فدک، سند ظلم غاصبین خلافت

فدک، سند ظلم غاصبان خلافت

مکتب وحی نبوی » دروس استاد » شرح خطبۀ فدکیه » فدک، سند ظلم غاصبان خلافت

آن‌چه در تاریخ کاملاً مشخص و آشکار است این که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها به دنبال مطالبه فدک بودند. اما بعد از ایشان هیچ‌یک از ائمه صلوات‌الله‌علیهم، فدک را برنگرداندند و پیگیر آن نبودند. زیرا فدک، سند ظلم غاصبان خلافت است و با برگرداندن آن، ماجرای فدک در بلندای تاریخ محو می‌شد. بلکه می‌خواستند این جریان در امتداد تاریخ ماندگار شود و با مغصوب ماندن آن، چهره مدعیان دروغین خلافت را مشخص کنند و بی‌لیاقتی ایشان را در همه اعصار و قرون به مردم گوش‌زد کنند.

آنچه در این مقاله خواهید خواند:

  • فدک غصب شده، سند ظلم غاصبان خلافت تا قیامت
  • آیا مردم آزادند که به هرکسی رأی بدهند؟
  • تصریح حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در خطابه فدکیه بر بی‌لیاقتی غاصبان
  • احادیث دروغی که زیربنای قرآن و نبوت را ویران می‌کند
  • آیا حدیث ساختگی لانورث، آیات را تخصیص می‌زند یا مخالف آیات قرآن است؟
  • آیا مراد از ارث در این آیات میراث علم وحکمت است؟
  • قصد اصلی حضرت‌صدیقه صلوات‌الله‌علیها از پیگیری فدک چه بود؟

 فدک، سند ظلم غاصبان خلافت تا قیامت

آن‌چه در تاریخ کاملاً مشخص و آشکار است این که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها به دنبال مطالبه فدک بودند اما بعد از ایشان هیچ‌یک از ائمه صلوات‌الله‌علیهم، فدک را برنگرداندند و پیگیر آن نبودند زیرا با برگرداندن آن، ماجرای فدک در بلندای تاریخ محو می‌شد بلکه می‌خواستند این جریان در امتداد تاریخ ماندگار شود و با مغصوب ماندن آن، چهره مدعیان دروغین خلافت را مشخص کنند و بی لیاقتی ایشان را درهمه اعصار و قرون به مردم گوش‌زد کنند.

این خاندان به‌هیچ عنوان و در  هیچ دورانی دنبال دنیا نبوده‌اند و اصلاً جایگاه ایشان برتر از این است که دنیا طلب باشند، و مطالبه فدک نیز هرگز جنبه مالی و زمینی نداشت بااین‌حال اگر این مطالبه را پیگیری می‌کردند مردم به تحلیل اشتباه دچار شده از روی فهم وارونه نسبت دنیا طلبی به ایشان می‌دادند.

لذا با عدم پیگیری فدک هم از این سوء برداشت جلوگیری شد وهم به مردم فهماندند که غاصبان فدک که به علاوه غصب وظلم دست به جعل حدیث نیز می‌زنند و به رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله دروغ می‌بندند لیاقت هیچ چیزی را ندارند.

با این تحلیل چه غدیرخم را بپذیرند و چه آن‌ را انکار کنند عدم لیاقتشان برای خلافت آشکار می‌شود و حتی اگر بنای انتخاب خلیفه را بر رأی گیری هم بگذاریم باز نباید به این افراد رأی دهیم چرا که رأی دادن به اشخاص غاصب و ظالم و بی‌لیاقت بزرگ‌ترین جنایت است.

آیا مردم آزادند که به هرکسی رأی بدهند؟

یک سری از کتب اهل‌تسنن بحث رأی گیری در مورد خلافت را مطرح می‌کنند، و جمعی از علماء ایشان مثل جوینی‌شافعی و قاضی‌ابویعلی‌موصلی و غزالی تصریح دارند که رأی‌گیری حتماً باید دارای شرایطی باشد و مردم نمی‌توانند به هر کسی که بخواهند رأی بدهند بلکه منتخب آنان باید دارای خصوصیاتی مثل علم و شجاعت باشد.(۱)

اما شیعیان معتقدند که بشر در مناصب الهی مثل نبوت و رسالت و امامت و مقام خلیفةاللهی، هیچ دخالتی ندارد و فقط خداوند باید انتخاب کند، بلکه اصلاً مردم نمی‌دانند که چه کسی لیاقت دارد تا او را برگزینند.

علیرغم این که عامه بحث رأی‌گیری را مطرح می‌کنند وبه آن التزام دارند اما بازهم طبق قاعده عمل نکردند، زیرا نفر اول از غاصبان منتخب همه مردم نبود بلکه فقط حدود سی نفر به او رأی دادند و بدتر از او غاصب‌دوم بود که صرفاً با رأی اولی انتخاب شد پس اصلاً قانونی درکار نیست!

برخی از علماء عامه چنان‌که به آن اشاره شد می‌گویند: جانشین رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله باید شجاع باشد و همگان می‌دانند که از ابوبکر وعمر شجاعتی دیده نشده بلکه بالعکس کارشان فرار از جنگ‌ها بوده است(۲)

اما جالب این‌جاست که ابن‌تیمیه در کتاب خود می‌نویسد: شجاعت ابوبکر و عمر در جنگیدن بروز پیدا نکرد بلکه شجاعتشان در دعا کردن بود!(۳)

و جالب است که در کتب تاریخی ایشان مثل انساب‌الاشراف بیان شده که این دونفر همواره در جنگ‌ها فرار می‌کردند.(۴)

تصریح حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در خطابه فدکیه بر بی‌لیاقتی غاصبان

حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در خطبه فدکیه اشاره خاصی به جریان غدیر نداشتند، و صرف‌نظر از جریان غدیر اثبات فرمودند که این افراد فاقد ضوابط اولیه انسانیت و ویژگی‌های بشری هستند چه رسد به این که بخواهند بر مردم حکومت کنند.

هنگامی‌که حضرت فدک و سایر حقوق خود را با دلایل قاطع مطالبه فرمودند، ابوبکر که پاسخی برای گفتن نداشت از روی حیله ومکر شروع کرد به تعریف از ایشان و ذکر فضایل حضرت و پس از آن گفت: وَاللَّهِ مَا عَدَوْتُ رَأْیَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ لَا عَمِلْتُ إِلَّا بِإِذْنِهِ، وَ إِنَّ الرَّائِدَ لَا یَكْذِبُ أَهْلَهُ، وَ إِنِّی أُشْهِدُ اللَّهَ وَ كَفَی بِهِ شَهِیداً أَنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَقُولُ: نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ لَا نُورِثُ ذَهَباً وَ لَا فِضَّةً وَ لَا دَاراً وَ لَا عَقَاراً وَ إِنَّمَا نُورِثُ الْكُتُبَ وَ الْحِكْمَةَ وَ الْعِلْمَ وَ النُّبُوَّةَ، وَ مَا كَانَ لَنَا مِنْ طُعْمَةٍ فَلِوَلِیِّ الْأَمْرِ بَعْدَنَا أَنْ یَحْكُمَ فِیهِ بِحُكْمِهِ…(۵)

به‌خدا من با نظر پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مخالفت نمی‌کنم، و خدارا شاهد می‌گیرم که از رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله شنیدم فرمود: ماجماعت انبیاء طلا و نقره وخانه به ارث نمی‌گذاریم بلکه ارثیه ما کتاب و حکمت و علم و نبوت است و هرچه از مادیات باقی بگذاریم اختیارش در دست ولی‌امر بعد از ماست که هرچه بخواهد با آن می‌کند!

و در نقلی است که گفت: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ: لَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ، إِنَّمَا یَأْكُلُ آلُ مُحَمَّدٍ مِنْ هَذَا الْمَالِ، وَ إِنِّی وَ اللَّهِ لَا أُغَیِّرُ شَیْئاً مِنْ صَدَقَةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنْ حَالِهَا الَّتِی كَانَتْ عَلَیْهَا فِی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ لَأَعْمَلَنَّ فِیهَا بِمَا عَمِلَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.(۶)

و مرادش این بود که ما اصلاً از فدک و چیزهایی که شما مطالبه می‌کنید نفعی نمی‌بریم بلکه این اموال صدقه است و آن را برای جامعه خود خرج می‌کنیم زیرا رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: آن‌چه از ما باقی‌ می‌ماند همگی صدقه است و برای همه مسلمانان است!

حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نیز با استناد به شش آیه از قرآن خائن بودن و دروغ‌گویی او را اثبات فرموده و تصریح کردند که پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله هرگز مخالف صراحت قرآن کریم سخن نمی‌گویند: سُبْحَانَ اللَّهِ! مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنْ كِتَابِ اللَّهِ صَارِفاً، وَ لَا لِأَحْكَامِهِ مُخَالِفاً.(۷)

هرگاه جمله‌ای تحت عنوان حدیث و فرمایش اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم به ما برسد که مخالف صراحت قرآن باشد طبق دستور خود ائمه صلوات‌الله‌علیهم باید آن را به دیوار بزنیم و قبول نکنیم: کلّ حدیث یخالف القرآن فَاضْرِبُوا بِهِ عَرْضَ الْحائِط.(۸)

البته تشخیص مخالف بودن روایت با قرآن کار هرکسی نیست و مصادیق آن باید توضیح داده شود چرا که گاهی یک روایت اصلاً مخالف قرآن نیست و ما بد فهمیده‌ایم.

احادیث دروغی که زیربنای قرآن و نبوت را ویران می‌کند:

حضرت‌صدیقه صلوات‌الله‌علیها تصریح می‌فرمایند که غیرممکن است رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله که آورنده قرآن هستند خودشان مطلبی را مخالف آن بیان کنند چرا که هم قرآن و هم پیامبری رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله از حجیت می افتد!

به عنوان مثال خداوند سوره تبت را نازل کرده و در آن خبر داده که ابی‌لهب عموی رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مسلمان نخواهد شد و هم خودش وهم زنش جهنمی هستند، حال اگر بعداً ابی‌لهب و زنش ولو به ظاهر و برای مخالفت با آیه قرآن مسلمان می‌شدند، علی‌الظاهر آیه دروغ می‌شد و رسالت رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز باطل شده و زیر سؤال می‌رفت.

به همین شکل هرگاه رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در خلال آیه‌ای از قرآن اخباری را به ما برسانند ولی آن اخبار متحقق نشود و اتفاق نیفتد، هم رسالت و هم قرآن از حجیت می‌افتند و زیربنای اسلام به‌هم می‌ریزد!

همه دین ما در شعاع رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله است و معتقدیم که آن حضرت هرگز مخالف قرآن سخن نمی‌گویند.

اما این مخالفت یعنی چه و آیا تمام آن چه از رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل می‌شود مطابق با قرآن است؟

پاسخ این است که متأسفانه احادیث ساختگی بسیاری در کتب عامه وجود دارد که مضمون آن صراحتاً متضاد با آیات نورانی قرآن است.

به عنوان مثال در قرآن‌کریم تصریح شده بر این‌که خداوند شبیه ندارد: لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ(۹) یا این‌که چیزی از خدای متعال خارج و زاییده نمی‌شود: لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ، اکنون اگر العیاذبالله رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بفرماید: خدا شبیه انسان است، قطعاّ این سخن خلاف قرآن است!

اما می‌بینیم که وهابی‌ها معتقدند که خداوند با انسان تنها در سه چیز فرق دارد! و آن سه مورد این است که ریش ندارد و معده ندارد و جهاز تناسلی ندارد ولی در بقیه اعضا و جوارح مثل انسان‌هاست!(۱۰)

در توضیح این‌که خدا جهاز هاضمه ندارد گفته‌اند که چون نیاز به خوراک ندارد لذا جهاز هاضمه هم ندارد، و جهاز تناسلی نیز ندارد زیرا که لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ و بعد این کفریات را به رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نسبت می‌دهند در حالی که قرآن بیان می‌کند: لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ.

از سوی دیگر باید توجه داشته باشیم جریاناتی وجود دارد که به ظاهر مخالف قرآن است مثل این‌که آیه‌ای در موضوعی نازل شده و بعداً آیه دیگری آن را تخصیص یا تقیید زده یا آن حکم را نسخ کرده است.

 یا مثلاً آیه نازل شده که بجنگید و بعد آیه دیگری در زمان دیگر بحث صلح را مطرح می‌کند، یا در آیه‌ای بیان شده که ربا نخورید، بعداً حضرت تخصیص می‌زنند که بین پدر و پسر ربا نیست، این‌گونه احکام مخالف قرآن نیست.

حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها با استناد به شش آیه از قرآن‌کریم اثبات کردند که همه فرزندان بدون استثناء از پدران ومادران خود ارث می‌برند و این ادعای ابوبکر و روایت ساختگی او رسماً مخالف قرآن است.

آیا حدیث ساختگی لانورث، آیات را تخصیص می‌زند یا مخالف قرآن است؟

اگر اهل‌تسنن بگویند که این‌جا نیز تخصیص است و مخالفت محسوب نمی‌شود ومانند جریان رباست که در چهار مورد که عبارت است از بین زن و شوهر و میان پدر و فرزند و ربا گرفتن از غیر مسلمان، و بین مولی و عبد حلال است، باید به ایشان چه پاسخی بدهیم؟

چنان که در همین مسأله ارث هم تخصیصاتی داریم، مثلاً در قرآن داریم که وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَی بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ.(۱۱)

یعنی اقوام نزدیک‌تر به ارث سزاوارترند و فرزندان شخص به طور قطع از او ارث می‌برند ولی با این‌حال اگر پسری پدرش را بکشد دیگر از او ارث نمی‌برد و این حکم اصلاً مخالفت نیست بلکه عام و خاص است و هیچ‌یک از علما شیعه و عامه این حکم را مخالفت با آیه نمی‌دانند.

اما حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها با قرائت شش آیه که از جمله آن‌ها آیات میراث بردن حضرت سلیمان علیه‌السلام از حضرت‌داود علیه‌السلام است و هم‌چنین جریان حضرت‌زکریا علیه‌السلام که از خداوند مسألت می‌نماید: فَهَبْ لِی مِن لَّدُنکَ وَلِیًّا ۞ یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ ۖ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا.(۱۲)

بارخدایا ازنزد خود جانشینی به من ببخش و فرزندی بده که از آل یعقوب ارث ببرد یا آیه اولواالارحام و آیه‌ای که بیان می‌دارد: یُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلَادِکُمْ ۖ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَیَیْنِ.(۱۳)

پسران شما دوبرابر دختران ارث می‌برند، این نتیجه را مشخص فرمودند که تخصیص و تقییدی درکار نیست، چراکه وقتی به دو آیه اول دقت می‌کنیم می‌بینیم که بحث ارث انبیاء علیهم‌السلام از یکدیگر مطرح است و مجموع این آیات مفادی دارد که اصلاً با متن روایت جعلی سازگار نیست و امکان ندارد که پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله بفرمایند: اولاد پیامبران از ایشان ارث نمی‌برند.

آری ممکن است آیاتی که بیان می‌کند
وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَی بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ، یا آیه إِن تَرَکَ خَیْرًا الْوَصِیَّةُ(۱۴)
قابلیت تخصیص داشته باشد و بتوانند توجیه کنند که خداوند نخواسته که فرزندان پیامبران از ایشان ارث ببرند تا مثلاً به دنیا توجهی نداشته باشند اما آیات دیگر که حاکی از ارث انبیاء برای فرزندانشان است هیچ توجیهی ندارد.

ابوبکر سواد چندانی نداشت و در کل صحیح بخاری ده روایت از او نقل شده است، و می‌توان گفت تمام دین عامه از ابوهریره و بر پایه روایات اوست، همان کسی که گربه باز بود(۱۵) و از شدت فقر و گرسنگی همیشه اطراف پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله بود تا با به تصدق آن حضرت شکمش سیر باشد.(۱۶)

وی دوسال درکنار پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله بود و ادعا کرده که رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله برای من دعا فرموده است!(۱۷)

می‌گوید به رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله عرض کردم: من خیلی زود فراموش می‌کنم و رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فوتی به من کردند و فرمودند: دیگر فراموش نمی‌کنی.(۱۸)

درجریانی می‌گوید: شخصی نزد پیامبراسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله آمد و گفت من چشم‌هایم نمی‌بیند و از رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله درخواست می‌کند که العیاذبالله بادی از ایشان خارج شود تا او شفا پیدا کند! و حضرت این کار را می‌کنند! البته طبق مبانی ما گرچه تمام وجود رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله پاکی و نور است ولی این کار هرگز شایسته پیامبران نیست و ابوهریره چندین هزار روایت راست و دروغ به هم بافته و همه ازاو نقل کرده‌اند.

علی‌ای‌حال آیاتی که حضرت‌صدیقه صلوات‌الله‌علیها به آن اشتشهاد فرمودند صریحاً با روایتی که ابوبکر جعل کرده بود مخالفت داشت و ما برای تشخیص تضاد از تخصیص باید به مجموع آیات و روایات در آن موضوع بنگریم.

آری اگر بخواهیم فقط به بعضی از آیات مورد استناد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نگاه کنیم ممکن است قابل توجیه باشد ولی یقیناً آیه شریفه: وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ(۱۹) و آیه مبارکه: یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ، راه را بر توجیه‌گران می‌بندد و با این حدیث ساختگی مخالفت واضح دارد، زیرا حضرت‌یحیی علیه‌السلام و حضرت‌داود علیه‌السلام و پدرانشان علیهماالسلام همه پیامبر بودند و حکم ارث در مورد ایشان جاری بود.

آیا مراد از ارث در این آیات میراث علم وحکمت است؟

علماء سنی در رابطه با آیات ارث انبیاء علیهم‌السلام پاسخ داده‌اند که مراد از میراث در این آیات ارث علمی و میراث نبوتی است! و حضرات یحیی و سلیمان علیهماالسلام نبوت و علم و حکمت را از پدرانشان زکریا و داود علیهماالسلام ارث برده‌اند.

پاسخ ما این است که قاعده‌ای در هرزبانی جاری است که وقتی شخص صحبت می‌کند از دوحال خارج نیست، یا از کلماتی استفاده می‌کند که یک معنا بیشتر ندارد یا کلماتی را که دارای چند معناست استعمال می‌کند، به عنوان مثال کلمه برنج یا شیر از کلماتی هستند که حداقل د یا سه معنا برای آن‌ها متصور است واگر ما این کلمات را به زبان آوردیم ولی قرینه‌ای که حاکی از معنا باشد وجود نداشت مثل این‌که بگوییم برنج یا شیر گران شده است، آن معنایی اخذ می‌شود که در عرف مردم آن زمان زودتر به ذهن بیاید و پر مصرف‌تر باشد.

در این‌جا اگر معنای دیگری مراد گوینده باشد باید قرینه بیاورد، ویا مثلاً اگر می‌گوییم در باز است، ظاهر این کلام و اولین معنایی که به ذهن می‌آید ملاک است، و اگر کسی این را نپذیرد و محاجه کند که مراد از باز در این عبارت پرنده‌ای وحشی است! کلّاً ارتباطات بشری را زیر سؤال برده و دیگر هیچ کلامی نمی‌تواند حجّیت داشته باشد خصوصاً در زمینه وصیت و وکالت.

در این‌جا نیز اگر مراد آیه شریفه میراث علم و حکمت بود باید قرینه‌ای وجود داشته باشد ولی جدای از آن قرینه ادعای ایشان جنگیدن با معنای بدیهی آیه و خلاف عقل است.

لذا حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها تلویحاً بیان کردند که ای ابوبکر! تو درصدد نابودی و از بین بردن دین هستی آن‌جا که خطاب به آن ملعون فرمودند: یَا ابْنَ أَبِی قُحَافَةَ، أَفِی كِتَابِ اللَّهِ أَنْ تَرِثَ أَبَاكَ وَ لَا أَرِثَ أَبِی؟! لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً فَرِیًّا، أَفَعَلَی عَمْدٍ تَرَكْتُمْ كِتَابَ اللَّهِ وَ نَبَذْتُمُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ؟

آیا در کتاب خداوند آمده که تو از پدرت ارث می‌بری و من از ارث پدرم محروم بمانم؟ چه سخن ناروایی! آیا از سر عناد و لجاج کتاب خدا را ترک کرده و آن را به پشت‌سر افکنده‌ای؟(۲۰)

نکته قابل توجه این‌که در کتاب شریف اصول‌کافی در کتاب فضل‌العلم روایتی آمده که مورد سوء استفاده بعضی قرار گرفته است، که امام‌صادق صلوات‌الله‌علیه فرمودند: إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ وَ ذَاکَ أَنَّ الْأَنْبِیَاءَ لَمْ یُورِثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِینَاراً وَ إِنَّمَا أَوْرَثُوا أَحَادِیثَ مِنْ أَحَادِیثِهِمْ…(۲۱)

علماء میراث‌بر انبیاء علیهم‌السلام هستند چراکه انبیاء علیهم‌السلام درهم و دینار ارث نمی‌گذارند بلکه علم و احادیث خود را به ارث می‌گذارند.

درباره این روایت باید دقت کرد که مراد از میراث‌بران با قرینه موجود امت و علمای امت هستند، یعنی پیامبران برای آبادانی دنیای مردم نیامده‌اند بلکه علم و تقوا و فرهنگ دینی را برای امت به ارث می‌گذارند و از این حیث که پیام‌آوراز سوی خداوند هستند کارشان هدایت خلق است، و این امر اصلاً ربطی به امور خانوادگی و رابطه پدر و فرزندی ایشان ندارد و هر یک از انبیاء علیهم‌السلام از این جهت که پدر فرزندان خود هستند مانند سایرین و طبق احکام اولیه برای فرزندان خود ارث می‌گذارند.

پس این دسته از روایات هیچ ارتباطی با ادعای دروغین وفعل غاصبانه ابوبکر ندارد، لذا حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها فرمودند: لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً فَرِیًّا! این نسبت ناروایی که تو به پدرم دادی خلاف قرآن است.

قصد اصلی حضرت صدیقه صلوات‌الله‌علیها از پیگیری فدک چه بود؟

آن چه از مجموع فرمایشات حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در خطبه و غیرآن به دست می‌آید این است که تمام مطالبات حضرتش‌ در راستای کشیدن خط بطلان بر خلافت غاصبان بود نه برگرداندن مال و چند قطعه زمین!

مسلّماً حضرات معصومین صلوات‌الله‌علیهم هرگز به دنبال دنیا نبوده‌اند و به همین دلیل امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌علیه نیز در زمان حکومتشان فدک را بر نگرداندند تا مردم بدانند که دعوای بین حضرت با آن دو غاصب بر سر دنیا نبود، دنیایی که به فرموده خود حضرت: دُنيَاكُم هَذِهِ أَزهَدَ عنِديِ مِن عَفطَةِ عَنزٍ، این دنیای شما در نزد من از آب بینی بز پست‌تر است.(۲۲)

نگاه حضرات‌معصومین صلوات‌الله‌علیهم به آخرت و دارکرامت است و مظاهر این دنیا هرگز به نظرشان نمی‌آید، آن بزرگواران در افقی از زهد و ترک مادیات سیر می‌کنند که از داردنیا فقط به ضروریات خود اکتفا نموده وبه هیچ جنبه‌ای از جوانب دنیوی دل نمی‌بندند.

نقل شده که مولانا امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌علیه مشغول وصله زدن کفش خود بودند که ابن‌عباس به ایشان عرضه‌داشت: نَحْنُ إِلَی أَنْ تُصْلِحَ أَمْرَنَا أَحْوَجُ مِنَّا إِلَی مَا تَصْنَعُ!

امارت و اصلاح امور ما مهم‌تر از است از کاری که شما به آن مشغولید! حضرت به او اعتنایی نکردند تا کارشان به پایان رسید سپس فرمودند: این نعلین چقدر می‌ارزد؟ عرضه‌داشت: كَسْرُ دِرْهَمٍ! کمتر از یک درهم، حضرت فرمودند: وَ اللَّهِ لَهُمَا أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَمْرِكُمْ هَذَا إِلَّا أَنْ أُقِیمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا، به‌خدا سوگند همین‌ نعلین نزد من از امارت برشما محبوب‌تر است مگر این که بخواهم حقی را بپاداشته یا باطلی را دفع کنم.(۲۳)

حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بانویی از جنس بهشت هستند و دنیا هرگز برای ایشان ارزشی ندارد، ابتدای خلقت جسمانی آن حضرت این‌گونه بود که جبرئیل علیه‌السلام سیب مخصوصی از درختان بهشت چید و آن را به بدن خود چسباند و به عرق بدنش عطرآگین و مخلوط شد و آن را به رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله تقدیم کرد و حضرتش آن را تناول فرموده و به شکل نطفه‌ای طاهره و مطهره درآمده و به حضرت‌خدیجه سلام‌الله‌علیها منتقل شده و پا به عرصه دنیا گذاشتند.(۲۴)

چگونه ممکن است دنیا برای بانوی جلیلةالقدری که سرور و مهتر بانوان بهشت است ارزش داشته باشد، دنیایی که محل هبوط پر از حزن حضرت‌آدم علیه‌السلام بود که بعد از پاگذاشتن به این کره خاکی تا چندین سال از بوی خاکش بیهوش بودند!

اصلاً ورود خود حضرات‌معصومین صلوات‌الله‌علیهم به این دارفانی نیز فقط به دلیل تفضل خداوند بر ما بود و هرگز بحث لیاقت ما نبوده بلکه خدا منت گذاشت که این خاندان را برای هدایت و ترقی و تعالی ما فرستاد: خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ حَتَّی مَنَّ عَلَیْنَا بِكُمْ فَجَعَلَكُمْ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ.(۲۵)

بعد ازجریان در و دیوار و آن جنایات جان‌گذار نیز دیگر کسی به عیادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نیامد و بعد از مدتی که عده‌ای از زنان بنی‌هاشم و انصار جمع شدند و به دیدار حضرتش آمدند به ایشان فرمود: أَصْبَحْتُ وَاللَّهِ عَائِفَةً لِدُنْیَاكُمْ قَالِیَةً لِرِجَالِكُمْ، به خدا سوگند من از دنیای شما بیزارم و از مردان شما که می‌توانستند حق مرا برگردانند خشمگین هستم.(۲۶)

پانوشت:

(۱) فقه سیاسی، ج2، ص۲۰۲ تا۲۰۴؛  الارشاد، جوینی، ص426؛ نظام الحکم و الاداره فی الاسلام، ص224؛ احکام السلطانیه، موصلی، ص۲۰.

(۲) کنزالعمّال، متقی هندی، ج۱، ص۳۷۱؛ المستدرك على الصحيحين، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري، دار الكتب العلمية، بيروت، 1411هـ -الطبعة الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص ۳۹ و40، حدیث ش ۴۳۳۸ و 4340.

(۳) منهاج السنّة، ابن تیمیه، ج۸، ص۶۳ و۶۴ و۸۵ و ۲۹۴.

(۴) انساب‌الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۳۲۶.

(۵) بحارالأنوار، مجلسی، ج۲۹، ص۲۳۱.

(۶) همان، ص۱۱۱.

(۷) همان، ص۲۳۱.

(۸) عده الاصول – طوسی ج1 ص۳۵۰، التبيان ج1 ص۵، تفسير مجمع البيان ج1 ص39، تفسير الصافي ج1 ص۳۶.

(۹) شوری/۱۱.

(۱۰) العواصم من القواصم، ابی‌بکربن‌العربی، ص۲۰۹ و۲۱۰ و چاپ جدید ج۲ ص۲۸۳؛ منهاج السنه، ابن تیمیه، ج۱، ص۲۰۳ و۲۵۹؛ الملل والنحل، شهرستانی، ج۱، ص187.

(۱۱) انفال/۷۵.

(۱۲) ‌مریم/ ۵و۶.

(۱۳) نساء/۱۱.

(۱۴) بقره/۱۸۰.

(۱۵) المعارف، ابن‌قتیبه، ص۹۳.

(۱۶) ابو هریره و احادیث ساختگی – شرف‌الدین عاملی، ص۳۰، ترجمه نجف علی میرزایی، قم، هجرت، ۱۳۷۲ش، حلیة الأولیاء، ج1 ص376 شرح حال ابوهریره، صحیح بخاری ج1 ص۱.

(۱۷) الحجج الدامغات، ج۲، ص۵۳۰.

(۱۸) این ماجرا به نحوی دیگر توسط بخاری، مسلم، احمد، نسائی، ابویعلی و ابونعیم نقل شده است.

(۱۹) نمل/۱۶.

(۲۰) بحارالأنوار، مجلسی، ج۲۹ ص۲۲۶.

(۲۱) الکافی، کلینی، ج۱، ص۳۲.

(۲۲) نهج‌البلاغه خطبه سوم(شقشقیه).

(۲۳) بحارالأنوار، مجلسی، ج۳۲ ص۱۱۳.

(۲۴) بحارالأنوار، مجلسی، ج۳۶ ص۳۶۱ وج۴۳ ص۴ و۱۸.

(۲۵) بحارالأنوار، مجلسی، ج۹۹ ص۱۳۰.

(۲۶) بحارالأنوار، مجلسی، ج۴۳ ص۱۵۸.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
حدیث منزلت

ثبت‌نام مدرسه علمیه مکتب وحی نبوی

از طلاب، علما و دانش پژوهان مستعد و جویای معارف اهل بیت علیهم‌السلام در سه موضوع خارج اصول، رجال و مبانی علوم قرآنی با تدریس استاد عالیقدر آیت الله جعفر فاضل (مدظله) به صورت مجازی ثبت‌نام می‌شود.

مواد درسی:
خارج اصول (تنقیح الاصول عن اللغو و الفضول)
علم رجال و درایة الحدیث
مبانی علوم قرآنی

تذکر:
لازم به ذکر است که این دورۀ مجازی شرط سنی یا تحصیلی ندارد و ثبت‌نام برای همه طالبان معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام آزاد است.

نحوه برگزاری دوره مجازی:
یک صوت از هر کلاس برای طلاب محترم ارسال می‌شود و عزیزان ملزم به ارائۀ متن تقریر آن درس هستند.
صوت دوم و بعدی هر کلاس پس از ارسال تقریر جلسه قبل برای پشتیبان کلاس، از سوی مؤسسه برای طلبه ارسال خواهد شد.

لطفا جهت ثبت‌نام از ساعت 9:00 الی 17:00 با مسئول ثبت‌نام توسط دکمه زیر در ارتباط باشید