدهند.(۲۳)
پانوشت:
(۱) سوره اسراء آیه۲۶.
(۲) بحارالأنوار ج۲۹ ص۱۱۸.
(۳) همان آدرس ص۱۲۰.
(۴) فضائل و مصائب حضرتزهرا سلاماللهعلیها از مجموعه استفتائات آیةالله سیدمحمدصادق روحانی ص۶۲، الصحیح من سیره النبی الاعظم صلّیاللهعلیهوآله- سیدجعفرمرتضی عاملی ج2،ص210-220.
(۵) بحارالأنوار ج۲۸ ص۳۰۴، مناقب ابن شهر آشوب ج3 ص362.
(۶) ادعای مضحک شبکه وهابی درمورد باغ فدک http://www.valiasr-aj.com/persian/mobile_shownews.php?idnews=9735.
(۷) بحارالأنوار ج29 ص۱۱۶ و12۳، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج16 ص236، السقیفة و فدک ص۹۸.
(۸) ناسخالتواریخ زندگی پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله ص۱۰۱۹، محجةالبیضاء ج6 ص22، احیاءالعلوم ج۳ ص192، مسند احمدحنبل ج3 ص۳۰۰.
(۹) مناقب ابنشهرآشوب ج۲ ص۵۳.
(۱۰) سوره نحل آیه۳۰.
(۱۱) بحارالأنوار ج۳۳ ص۱۵۴.
(۱۲) بحارالأنوار ج۱۷ ص۳۷۸ وج۲۹ ص۱۱۵ و۱۱۸.
(۱۳) سوره اسراء آیه۲۶.
(۱۴) الفتوحات ج۳ ص۲۵۲و۲۵۳.
(۱۵) شرحنهجالبلاغه ابنابیالحدید ج16 ص216.
(۱۶) بحارالأنوار ج۴۰ ص۳۴۰.
(۱۷) بحارالأنوار ج۲۹ ص۳۹۵.
(۱۸) همان آدرس ص۳۹۶، عللالشرایع باب۱۲۴.
(۱۹) بحارالأنوار ج۴۱ ص۱۲۹.
(۲۰) بحارالأنوار ج۴۸ ص۲۴۴.
(۲۱) بحارالأنوار ج۳۰ ص۳۰۲ و۳۰۳، مأساةالزهراء سلاماللهعلیها – علامه سیدجعفرمرتضیعاملی ج۲ ص۴۳.
(۲۲) بحارالأنوار ج۲۸ ص۲۰۶ و۲۲۸، وج۴۳ ص۴۷، شبهای پیشاور ص۸۳۷، ۸۶۷.
(۲۳) بحارالانوار ج۲۸ ص۲۰۲.









