یکی از مفاهیم بنیادین قرآنی، موضوع انتقام است. در بررسیهای اخیر قرآن کریم، مشاهده میشود که این مفهوم به نحو گستردهای – هفده بار – به کار رفته است؛ چه به صورت واژه «انتقام» و چه به صورت مشتقات آن.
آنچه در این مقاله خواهید خواند:
- شمارش و گستره واژه انتقام
- خداوند متعال، ذوالانتقام
- دستهبندی آیات مرتبط با انتقام
- معنای مجرم بر اساس قرآن کریم
- سنت انتقام الهی بر مجرمین
- ریشه لغوی انتقام و نقمت
- گستره سنت انتقام
- سنتهای الهی و انتقام
- نعمت در نماز و سجده
- حجاب در اعمال عبادی
- صدقه از منظر الهی
- سجده ائمه و نعمتهای الهی
- نگاه تربیتی به مجالس
- مصیبتهای اهلبیت و سنت انتقام
- اتهامات سقیفه به انبیا
- خباثت مدعیان در برابر انبیا
- دفاع از انتقام در اسلام
- سنت انتقام و آثار آن
- درخواست انتقام در زیارت عاشورا
- توفیق گرفتن انتقام الهی
- نمونه های تاریخی انتقام الهی
- .سنت انتقام به واسطه ظالمان
- عظمت حضرت یحیی (ع)
- قتل حضرت یحیی (ع) و انتقام الهی
- تنوع سنتهای الهی
- امام زمان (عج)، منتقم الهی
- رجعت و انتقام اولیا
- دعا برای تسریع انتقام
شمارش و گستره واژه انتقام
یکی از مفاهیم بنیادین قرآنی، موضوع انتقام است. در بررسیهای اخیر قرآن کریم، مشاهده میشود که این مفهوم به نحو گستردهای – هفده بار – به کار رفته است؛ چه به صورت واژه «انتقام» و چه به صورت مشتقات آن. در سورههای متعددی همچون سوره زخرف، سوره سجده و دیگر سورهها، از انتقام سخن به میان آمده و این مفهوم، واقعیتی جامع و کامل را بازتاب میدهد.تعریف انتقام و نقد دیدگاههای نادرستانتقام چیست؟ هر که ادعا کند در اسلام جایگاهی برای انتقام نیست، قرآن کریم را انکار نموده است. این دیدگاه صرفاً بر پایه احساسات استوار است و بر آن دلالت دارد که باید همه را دوست داشت و نسبت به هر عملی چشمپوشی نمود؛ لیکن آیات قرآن به صراحت اعلام میدارند که خداوند متعال از مجرمین انتقام میگیرد.
خداوند متعال، ذوالانتقام
پروردگار عالم چندین بار خویش را «ذوالانتقام» معرفی فرموده است. «ذوالانتقام» اصطلاحی عربی است به معنای صاحب انتقام؛ یعنی دارای قدرتی بلامنازع که هیچ قدرتی بر آن غلبه نمینماید. در قرآن کریم، به حضرت یوسف (ع) لقب «عزیز مصر» داده شده است؛ جایی که عزیز مصر، فردی با اقتداری والا پس از فرعون بود و امور اجرایی را بر عهده داشت، شبیه به مقام نخستوزیری در دوران پادشاهی که فرعون بر کلیات نظارت میکرد و جزئیات به وی سپرده میشد.«عزیز» به معنای دارنده قدرتی برتر و بلامنازع است؛ وزیری که بار سنگین امور را بر دوش میکشد، سختیها را تاب میآورد، مشکلات جامعه را حل و فصل مینماید و همچون کسی که به شکار میرود و بازمیگردد، همه امور در اختیار اوست. قرآن کریم درباره خداوند متعال فرموده است: «ذوالانتقام»؛ یعنی من دارای عزت و قدرتی هستم که بر هیچ عزت و قدرتی برتری ندارد. انتقام الهی به معنای آن است که هیچکس نمیتواند مانع آن گردد؛ قدرتی برتر از آن وجود ندارد. خداوند انتقام میگیرد و اگر اراده بخشش فرماید، هیچکس قدرت یا توان ایستادگی در برابرش را ندارد.شگفتی از قیام در برابر خداوندگاه شگفتی از برخی انسانها و حتی از خویشتن پدیدار میشود که چگونه در برابر خداوند متعال قیام میکنند؛ این امر فاقد هرگونه استدلال منطقی است. اگر فردی قصد درگیری با دیگری داشته باشد، تنها با کسی درگیر میشود که قدرت وی بدان بسنده باشد یا احتمال دهد قدرت لازم را داراست. اکنون، چه کسی قدرتش به خداوند متعال میرسد؟ باید مطیع بود؛ و اگر مطیع از روی محبت باشد، شایسته ستایش است؛ اما حتی با اتکا به عقلانیت نیز، نباید در برابر خداوند ایستاد
دستهبندی آیات مرتبط با انتقام
فرهنگ قرآنی را بنگرید: خداوند متعال فرموده است: «إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ»؛ یعنی ما از مجرمین انتقامگیرندگانیم. واژه انتقام به صورت جمع به کار رفته، زیرا انتقام الهی گاه از طریق عوامل خویش تحقق مییابد. خداوند متعال از مجرمین انتقام میگیرد؛ و «مجرم» اصطلاحی بس زیبا در قرآن کریم است
معنای مجرم بر اساس قرآن کریم
مجرم کیست؟ با استناد به آیات و قرینههای مقابلهای، مجرم در مقابل «مُسْلِم» قرار میگیرد؛ یعنی هر کس تسلیم ربالعالمین نباشد، مجرم است. قرآن کریم این دو را صریحاً مقابل یکدیگر نهاده است: «أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ؟»؛ آیا مسلمانان را همچون مجرمین قرار دهیم؟ ادامه آیه نیز بر همین معنا دلالت دارد.
آیا بندگان پاک تسلیم خداوند، هموزن کسی که در برابر پروردگار تسلیم نیست، دانسته شوند؟ مجرم کسی است که تسلیم خداوند نباشد؛ و این خود جرم است.فرهنگ قرآنی چنین است: خداوند متعال از مجرمین انتقام میگیرد؛ ذوالانتقام است، دارای قدرتی بلامنازع، و هیچکس نمیتواند مانع انتقام او گردد. بنابراین، فرد فهیم از روی محبت تسلیم خداوند میشود؛ و اگر عقل را به کار گیرد، در برابر قدرتی بلامنازع، سرکشی نمیورزد.
خداوند متعال از چه کسانی انتقام میگیرد؟ از مجرمین؛ و مجرمین کسانی هستند که تسلیم او نباشند. قرآن کریم این جرم را تبیین نموده است.
سنت انتقام الهی بر مجرمین
هر کس که در برابر پروردگار عالم تسلیم نباشد، حتی برای یک لحظه، در همان لحظه مجرم است و خداوند متعال از وی انتقام میگیرد. این سنت الهی است؛ شبانهروز با مشکلات روبرو هستیم و اگر حتی برای یک لحظه مطیع خداوند نباشیم، خداوند در همان لحظه انتقام میگیرد. این سنت در سراسر عالم حاکم است.
ریشه لغوی انتقام و نقمت
کاش این مطلب در همه جای جهان فهمیده شود؛ زیرا با توضیح انتقام، موضوع روشن میگردد. انتقام از «نَقْمَة» مشتق است؛ و «نَقْمَة» در مقابل «نِعْمَة» قرار میگیرد. در روایات و آیات قرآن، خداوند گاه نعمت عطا میفرماید و گاه انتقام میگیرد. شناخت ریشه لغوی، فهم مطلب را آسان میسازد؛ نَقْمَة به معنای بلایی است که انکارکننده را در بر میگیرد؛ نه هر بلایی، بلکه همان که به انکار منجر میشود.
نعمت و نقمت در نظام تکوینیخداوند متعال همواره یا نعمت میبخشد یا بندگان را دچار نقمت میسازد. لحظه اتصال به پروردگار، روشنایی و نعمت است؛ و قطع از خداوند، تاریکی. قطع از پروردگار، بلایی است که انسان را بیچاره میسازد؛ امری تکوینی، همچون لامپ روشن: قطع سیم، خاموشی میآورد؛ اتصال به منبع، روشنایی.
گستره سنت انتقام
سنت انتقام بر همه مجرمین – هر که تسلیم نباشد – جاری است؛ لحظه عدم تسلیم، تحقق انتقام است: قطع از مبدأ نور، تاریکی. ذهن را منحصر به فاسقین، جنایتکاران، فرعونیان یا کبائر مپندارید؛ این سنت بر همه خلقت حاکم است. تصور انتقام «إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ» تنها برای جرایم بزرگ – همچون فرعونیان، نمرودیان، شمرها – نادرست است؛ شش مورد انتقام الهی مربوط به امتهای پیشین چون قوم لوط و شعیب (کمفروشی).
انتقام بر هر جرم صغیره و کبیرههرگاه جرم واقع شود – صغیره یا کبیره – انتقام الهی تحقق مییابد. به مقدار تسلیم، نعمت میرسد؛ شبانهروز در این وضعیتیم: لحظات تسلیم، نعمت؛ لحظات عدم تسلیم، نقمت. دعای کمیل و گناهان نقمتباردعای کمیل را ملاحظه کنید: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لی الذنوب الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ»؛ گناهانی که نقمت فرود میآورند، ببخش. «نِقَم» از ماده «نَقْم» است. از امام باقر (ع) پرسیده شد: گناهانی که خداوند انتقام میگیرد؟ مربوط به حقوقالناس؛ نه تنها مال، بلکه مسخره کردن مؤمن، استهزا؛ بلایی نقمتبار. انواع جرایم نقمتباراین جرایم نقمت را جذب میکنند: معصیتهای آگاهانه و لجبازانه؛ حقوقالناس چون ستم مداوم و جبار بودن. «نَقْم» مقابل «نِعْمَت»؛ انعام الهی در برابر انتقام الهی؛ بلایی بر انکارکننده.
سنتهای الهی و انتقام
: خداوند سنتهایی ثابت و تغییرناپذیر دارد که یکی از آنها سنت انتقام است. سنت به معنای قانون ثابت و رواج پایدار است؛ قرآن کریم دو یا سه بار تصریح کرده که سنتهای خداوند تغییر نمییابد: «لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَحْوِیلًا». سنتهای الهی هرگز دگرگون نمیشوند؛ زیرا تغییر آنها را از سنت خارج میسازد. یکی از این سنتها، انتقام از مجرم است؛ همان لحظه غفلت – که جرم است – خداوند انتقام میگیرد. و همان لحظه ذکر فضائل اهلبیت (ع)، دعا یا تلاوت قرآن، بنده در نعمتهای الهی قرار میگیرد.
نعمت در نماز و سجده
در روایات آمده است: کسی که نماز میخواند و در سجده به حضور حق تحقق یابد – که اکثر ما چنین درکی نداریم؛ نه اینکه کاملاً بیبهره باشیم و نماز نخوانیم، بلکه فهم عمیقی از آن کم داریم – و این نقصانها اغلب به سبب غذای نامناسب است؛ اصلاح غذا، این مسائل را حل میکند. حضرت فرمودند: اگر بنده در سجده دریابد خداوند چگونه نعمت بر او میریزد و سفره الهی گشوده میشود، سر از سجده برنمیدارد؛ اما ما سر برمیداریم و به کار دیگری مشغول میشویم، زیرا درک نمیکنیم.
از این رو، نماز را با شتاب و بدون طمأنینه میخوانیم.رسولالله (ص) جوانی را دید که نماز میخواند و پیش از سجده کامل، سر برداشت؛ گاه شگفتانگیز است که چگونه کسی ذکر را با چنین سرعتی ادا میکند. «سُبْحَانَ اللَّهِ» را چنان تند میگوید که تعجببرانگیز است. رسولالله (ص) فرمودند: اگر این جوان با این حالت بمیرد، بر دین من نمرده است. خدایا! کسی نماز خوانده که به آن بیاحترامی کرده است
حجاب در اعمال عبادی
حتی برخی اعمال عبادی حجاب میشوند؛ برای نمونه، نماز شب میتواند حجاب گردد. روایت آن در اصول کافی است: فردی نماز شب میخواند؛ بسیار عالی و نورانی است، اما ظرفیتش اندک است؛ اندکاندک مغرور میشود و نماز شب سبب میگردد بگوید: «من مانند دیگران نیستم». این حجاب است.اخیراً با افرادی برخورد کردم که صدقات کلان میدادند؛ ما پانصد تومان میدهیم، آنان ده میلیون تومان؛ اهل صدقههای بزرگ بودند، اما در مسائل دینی دیگر جذب نشدند. این حجاب است
صدقه از منظر الهی
صدقه به سه دسته تقسیم میشود: نخست، به امر الله صدقه دادن که رشد میآورد – خداوند دستور داده؛ دوم، به امر نفس دقه دادن، سوم از روی احساس؛ آثار تکوینی دارد، اما رشد معنوی نمیآورد؛ زیرا برای خدا نیست، بلکه حساب دل است – هرچند نیکوست، اما عمل دینی کامل نیست. سوم، به امر شیطان: شیطان میگوید ده میلیون تومان صدقه بده؛ این حجاب میشود؛ فرد میگوید من صدقه میدهم، من خوبم، من عالیام. صدقه بد نیست؛ نماز، روزه یا حجاب نیست؛ شیطان او را راضی و قانع میکند تا جای دیگر را پر نکند.
به امر شیطان صدقه میدهد و شیطان خشنودش میسازد.حجاب نماز شبای عزیزان، بسیاری از کارهای نیک، اگر به درستی انجام نشود، حجاب میگردد. در اصول کافی درباره نماز شب آمده است : جوانی نماز شب میخواند؛ شبی خداوند به قلب او نگریست و دید که تمام شده است؛ به ملائکه فرمود: امشب خواب او را سنگین کنید تا بخوابد. خواست بیدار شود، اما ملائکه خوابش را سنگین کردند و خوابید؛ زیرا اگر بیدار میماند، خود را ملامت میکرد: «امشب هم نماز شب خواندم؛ همه دنبال فلان و بهماناند، من دنبال نماز؛ کیست مانند من؟» نماز شب حجاب شد، زیرا درک نشد.
سجده ائمه و نعمتهای الهی
ائمه اطهار (ع) در سجدههای خویش چنان غرق عبادت میشدند که اطرافیان از طول آن شگفتزده میگردیدند. در صورت بروز هر امر دنیوی، ایشان از سجده برنمیداشتند و خستگی احساس نمیکردند. هنگامی که امام سجاد (ع) یا دیگر ائمه (ع) در اوقات خلوت – بدون رفتوآمد مردمی، درس یا مراجعه – قرار داشتند، از دعا، مناجات و سجده خسته نمیشدند.
امام موسی بن جعفر (ع) در زندان فرمودند: «پروردگارا! مکانی خلوت میخواستم تا تو را عبادت کنم؛ سجدهای از نماز صبح تا ظهر.»دلیل استقامت در سجدهاین استقامت بدان سبب است که نعمتهای الهی بر ایشان نازل میگردد و آن را با وجود خویش مشاهده و احساس مینمایند؛ به گونهای که در صورت لزوم، تا روز قیامت از سجده برنمیدارند. به امام موسی بن جعفر (ع) خطاب شد: «اگر مردم بدانند خداوند متعال در حال سجده نماز چه نعمتهایی بر آنان جاری میسازد، سر از سجده برنمیداشتند.» این نکته بسیار بیدارکننده است.
خطاب این سخنان به کسانی است که هم نماز میخوانند و هم به مجالس حرم و معارف روی میآورند؛ نه به بیتوجهان، بلکه به خویشتن. وضعیت کنونی مجالس شبیه حمامی است که کیسهکشان، بدون مشتری، پشت سر هم کیسه میکشند تا بیکار نمانند. اکنون نیز برخی به مجلس میروند، حال آنکه دیگران نمیآیند. همانگونه که پیشتر اشاره شد، حفظ این مواعظ در آخرالزمان فراتر از ظرفیت سر ماست؛ هرچند گلهای وجود دارد: کسانی که باید بشنوند، حضور ندارند.
در مجالس کنونی، از بیست سال گذشته، دوستان قدیمی شاید غالب باشند؛ اما کودکانی که متولد، بزرگ و به مجلس میآمدند، اکنون غایباند. فرزندان بسیاری تغییر یافتهاند و راهی با ایشان نمییابید؛ الحمدلله در وضعیت مطلوبی قرار دارند. دلیل آن، نادرست بودن نگاه به حضور در مجالس است؛ حضور برای فیضبری – ذکر، دعا، آرامش روح و اجابت حاجات – و کسب ثواب بود، بدون آنکه مجلس را محل تربیت فرزند بدانند.
نگاه تربیتی به مجالس
نشستن پای سخنان «قال الباقر» و «قال الصادق» و رشد یافتن در آن، به پرورش فرزندی متدین منجر میشود؛ در غیر این صورت، پای تلویزیون، رقاصی – حتی رقاصی مذهبی – پدیدار میگردد. نگاه به مجالس صرفاً ثوابی است: کسب حاجت یا شفا – که جای خود دارد – اما فاقد بعد تربیتی و تعلیمی. داراییهای خویش باید با روایات امام باقر (ع) و امام صادق (ع) پرورش یابد.سنت انتقام الهی و گستره آنیکی از سنتهای الهی را هرگز فراموش ندارید – که تن را به لرزه درمیآورد –: سنت انتقام.
این سنت را منحصر به جنایتکاران بزرگ نسازید؛ آنان نیز مشمولاند، اما هر فرد، حتی خویشاوندان ما، در صورت خروج لحظهای از تسلیم الهی، مجرم میگردد. سنت الهی تغییرناپذیر است؛ هر مجرمی گرفتار انتقام خداوند میشود. انتقام، محروم ساختن از برخی نعمتها، عدم اجابت برخی دعاها و اشکال متنوع دیگر است.غفلت و سنت انتقام درباره اهلبیت (ع)حتی لحظهای غفلت از یاد خداوند، نعمت را قطع میکند.
غفلتها دو گونهاند: غفلتهای مساوی (مباح) که خداوند بدانها اعتنا نمیکند؛ اما درباره رسولالله (ص)، امیرالمؤمنین (ع) و امام زمان (عج)، هرگز حتی غفلت مباح رخ نمیدهد؛ ایشان بسیار محتاطاند.امروز دو رکعت نماز، حفظ حواس تا پایان را دشوار میسازد، آن هم در حال عبادت. حضرت حجت بن الحسن (عج) نزدیک به هزار و دویست سال از عمرشان سپری شده و لحظهای از آن حتی به مباح نگذشته؛ از این رو، سنت انتقام هرگز نسبت به اهلبیت (ع) جاری نبوده است.
مصیبتهای اهلبیت و سنت انتقام
تمام بلاهایی که اهلبیت (ع) تحمل کردند، از باب سنت انتقام نیست؛ بلکه تلخیهای درجه و مصادیقی است که رسولالله (ص) در خواب حضرت حسین (ع) را دیدند: «حسین جان! خارج شو به سوی کربلا و آنجا شهادتپذیرا باش، که خداوند مقامی در دلت برایت مهیا کرده؛ لا تَنَالُ إِلَّا بِالشَّهَادَةِ»؛ به آن مقام جز با شهادت نرسی. این بحث ترفیع درجه و مسائل دیگر است، نه انتقام. انتقام مختص مجرمین است؛ اهلبیت (ع) هرگز مجرم نبودند. انتقام از آنِ مجرمین است؛ چهار بار در قرآن تکرار شده که «ما از مجرمین انتقام میگیریم».
اتهامات سقیفه به انبیا
انتقام از آنِ مجرمین است؛ امام زمان (عج) هرگز جرمی مرتکب نشدهاند؛ رسولالله (ص) دچار جرم نگشتهاند. البته ما عقاید خویش را بیان میکنیم؛ اهل سنت برای خود چیزهایی گفتهاند و به رسولالله (ص) توهین کردهاند؛ به آن ورود نمیکنم، زیرا از بحث دور میشویم. از انتقام سخنان بسیار گفتهاند و مطالب سخیف و کریه نقل کردهاند – چنان زشت که بیانش دشوار است –؛ شخصی نزد امام صادق (ع) آمد و گفت: درباره داوود پیامبر چنین میگویند. امام صادق (ع) چنان ناراحت شدند که فرمودند: دهانهای اینها بسته باد.
حتی نسبت به انبیا دهان گشوده و پیامبران پاک الهی را به اتهامهای سخیف متهم کردهاند.خباثت در برابر نیکاندهانها باز بود؛ بدانید: من و شما در مقابل انبیا قطره هم نیستیم، ذرهای هم نیستیم. راه درست را بروید، اما پشت سرتان حرفهاست؛ همینجا احوالپرسی گرم میکند، پشت سر جای دیگری میرود. همیشه چنین بوده؛ خیالتان راحت، فقط مسیر دزدی است: یکی میگوید آفرین، یکی میگوید چه مرگ است.
پیامبران که پیامبران را متهم کردند، این افراید که چنین جسارت هایی کردهاند خبیثاند؛ همین افراد بیدین که با ایشان کاری نداریم، انقدر خبیثاند که متدین را ببینند، پارهپارهاش میکنند.حضرت زکریا (ع) به درخت پناه برد و مخفی شد؛ درخت توخالی بود، رفت درونش؛ فکر نمیکرد کسی برسد. شیطان مجسم شد و گفت: تو در این درخت مخفی هستی؟ آری. بزرگی آوردند؛ چند نفر از این سو و چند نفر از آن سو، درخت را حرکت دادند. حضرت زکریا (ع) با این پاکی و عظمت، با درخت آری کردند؛ بسیار عجیب است. بدایی عزیزی! حضرت زکریا (ع) را با درخت ه کردند؛ تصورش را بکنید! چرا؟ خبیثاند.
دفاع از انتقام در اسلامپس باز میگویم: اگر کسی بگوید اسلام انتقام ندارد، اسلام را نفهمیده؛ این دین خویش را دارد. هفده بار در قرآن درباره انتقام سخن رفته؛ در سورههای مختلف، خداوند خویش را «عزیز ذوالانتقام» معرفی میکند: من عزیزم، قدرتمندم و انتقام میگیرم. اگر انتقامجویی کار نیک نبود، خداوند آن را نمیکرد؛ پس جایگاهی درست دارد. کسی که نمیفهمد، احساسی عمل میکند؛ احساسات غلط. جلسه پیشین توضیح دادم: اگر احساس از حد خارج شود، مرض است. فکر نکند خوب است؛ مانند وسواس.
خدا وسواسیها را شفا دهد؛ اما از حد خارج شود، مرض است. امام (ع) فرمودند: مرض است؛ من نمیگویم اساس شیطان است.رسولالله (ص) و اهلبیت (ع) فرمودند: این پارچه را دوبار بشویید، پاک است؛ سه بار، پنج بار، ده بار میشوید و باز میگوید پاک نیست؛ این مرض است. اگر کسی وسواس دارد، توهین نکردم؛ نخست روایت خواندم، بعد مرض است؛ مرض درمان میخواهد. آدم سردرد دارد، مرض است؛ باید درمان شود.
خدا نکند وسواسی را مسخره کنید یا کسی عیبی داشته باشد و مسخرهاش کنید. حضرت فرمودند: نمیگذرد مگر خود مبتلا به منکرش شود. مسخره کردن ممنوع، سرزنش ممنوع؛ اما هدایت، نصیحت و دلسوزی، امر به معروف و نهی از منکر است.سنت انتقام و آثار آناین سنت الهی است؛ انتقام سنت الهی است؛ در قرآن آمده و جالب آنکه در روایات و تفسیر عیاشی – عالم بزرگ شیعه با تفسیری فوقالعاده، گرچه ابتدا سنی بود : اکثر آیات انتقام، روایاتی دارند که تاویل آنها به امام زمان (عج) است؛ یعنی امام زمان (عج) از مجرمین انتقام میگیرد. پس امری الهی است که به دست امام زمان جاری میشود.
خباثت مدعیان در برابر انبیا
مردم در مقابل انبیا به اندازه قطرهای هم نیستند؛ ذرهای هم نیستند.حضرت زکریا (ع) به درخت پناه برد و مخفی شد، درخت توخالی بود و درون آن رفت؛ فکر نمیکرد کسی برسد. شیطان مجسم شد و به دشمنان ایشان گفت: زکریا در درخت مخفی است؟ اره. بزرگی آوردند؛ چند نفر از این سو و چند نفر از آن سو، درخت را تکان دادند. حضرت زکریا (ع) با این پاکی و عظمت، با درخت اره کردند؛ بسیار عجیب است حضرت زکریا (ع) را با درخت اره کردند؛ اصلاً تصورش را بکنید! چرا؟ خبیثاند
دفاع از انتقام در اسلام
: اگر کسی بگوید اسلام در آن انتقام ندارد، اسلام را نفهمیده؛ هفده بار در قرآن درباره انتقام سخن رفته؛ در سورههای مختلف، خداوند خویش را «عزیز ذوالانتقام» معرفی میکند: من عزیزم، قدرتمندم و انتقام میگیرم. اگر انتقامجویی کار نیک نبود، خداوند آن را نمیکرد؛ پس جایگاهی درست دارد. حال، کسی که نمیفهمد، احساسی است؛ احساسات غلط. اگر احساس از حد خود خارج شود، مرض است. فکر نکند خوب است؛ مانند وسواسی.
خدا وسواسیها را شفا دهد؛ اما اگر از حد خارج شود، مرض است. امام (ع) فرمودند: مرض است؛ من نمیگویم اساس شیطان است.رسولالله (ص) و اهلبیت (ع) فرمودند: این پارچه را دوبار بشویید، پاک است؛ سه بار، پنج بار، ده بار میشوید و باز میگوید پاک نیست؛ این مرض است. اگر کسی وسواس دارد مرض است؛ مرض درمان میخواهد. آدم سردرد دارد، مرض است؛ باید برود درمان شود. خدا نکند وسواسی را مسخره کنید یا کسی عیبی داشته باشد و مسخرهاش کنید. حضرت فرمودند: نمیگذرد مگر خود مبتلا به منکرش شود. مسخره کردن ممنوع، سرزنش ممنوع؛ اما هدایت، نصیحت و دلسوزی، امر به معروف و نهی از منکر است.
سنت انتقام و آثار آن
این سنت الهی است. هر لحظهای که از اطاعت ربالعالمین خارج باشیم، مجرمیم؛ به خویش بگویید: من مجرمم؛ منتظر سنت خداوند باشید. همان لحظه انتقام جاری میشود؛ انتقام جاری شده، زیرا بدون اتصال، تاریکی است؛ بیچاره میشود، سیاهی وجودش بیشتر میگردد، خباثتش افزایش مییابد و هرچه خباثت وجودیاش بیشتر شود، از وجود مقدس امام زمان (عج) دورتر میگردد؛ چیزی بدتر از این نیست.
انتقام سنت الهی است؛ در قرآن آمده و جالب آنکه در روایات و تفسیر عیاشی – عالم بزرگ شیعه با تفسیری فوقالعاده، گرچه ابتدا سنی بود – روش را ببینید: اکثر آیات انتقام، روایاتی دارند که تاویل آنها به امام زمان (عج) است؛ یعنی امام زمان (عج) از مجرمین انتقام میگیرد. پس امری الهی است که به دست امام زمان علیه السلام جاری میشود.
درخواست انتقام در زیارت عاشورا
اکنون در زیارت عاشورا میگوییم: «أَنْ يَرْزُقْنِي طَلَبَ ثَارِكَ»؛ از خداوند درخواست میکنیم طالب خون باشیم و خونخواه باشید؛ دو مطلب. در کنار حضرت حجت (عج)، رزق خون اهلبیت (ع) را طلب کنیم: یاو خود طالب خون باشیم، یعنی قصاص را اجرا کنیم. به هر حال، توفیق آن را از خداوند میخواهیم.یعنی امام زمان (عج) منتقم است؛ طبق روایات، ندبهها، دعاهای ما و روایات، امام زمان (عج) منتقم است و این کاری الهی و بزرگ است. اکنون چند پایه دیگر و علل آن را بیان میکنم.
توفیق گرفتن انتقام الهی
یکی از توفیقهای بزرگ برای افراد بزرگ، این است که بتوانند انتقام خداوند را بگیرند. گاه انتقام افراد را میگیرید: فرض کنید کسی به قبیلهتان حمله کرده و ظالم بوده، رفتهاید قصاص او را بگیرید؛ آن بحث دیگری است و در جای خود درست. گاه انتقام خداوند را میگیرید: کیست که به خداوند صدمه بزند؟ نه؛ آن زمانی است که به نمایندگان خداوند صدمه زده شود. یعنی وقتی انتقام خون حسین بن علی (ع) را میگیرید، انتقام خداوند را گرفتهاید.
انتقام خداوند در روایات ما آمده که به دست اولیای الهی انجام میشود. انتقام مردم ممکن است به دست اولیا یا غیر اولیا باشد، اما انتقام خداوند تنها به دست اولیای الهی واقعی تحقق مییابد. اکنون در ذهنم میگردم تا روایت و آدرسش را به یاد آورم: روایتی داریم که حضرت فرمودند: انتقامی که از افراد – مثلاً قومی به قوم دیگر صدمه زده – گرفته میشود، انتقام را خداوند به وسیله مردم – حتی گاه به وسیله اشیا – میگیرد.
نمونههای تاریخی انتقام الهیاگر تاریخ شیعه و سنی را مطالعه کنید – حتماً این کار را بکنید – مشاهده میکنید که انقدر برادر برادر را نمیکشتند؛ هرگاه توانستند شیعه بکشند، این پخمهها یک سنی را در میان نمیگذاشتند؛ دست ایشان به شیعه نمیرسید. خودشان هم در جلسههایشان گفتهاند و انکار نمیکنند. یعنی بنیامیه انقدر شیعه کشتند، سپس بنیعباس و جریانهای دیگر؛ بسیار کشتند. انتقام اینها
نمونه های تاریخی انتقام الهی
اگر تاریخ شیعه و سنی را مطالعه کنید مشاهده میکنید که انتقام مومنین ممکن است توسط مؤمنین گرفته شود، ممکن است توسط اشقیا؛ «اللَّهُمَّ اشْغَلِ الظَّالِمِينَ بِالظَّالِمِينَ وَأَخْرِجْنَا مِنْ بَيْنِ الظَّالِمِينَ».آقا! دعا کنید اشیا به جان یکدیگر بیفتند تا شما نکشید؛ مانند آنچه من دیدم: سهمیه امام (ع) هم میرود میدهد؛ دستش به تو برسد، تو را میکشد. پخمه جان! واقعاً پخمه است؛ نه کتاب مطالعه کرده، نه میداند چه خبر است.»
.سنت انتقام به واسطه ظالمان
یکی از سنتهای الهی این است که خداوند انتقام میگیرد؛ انتقام گاه به گونهای است که از کسانی که به شما ظلم کردهاند، خداوند به وسیله ظالم دیگری انتقام میگیرد. این سنت الهی است
عظمت حضرت یحیی (ع)
حضرت یحیی (ع) با آن عظمت؛ در میان پیامبران، کسی مانند او از خوف خدا گریه نکرد؛ صورتیاش از جایی که اشک جاری میشود، مانند جوب آب رد افتاده بود؛ انقدر از خوف خدا گریه میکرد که اشک – که مادهای شور است و پوست را میبرد – رد جوب آب ایجاد کرده بود؛ دو جوب آب بر صورتش.زکریا (ع) سلاماللهعلیهالسلام، هنگام موعظه مواظب بود یحیی (ع) در جمعیت نباشد؛ خوفش عالی بود.
جملهای درباره جهنم بشنود، سر به کوه میزد؛ نگاه میکرد در جمعیت زکریا ایا یحیی هست؟ اگر نبود، موعظه میکرد. یک بار دید نیست، اما یحیی (ع) خود را با عبا پوشانده بود و سر و دیده نمیشد. درباره جهنم و چاههای آن سخن گفت؛ صدای فغان یحیی (ع) بلند شد، سر به بیابان نهاد، فریاد میزد، ضجه میکرد و میرفت. چوپانان او را میدیدند و میشناختند؛ از خوف خدا ضجه میزد
قتل حضرت یحیی (ع) و انتقام الهی
چنین پیامبری با این حال، سرش را برای زنی زانیه بریدند؛ این دنیاست! یک زن بدکاره، پیامبر خدا را سر برد
حضرت یحیی (ع) با این عظمت را کشتند؛ خونش به زمین ریخت و چشمه خونی ایجاد شد که میجوشید؛ قطع نشد. شاید نزدیک سیصد-چهارصد سال این چشمه خون بود؛ هرچه خاک ریختند، باز جوشید.
.سپس خداوند بختالنس – حرامزاده با شیر خوک بزرگشده، نجس در نجس، دشمن خدا، پلید، حرامزاده، هر خباثتی داشت – را بر بنیاسرائیل مسلط کرد. بنیاسرائیل دینی داشتند، اما او کافر، مشرک و نجس بود؛ انقدر کشتند از بنیاسرائیل و سرها را بر چشمه مینداختند؛ تا هفتاد هزار سر بر این چشمه ریختند و چشمه خشکید.
تنوع سنتهای الهی
گاه مؤمنین را خداوند با ظالمین، گاه ظالمین را با ظالم دیگر انتقام میگیرد؛ سنتهای خداوند یکشکل نیست، هر مصلحتی دارد. اما بدانید سنت انتقام الهی تعطیلبردار نیست؛ حتماً امام زمان (عج)، انتقام امیرالمؤمنین (ع)، حضرت زهرا (س) و همه ائمه علیهمالسلام را میگیرند. دلسوزی در جایی که مخالف توحید باشد، شرک است.
امام زمان (عج)، منتقم الهی
امام زمان (عج) را منتقم اعلام کردهاند؛ هم در دعاها دارید، دعای ندبه که دارید؛ منتقم در ادعیه بسیار داریم. روایتی را بیان میکنم؛زیرا امام زمان (عج) امام خلایق است و تنها انسان نیست. هنگامی که آقا امام حسین (ع) را در کربلا محاصره کرده بودند ملائکه ضجه میزدند؛ توان ایستادن در برابر ایشان را داشتند اما اذن الهی نبود؛ نزد پروردگار ضجه میزدند: «امام ما، حجت زمان، ستم بر او وارد میشود؛ اذن بده اینها را نابود کنیم».
خداوند به ملائکه فرمود: فعلاً صبر کنید. سپس خداوند به انواری اشاره کرد؛ نوری در میان آن نورها ایستاده و تلألؤ دارد، ان نور درخشید. حضرت حق فرمود: ای ملائکه من! شما «بهذا أَنْتُقم»؛ به واسطه این آقاانتقام خون حسین (ع) را میگیرم. کلمه «انتقام» به کار رفته است. امام زمان (عج) انتقام خون اباعبدالله (ع) را میگیرد؛ خون همه اهلبیت (ع)، خون حضرت زکریا (ع) که نامش گذشت، انبیا؛ نخست انتقام خون هابیل (ع) از قابیل را میگیرد
رجعت و انتقام اولیا
تمام خوبان رجعت میکنند، تمام کسانی که محض کفر بودند، زنده میشوند؛ تمام کسانی که محض ایمان بودند، زنده میشوند. «سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم»؛ ما همه چیزمان امام است؛ میزان ما امام است. اگر کسی در حزب امام (ع) باشد، ما هم با او هستیم؛ کسی مخالف امام (ع) باشد – مخصوصاً اگر با امام بجنگد – وای بر او!
در رجعت کسانی که در کربلا مقابل امام حسین (ع) بودند، همه زنده میشوند و انتقام از ایشان گرفته میشود. البته قسط اول است و تمامشدنی نیست؛ اما نه فقط ایشان: کسانی که اکنون هستند و میگویند: « حسین (ع) را کشتند؛ ما هم بودیم، این کار را میکردیم». اکنون هم زیاد شدهاند؛
دعا برای تسریع انتقام
دعا کنید خداوند زودتر به داد ما برسد؛ دعا معنا دارد. روایات ما این است که بیدینی عجیبی میشود؛ کار به جایی میرسد که جرئت مجلس مذهبی گرفتن نخواهیم داشت.









