فطرت سه وجهی

فطرت سه‌وجهی

قرار است در این گفتار، موضوع فطرت در روایات ائمه‌ی معصومین علیهم‌السلام را بیان کنیم. فطرت موضوعی است که در معارف اسلامی اهمیت بسیاری دارد و سه جهت یا سه وجه شامل می‌شود..

آنچه در این مقاله خواهید خواند:

  • تفاوت فطرت با عقل و غریزه
    •  فطرت و عقل؛ دو واقعیت متفاوت
  •  قلب؛ جایگاه حقیقی احساس و فطرت
  •  فطرت در نگاه اسلام و نگاه غرب
    •  دیدگاه‌های غربی از امور فطری
    • تفاوت غریزه در دیدگاه اسلامی
  • محل فطرت و محل عقل
    •  اثر این تمایز در فقه
  • مراحل خلقت و عالم‌های مختلف
    • خلقت نور اول
    • تحقق فعلیت
    • تنزل از عالم‌های علیا
    •  عالم ارواح و عالم ذرّ
      •  قبل از عالم ابدان
    • اختبار قبل از دنیا
    • پرسش الست
    •  اقرار عالم ذرّ و ثبت آن در قلب
      •  ثبت اقرار در دل‌ها
  • مراتب عقل و دیدگاه غرب
  • مراتب معرفت خدا
    •  نقدی بر دیدگاه مادی‌گرایی
    • خروج روح از بدن
      • تجربۀ بهم‌خوردگی در میان سخنرانی
  • چرا بدن خاکی برای امتحان ضروری است
    • نقش ماه مبارک رمضان
    • دیدن خدا با چشم دل
      •  تفاوت دیدن و اقرار
      • مراتب دیدن
  •  ترکیب عقل و فطرت و قلب در ایمان واقعی
    • ندای درونی
    • مثال‌های روشن‌کنندۀ فطرت
      • هواپیما و فطرت
      •  کشتی و طوفان
      • هواپیمای مشکل‌دار
  • شهادت
    • پذیرش و رد ولایت
    • شهادت متبادل
  • اختیار و تکلیف
    • آزادی در اقرار
  • فطرت سه‌وجهی
    • تکامل فطرت
  • فطرت و درجات ایمان
  • بدن و روح در مراحل تکامل
    • بدن‌های مختلف در عوالم
  • انسان ترکیب شهوت و عقل
    • منطق و شهود
    • درجات معرفت
  • سخن امام صادق درباره عقل
    • عقل و اسم الله
  • گفتار پایانی
    • پیش‌روی روشن
  • خاتمه

تفاوت فطرت با عقل و غریزه

 فطرت و عقل؛ دو واقعیت متفاوت

یکی از اشتباهات رایجی که در سخنرانی‌های معاصر دیده می‌شود، یکی‌انگاری عقل و فطرت است. برخی از سخنرانان این دو را یکی می‌گیرند، حال‌آن‌که فطرت و عقل دو واقعیت متفاوت‌اند، اگرچه با هم در تعامل و تبادل‌اند.

عقل ابزار برهان و استدلال است. عقل احکام دارد و نتیجه‌گیری می‌کند. اما عقل احساس نمی‌کند. محبت، دشمنی، ترس، امید، شادی این‌ها همه موارد قلبی‌اند نه عقلی. انسان با قلب احساس می‌کند نه با مغز و عقل.

 قلب؛ جایگاه حقیقی احساس و فطرت

پدر را دوست دارید، مادر را دوست دارید اما این احساس قلبی‌است، نه عقلی. هیچ‌کس تا به‌حال با دستش احساس نکرده، با پایش احساس نکرده. احساس در قلب رخ می‌دهد.

بنابراین آن چیزی که ما فطرت می‌نامیم محلش قلب است نه مغز. آن چیزی که عقل به آن دسترسی دارد، علوم بدیهی و معارف استدلالی‌است که محلش مغز است؛ اینها دو چیز متفاوت‌اند.

 فطرت در نگاه اسلام و نگاه غرب

 دیدگاه‌های غربی از امور فطری

فلاسفه و انسان‌شناسان غربی هنگام صحبت از «امور ثابت در درون انسان» گاه آن‌ها را به علوم و دانش‌های بدیهی یا غرایز حیوانی تقلیل می‌دهند. آن‌ها می‌بینند که عقل ابزار معرفت است و غریزه انگیزش حیوانی.

اما در روایات اسلامی، ما چیزی متفاوت می‌بینیم.

تفاوت غریزه در دیدگاه اسلامی

اگر متون روایی را بررسی کنیم می‌بینیم که امیرالمومنین علیه‌السلام نه تنها غرایز منفی (مثل خساست و حرص) را یاد می‌برند بلکه غرایزی شریف را نیز برمی‌شمرند؛ کرامت، بزرگواری، شهامت اینها نیز در شمار غرایز انسان‌اند.

بنابراین تعریف غریزه در معارف اسلامی تنها جنبه منفی ندارد. برخی از این غرایز طبیعتاً در انسان‌ها وجود دارند و در حیوانات نیست. این تفاوت عمیقی است بین دیدگاه اسلامی و دیدگاه غرب.

محل فطرت و محل عقل

نکته‌ای که من بسیار بر آن اصرار دارم این است که دل غیر از مغز و عقل است. قلب و آن چیزهایی که قلب می‌فهمد یا حکم می‌کند متفاوت از آن چیزی است که عقل می‌فهمد و حکم می‌کند.

شما این دو را یکی بدانید:

– محل فطرت: قلب

– محل دانش‌های بدیهی: مغز

 اثر این تمایز در فقه

این تفاوت در فقاهت اسلامی بسیار اثرگذار است. مثلاً در احکام ارتداد:

– مرتد فطری: کسی که پدر و مادرش مسلمان‌اند و خود مسلمان‌زاده است، سپس مرتد می‌شود. احکام آن متفاوت است.

– مرتد ملی: کسی که کافر‌زاده است، سپس مسلمان می‌شود و بعد از اسلام دوباره خارج می‌شود. احکام آن متفاوت است.

این تفاوت‌ها در فقه بسیار اهمیت دارند، اما اکنون به آن نمی‌پردازیم. شاید در جلسۀ دیگری بحث مفصلی در این زمینه داشته باشیم.

مراحل خلقت و عالم‌های مختلف

خلقت نور اول

خدای تعالی نور اول را خلق کرد. این نور هنوز روح‌الرواح (روح کلی) به آن متعلق نشده بود. لذا این نور آگاهی نداشت، فعلیت نداشت، اختیار نداشت؛ تنها بود؛ حتی خودش به خودش آگاه نبود.

تحقق فعلیت

خدا این نور را آشکار کرد. چگونه؟ سه بخش این نور را آشکار کرد. این کار از طریق تعلق به روح‌الرواح صورت‌گرفت:

– نور فعلیت پیدا کرد

– روح کلی فعلیت پیدا کرد

– بدن نوری فعلیت پیدا کرد

بنابراین از ابتدا، روح و بدن با هم تکامل یافته‌اند. این اصل بنیادی است.

تنزل از عالم‌های علیا

پس از این، خدا این نور و روح را از طریق عوالم مختلف تنزل داد:

– عالم نور (اشباح نورانی)

– عالم‌های میانی

– تا سر‌انجام به عالم خاکی (دنیای مادی) رسیدند

عالم خاکی پایین‌ترین عالمی است که خدا خلق کرده است. لذا این دنیا را دنیای دنی می‌خوانند یعنی پایین‌ترین دنیا. اما چرا این دنیای پایین و متراکم خلق شد؟

حکمت الهی این است که این دنیا نردبان رشد ما است. گاه از سختی‌ها، قدرت‌ها شکوفا می‌شود.

 عالم ارواح و عالم ذرّ

 قبل از عالم ابدان

روایات بسیار واضح بیان می‌کنند که مراحل مختلفی طی شده است. هر عالمی جنس خود را دارد:

– در هر عالم، بدن‌ای مخصوص وجود دارد

– در هر عالم، روح باید لباس آن عالم را بپوشد

روح و بدن در عالم ارواح

وقتی روح وارد عالم ارواح شد (قبل از عالم ابدان خاکی):

– بدن‌های نوری داشتند

– هنوز از بدن خاکی خبری نبود

– اما روح و بدن نوری با هم حاضر بودند

اختبار قبل از دنیا

در این عالم، خدا امتحان گرفت. امام صادق(ع) فرموده‌اند:

برخی از ارواح مومن بودند، برخی مومن نبودند. این یعنی که برخی از ارواح ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام را پذیرفتند و برخی آن را نپذیرفتند؛ یعنی اختیار داشتند.

پرسش الست

سپس، خدای تعالیٰ از فرزندان آدم پرسید (به‌طور تکوینی، نه لفظی):

«أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟» (آیا من پروردگار شما نیستم؟)

و همۀ آن‌ها پاسخ دادند:

«بَلٰی شَهِدْنَا» (چرا! ما شاهد هستیم)

اما چگونه همۀ آن‌ها پاسخ دادند؟

– برخی که از قبل مومن بودند، با رضایت و علم پاسخ دادند

– برخی که مومن نبودند، اما نتوانستند انکار کنند چون خدا خود را واضح و روشن نشان داده بود.

 اقرار عالم ذرّ و ثبت آن در قلب

 مثالی روشن‌کننده:

تصوّر کنید تابلویی در میان یک جمع آویزان است. همۀ مردم این تابلو را می‌بینند و تأیید می‌کنند که این تابلو در اینجا است.

اما یک نفر است که این تابلو را دوست ندارد. یا شاید معتقد نیست که این چیزی ارزشمند است. اما چون دید آن را خودش و امکان انکار نیست، مجبور است تأیید کند.

همچنین در عالم ذرّ:

– خدا خود را به تمام ارواح نشان داد؛

– با این کار، قابلیت انکار را از آن‌ها گرفت؛

– همۀ آن‌ها اقرار کردند،

– اما بعضی با محبت و شهود مؤمنانه، بعضی مجبور به تأیید.

 ثبت اقرار در دل‌ها

پس از آن، خدا این اقرار را تکویناً در دل‌های آن‌ها ثابت کرد. طبق روایت امام صادق(ع):

فَنَثَرَهَا فِي قُلُوبِهِمْ

«آن اقرار را در دل‌های آن‌ها نثر کرد»

 حذف از ذهن، حفظ در قلب

اما خدا آن اقرار را از ذاکره آن‌ها حذف کرد:

– چرا؟ تا امتحان واقعی صورت‌پذیرد

– اگر در ذاکره باقی می‌ماند، تکلیف معنا نداشت

– تکلیف به این معنا است که انسان با اختیار خود به سوی حق برود

 چرا این حکمت الهی ضروری بود

امام باقر(ع) فرموده‌اند:

اگر خدا این اقرار و این شهود قلبی را در دل‌های ما نثر نمی‌کرد، هیچ‌کس در این زمین نتوانست درک کند که خدا خالق و صانع اوست.

حتی پیامبران وقتی می‌آمدند و دعوت می‌کردند، اگر این فطرت در دل مردم نبود، دعوتشان به جایی نمی‌رسید. چرا؟

– مردم استدلال را می‌شنیدند (عقل می‌فهمید)

– اما قلب آن‌ها هیچ‌گاه تصدیق نمی‌کرد

– و بدون تصدیق قلب، ایمان حاصل نمی‌شود

مراتب عقل و دیدگاه غرب

عقل فقط اثبات می‌کند

مهم‌ترین نکتۀ این سخنان این است:

عقل کار آن است که اثبات کند. عقل می‌گوید: «پدیده، پدیدآورنده دارد.» اما عقل نمی‌گوید آن پدیدآورنده خدا است.

مثال:

– این ساختمان بنایی دارد (عقل این را می‌فهمد)

– لیکن بناء کیست؟ عقل این را نمی‌داند

– و اگر هم بگوید بناء استاد علی است، اما استاد علی را ندیده است

مراتب معرفت خدا

بنابراین معرفت خدا مراتب دارد:

1. مرتبۀ اول (عقلی): عقل می‌گوید صانعی دارد

2. مرتبۀ دوم (فطری/قلبی): فطرت و قلب می‌گوید آن صانع خدا است

3. مرتبۀ سوم (شهودی): قلب خدا را می‌بیند (با چشم دل)

 نقدی بر دیدگاه مادی‌گرایی

فلاسفۀ غربی مدرن، به‌خصوص آن‌هایی که تجربه‌گرا هستند، تلاش می‌کنند تمام این مراتب را به مغز و فیزیولوژی بدن تقلیل دهند. آن‌ها روح را یا ضمیر می‌نامند یا ناخودآگاه.

اما این دیدگاه توضیح نمی‌دهد:

– چرا انسان در خواب به جایی می‌رود که هرگز به وجود آن فکر نکرده؟

– چرا انسان چیزی را می‌بیند که هیچ‌گاه یاد نگرفته؟

– چگونه می‌تواند بدن و مغز (که در جا است) دریافتی از عالم دیگر داشته باشد؟

بعضی از مسائل فروید و روان‌شناسی تجربی، تا به‌حال حل نشده است.

 بخش هشتم: تجربیات شخصی از روح در بدن

خروج روح از بدن

– می‌توان این را با تکنیک‌های مختلفی حاصل کرد

چندین بار اتفاق افتاده که روح از بدن خارج شود:

– برخی افراد خود‌جوش این تجربه را دارند

– بعضی قصد آن را دارند و تمرین می‌کنند

 احساس سبکی و بدون‌بار

وقتی روح از بدن خارج می‌شود:

– احساس سبکی عجیب و غریب می‌کنید

– همان‌گونه که راه‌رفتن خسته کننده است، بدن بسیار سنگین احساس می‌شود

– روح می‌خواهد در این حالت سبک بماند و دوباره وارد بدن نشود

تجربۀ بهم‌خوردگی در میان سخنرانی

یادم می‌آید که روزی بر منبر بودم و سخنرانی می‌کردم. ناگهان احساس کردم قلب کار نمی‌کند. دیدم که چهار نفر از مردم بیهوش شده‌اند و در زمین افتاده‌اند.

وقتی باز‌هوش شدند، هنوز اتصال کامل روح با بدن صورت نگرفته بود. می‌شد احساس کرد که آن‌ها در حالت بین‌خودی هستند. سبکی قابل لمسی در اطراف آن‌ها احساس می‌شد.

هیچ‌کس از یاد نمی‌آورد که چه وقتی بیهوش شده، چند ثانیه بیهوش بوده. این اثر حجاب بدن است.

چرا بدن خاکی برای امتحان ضروری است

 حجاب به‌عنوان شرط امتحان

اگر خدا انسان را بدون بدن خاکی برای دنیا بفرستاده بود:

– روح‌های مؤمن می‌شد که فراموش نکنند

– روح‌های نامؤمن می‌شد که دور بروند

– هیچ امتحان واقعی نبود

– هیچ رشد و تکامل نبود

اما بدن خاکی:

– حجاب ایجاد می‌کند (تاریکی و تراکم)

– باعث فراموشی ضروری می‌شود

– این فراموشی شرط امتحان است

نقش ماه مبارک رمضان

ماه رمضان ماه رحمت است. این ماه به مومنان در تطهیر این بدن‌های خاکی کمک می‌کند:

– روزه (تکانی خانه)

– تا ترکیبات غلط و ناپاکی‌ها پاک شود

وگرنه، بدون کمک خدا و بدون ولایت امیرالمومنین علیه‌السلام کسی مؤمن باقی نمی‌ماند و به بهشت نمی‌رسد.

 بخش دهم: حکمت ثابت شدن اقرار در قلب

 چرا خدا اقرار را در قلب گذاشت نه در ذهن؟

امام صادق(ع) فرموده‌اند:

اگر خدا این دانش را که «خدا خالق من است» تنها در عقل و ذهن قرار می‌داد، و در قلب نثر نمی‌کرد، آن‌گاه

هیچ‌یک از زمین‌ی‌ها نمی‌توانست درک کند که خدا صانع و خالق اوست.

چرا؟ چون:

– عقل تنها می‌تواند اثبات کند

– قلب است که وفادار می‌شود، دوست می‌دارد، طاعت می‌کند

 نتیجۀ غیاب این فطرت

اگر فطرت در قلب نبود:

– هیچ دعوتی موفق نمی‌شد

– هیچ‌کس خدا را نمی‌پذیرفت

– ایمان حاصل نمی‌شد

– بندگی معنا نداشت

دیدن خدا با چشم دل

 تفاوت دیدن و اقرار

امیرالمومنین(ع) از حکیمی پرسیده شد: «خدا را دیده‌اید؟»

حضرت فرموده‌اند:

خدایی که ندیدم، پرستش نمی‌کنم!

اما نه با چشمِ سر، بلکه با چشمِ دل.

معنی: ایمان به خدا است که من خدا را می‌بینم. این دیدن معنوی و قلبی است.

 مراتب دیدن

در روایات، دیدن خدا (رویت الله) مراتب دارد:

1. دیدن قلبی (دریافت و شهود)

2. دیدن حقیقی (در عالم آخرت برای برگزیدگان)

3. دیدن حکمت ذات (مرتبۀ اعلیٰ)

 ترکیب عقل و فطرت و قلب در ایمان واقعی

 نه تنها عقل، نه تنها شهود

بسیاری از انسان‌ها در یک سو می‌روند:

– برخی: تنها به عقل و برهان اعتماد دارند (عقل‌گرایی)

– برخی: تنها به شهود و احساس اعتماد دارند (صوفی‌گری بی‌بنیاد)

اما ایمان واقعی ترکیبی از:

1. عقل (برهان و معرفت اثبات‌کننده)

2. فطرت/قلب (اقرار و محبت و طاعت)

3. شهود (دیدن قلبی و حکمت الهی)

ندای درونی

هر انسانی این ندا را در درون خود دارد. اگر کسی بگوید: «من این ندا را در درون خود احساس نمی‌کنم» دروغ می‌گوید.

اما:

– تربیت‌های غلط می‌توانند این ندا را خاموش کند

– استدلال‌های باطل می‌توانند آن را پنهان کند

– اما حقیقتاً ناپدید نمی‌شود

اگر توجه کند، اگر خود را گوش دهد، خواهد یافت.

مثال‌های روشن‌کنندۀ فطرت

هواپیما و فطرت

وقتی سوار هواپیما می‌شوید:

من هر‌وقت سوار هواپیما می‌شوم، احساس می‌کنم این تابوتی بزرگ است. وقتی نشستم، می‌گویم:

> بسم‌الله علیه توکلت

> الحمد‌لله ربّ العالمین

اما من به‌طور صادقانه اعتقاد ندارم که این هواپیما حتماً سالم است! اما می‌دانم که چاره‌ای نیست. این یک مثال عملی از فطرت است.

وقتی نکاتِ عادی است (هواپیما بدون مشکل)، مردم خیال‌پرتی‌اند.

اما وقتی چیز غیرعادی می‌شود مثل تکان‌های بزرگ یا مشکل موتور آن‌گاه:

– همۀ مردم بیدار می‌شوند

– فطرت شکوفا می‌شود

– هرکسی دانند یا ندانند، خدا را می‌خوانند

این است فطرت: ندای درونی، شهود قلبی.

 کشتی و طوفان

روایتی از امام صادق(ع) درباره یک نفر:

کسی آمد محضر امام و گفت: «خدا را شاهد فریادی ندیدم! تا وقتی در دریا بوده و کشتی دچار طوفان شده بود. آن‌جا دیدم که هیچ‌کس نمی‌تواند کمک کند جز آن کسی که آسمان و زمین را خلق کرده!»

امام فرموده‌اند: «این همان فطرت است. او در آن لحظه فراغ از تکیه بر بشر را دید و تنها خدا را خواند. این دیدن فطری بود.»

 هواپیمای مشکل‌دار

یکی از مردم (خود بیان می‌کند): «من در هواپیما بودم. ناگهان دیدم که موتور آتش گرفته است! آن‌گاه دیدم موتور دیگر نیز آتش‌گرفت.»

اما خلبان توانست با مهارت فوق‌العاده این مشکل را حل کند.

آن نفر می‌گویند: «در آن لحظۀ ترسناک، دیگر قرآن خوب می‌کردم (یعنی فقط دعا می‌کردم). این لحظه‌ها، لحظات فطرت هستند، لحظات اخلاص و دعا.»

شهادت

 آیه ۱۷۲ سوره اعراف

قرآن دو‌بار این مطلب را یاد می‌برد:

> وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَىٰ شَهِدْنَا.

> (سوره اعراف، آیه ۱۷۲)

معنی: «یاد بخیر زمانی را که پروردگار شما از ظهر بنی آدم ذریت آن‌ها را بیرون آورد و بر خود آن‌ها شاهد قرار داد که: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بله! شاهد هستیم!»

پذیرش و ردّ ولایت

اما در روایات، تفصیل بیشتر می‌کنند:

خدا فقط حضور خود را نشان نداد. بلکه ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام را نیز عرضه کرد:

– برخی پذیرفتند

– برخی پذیرفتند نه

این پذیرش و عدم پذیرش، ریشۀ عمیقی در تاریخ روح دارد.

شهادت متبادل

قرآن دوباره می‌فرماید:

فَإِذَا سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ

و سپس:

وَقَالَتْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَىٰ وَشَهِدْنَا

اختیار و تکلیف

 آزادی در اقرار

برخی از اینکه این سوال و اقرار قسری است، شک دارند. اما توجه کنید:

– خدا خود را روشن‌تر کرد

– اما انکار کردن امکان نداشت

– لذا اقرار اجباری بود

اما این اجبار نه تنها منطقی، بلکه عادل است. چرا؟

– اگر خدا خود را واضح نشان داد، انسان نمی‌تواند انکار کند

– این فرصت انصاف‌آمیز است

– بعد از این، تکلیف‌های بیشتر است: رویت، محبت، طاعت

فطرت سه‌وجهی

اکنون برمی‌گردیم به موضوع اصلی: فطرت سه وجه دارد:

۱. وجه معرفتی: شناخت الهی و دانش به خالقیت خدا

– این در قلب ثابت شده است

– این از شهود عالم ذر می‌آید

۲. وجه احساسی/عاطفی: عشق، محبت، تعلق به حق

– این احساسی است، نه عقلی

– از قلب سرچشمه می‌گیرد

۳. وجه گرایشی/عملی: میل به عبادت، عدل، نیکی

– این انگیزش عملی است

– باعث عمل و تکامل می‌شود

تکامل فطرت

این سه وجه با هم تکامل می‌یابند:

– معرفت محبت را تعمیق می‌کند

– محبت عمل را تحریک می‌کند

– عمل معرفت را عمیق‌تر می‌کند

فطرت و درجات ایمان

 ایمان ده درجه دارد.

روایات می‌فرمایند که ایمان مراتب و درجات دارد. حتی خود ایمان ده درجه دارد:

– سلمان: ده درجه ایمان

– ابوذر: نه درجه

– مقداد: هشت درجه

هر کسی بنا بر میزان فطرت و قلب و عمل خود، درجۀ ایمان دارد.

 تقویت فطرت

چگونه می‌توان فطرت را تقویت کرد؟

گریه بر ابا‌عبدالله الحسین علیه‌السلام؛ این کار عجیب و غریب است:

– افرادی هر روز (نه‌لزوماً در مجلس) روضه می‌خوانند

– یا حداقل سلام می‌دهند

– و بر مصیبت‌های حسین(ع) و خاندانش گریه می‌کنند

این کار سریع و اکسیری است برای تقویت قلب و روح.

بدن و روح در مراحل تکامل

بدن‌های مختلف در عوالم

وقتی روح در عالم ارواح بود:

-بدنش بدنِ نوری بود (ریزتر و نورانی‌تر)

وقتی به عالم خاکی آمد:

-بدنش بدنِ خاکی شد (متراکم و سنگین)

اما برای حفاظت این بدن، خدا هندسه‌ای الهی قرار داده است:

– هر عالم جنس خود را دارد

– بدن‌های نوری در عوالم نوری باقی می‌ماند

– بدنِ خاکی در دنیا به مدتِ تعیین‌شده باقی می‌ماند

– سپس بدن برتر (اگر شایسته باشد) باقی می‌ماند

 بخش نوزدهم: ترکیب انسان از شهوت و عقل

انسان ترکیب شهوت و عقل

امام صادق(ع) فرموده‌اند:

خدا انسان را از دو چیز ترکیب کرده:

1. شهوت (انگیزش‌های بنیادی)

2. عقل (حکمت و معرفت)

شهوت شامل مختلف است:

– شهوتِ جنسی

– شهوتِ طعام

– شهوتِ قدرت

– و بسیاری دیگر

این شهوات خود بدی نیستند:

– اگر تحت راهنمایی عقل قرار گیرند، مثبت هستند

– اگر بدون کنترل باشند، منفی می‌شوند

منطق و شهود

 عقل و شهود متفاوت‌اند.

مهم‌ترین نکتۀ این سخنان را تکرار می‌کنم:

عقل کارش استدلال و اثبات است.

-عقل می‌گوید: «پدیده، پدیدآورنده دارد»

فطرت/قلب کارش شناخت و عشق است.

-قلب می‌گوید: «آن پدیدآورنده خدا است»

شهود (حس مستقیم) کارش دیدن و تجربه است.

-شهود می‌گوید: «آن خدا را می‌بینم»

درجات معرفت

بنابراین:

1. درجۀ اول: عقل → اثبات صانع (بدون نام)

2. درجۀ دوم: فطرت → اقرار به الله (با نام و هویت)

3. درجۀ سوم: قلب → دیدن و عشق الله

سخن امام صادق درباره عقل

 عقل و اسم الله

امام صادق(ع) فرموده‌اند:

«اللهُ اسمٌ باطنٌ وَالعَقْلُ ظاهِرٌ»

خدا نام پنهانی است، عقل ظاهری.

معنی:

-عقل تنها می‌تواند ظاهر را اثبات کند (که صانع دارد)

-الله (نام پنهان خدا) تنها با قلب شناخته می‌شود

و سپس فرموده‌اند:

«لا سبيل الى معرفة الله الا بالعقل»

راهی برای معرفتِ خدا جز عقل نیست.

اما این عقل ابتدا است، نه پایان! پس از عقل، قلب و شهود می‌آید.

گفتار پایانی

پیش‌روی روشن

در شب‌های پیش‌رو، این مباحث را گام‌به‌گام توضیح خواهیم داد. هدف این است که:

1. عقل و فطرت را از هم تفکیک کنید

2. قلب و مغز را از هم متمایز بشناسید

3. اقرار و شهود را درک کنید

و مهم‌تر از همه:

– بفهمید که فطرت در قلب زندگی می‌کند

– بشنوید ندایِ درونیِ خود را

– به سوی رویتِ قلبی حرکت کنید

خاتمه

فطرت سه‌وجهی انسان، بخش پایه‌ای از معارف اسلامی است که بدون درک آن:

– نمی‌توان ایمان واقعی داشت

– نمی‌توان دعوت دینی را درک کرد

– نمی‌توان به خدا رسید

اما با درک این سه وجه:

– عقل شما می‌گوید: صانعی است

– قلب شما می‌گوید: آن الله است

– روح شما می‌گوید: بیا تا او را ببینم.

این پیشرفت و رشد است. این راه تکامل روح است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
حدیث منزلت

ثبت‌نام مدرسه علمیه مکتب وحی نبوی

از طلاب، علما و دانش پژوهان مستعد و جویای معارف اهل بیت علیهم‌السلام در سه موضوع خارج اصول، رجال و مبانی علوم قرآنی با تدریس استاد عالیقدر آیت الله جعفر فاضل (مدظله) به صورت مجازی ثبت‌نام می‌شود.

مواد درسی:
خارج اصول (تنقیح الاصول عن اللغو و الفضول)
علم رجال و درایة الحدیث
مبانی علوم قرآنی

تذکر:
لازم به ذکر است که این دورۀ مجازی شرط سنی یا تحصیلی ندارد و ثبت‌نام برای همه طالبان معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام آزاد است.

نحوه برگزاری دوره مجازی:
یک صوت از هر کلاس برای طلاب محترم ارسال می‌شود و عزیزان ملزم به ارائۀ متن تقریر آن درس هستند.
صوت دوم و بعدی هر کلاس پس از ارسال تقریر جلسه قبل برای پشتیبان کلاس، از سوی مؤسسه برای طلبه ارسال خواهد شد.

لطفا جهت ثبت‌نام از ساعت 9:00 الی 17:00 با مسئول ثبت‌نام توسط دکمه زیر در ارتباط باشید