چهاردهمین جلسه از جلسات شرح زیارت عاشورا
سلام میدهیم به ارباب خون، حسینبنعلی، به این عنوان که شما فرزند رسولاللهاید، فرزند امیرالمؤمنیناید، فرزند سیدالبشر و فرزند زهرای سیدهاید؛ یعنی “یا اباعبدالله” شما از همه این بزرگان آفرینش ارث بردید.
“وصیِّ پیامبر بودن” به این معنا نیست که هر کسی بتواند احکام جاری کند یا مسائل دین را تبیین کند.
مرجعیت حقیقی و جانشینی پیامبر اینطور نیست که هر کسی عالم به احکام دینی باشد، بتواند جانشینِ ایشان شود. جانشینِ پیامبر کسی است که وارثِ حقیقتِ پیامبر باشد.
آنچه در این مقاله میخوانید:
- جایگاه اهلبیت
- میراثِ علم و حقیقتِ نبوت
- نقدِ مفهومِ رایج از «وصایت» و «مرجعیت»
- مرجعیت حقیقی و تفاوتِ آن با اجتهاد بشری
- طهارتِ وراثتی و زیارت غدیریه
- حریمِ طهارت و استثنائاتِ شرعی
- واقعهی درِ خانه و قداستِ مکان
- استمرارِ وحی و اشتیاق به ظهور
جایگاه اهلبیت
در پیشگاه مقدس حجتبنالحسن (عج)، سلام میدهیم به ارباب خون، حسینبنعلی، به این عنوان که شما فرزند رسولاللهاید، فرزند امیرالمؤمنیناید، فرزند سیدالبشر و فرزند زهرای سیدهاید؛ یعنی “یا اباعبدالله”، شما از همه این بزرگان آفرینش ارث بردید. حقیقتِ عظمایِ آن چیزی که میشود به طور کلی در یک کلمه گفت: “علم”. در کلام رسول اکرم آمده است که “علیٌ، وصیّ رسولالله”. لکلّ نبیٍ وصیّ و وارث؛ علیبنابیطالب وصیّ و وارث من است.»
میراثِ علم و حقیقتِ نبوت
«شخصی از امام پرسید: امیرالمؤمنین وصیّ چه هستند؟ چه چیزی را از امامت به ارث بردند؟ امام فرمودند: “میراث علم”. مجموعهی روایات ما که کم هم نیست، اگر کسی واردش بشود به این نتیجه خواهد رسید که حقیقتِ شمسِ خلقت، از فروغِ امیرالمؤمنین است. تمام آن جریانهای عظیمی که حضرت در ابتدای خلقت ایجاد کرد، همه در حقیقت پیامبر است؛ پیامبری که جامع تمام اسما، زیباییها و طهارتهاست. یعنی مَطلع انوار، این ذوات مقدسهاند. ما چنین اعتقادی داریم و تمام آنچه در پیامبر هست، به عینِ پروردگار در امیرالمؤمنین جلوهگر میشود و در حضرت زهرا نیز همینگونه است.»
نقدِ مفهومِ رایج از «وصایت» و «مرجعیت»
«اجازه دهید قدری شفافتر توضیح دهیم. “وصیِّ پیامبر بودن” به این معنا نیست که هر کسی بتواند احکام جاری کند یا مسائل دین را تبیین کند؛ این معنایِ وسیع در اسلام نیست. مشیِ ما همیشه این بوده که درونِ خودِ حوزه، مطالبی را عنوان میکنند که کسی از ایشان دلیل نمیخواهد؛ آقا! اصلِ معنایِ “وصایت” این است: پیامبرِ مکرم دولتش را به شخصی میسپارد. همه حرف میزنند، اما کسی دلیلِ معتبری ندارد. من کتابهایشان را دارم؛ هرچند بعضی از اینها را تصویر نمیکنم. تفکری هست که میگویند هر کس بتواند عالم به احکام دین بشود، چه با اجتهاد چه با تغییرات، و بتواند آن را جاری کند، وزیرِ پیامبر است! حتی اگر تواناییهای پیامبر را نداشته باشد، حتی اگر علمِ پیامبر را نداشته باشد؛ یعنی مسائلِ غیبی در آن نباشد، اما یک، احکامِ دین را بلد باشد و دو، بتواند اجرا بکند؛ این میشود وصیّ پیامبر؟
همه اینها خندهدار است! مثلِ آن شخصی که پرسید: کدام دخترِ امام بود که شیر او را خورد؟ گفتند اصلا دختر نبود، پسر بود؛ امام نبود، پیامبر بود؛ و شیر نبود و اصلا نخوردش! برای مرجعیتِ اینها، یک قالبِ احکامِ دینش را بیاورید. آقا! یک مطلب بیاورید که قالبِ احکام باشد. هیچکدام از مراجعِ ما معتقد نیستند که ما قالبِ دینِ تمامِ ولایتِ شیعه را بیان میکنیم.»
مرجعیت حقیقی و تفاوتِ آن با اجتهاد بشری
«لذا ما عالمِ مطلقِ دین نداریم. آقا میگوید من میخواهم حکومتِ اسلامی را ببینم؛ اولین رکنِ حکومتِ اسلامی این است که احکامِ دین را بدانیم. اکثرِ مسائلی که هست، بین فقهای ما اختلافنظر است؛ وقتی میگوید من حکومتِ اسلامی میخواهم، اول قانون میخواهد. آقا! اول قانونِ اسلامی بیاید! اکثرِ مسائلی که هست بینِ فقها اختلاف است. اینطور نیست که هر کسی قالبِ اهدافِ دینی باشد، بتواند جانشینِ پیامبر شود. جانشینِ پیامبر کسی است که وارثِ حقیقتِ پیامبر باشد. حقیقتِ پیامبر، طاهر و مطهر و اسمِ اعظمِ الهی است؛ “علیالامین”. بله، برید نگاه کنید؛ خدا را قسم میدهید به اسمی که هم طهور است، هم طاهر است و هم مطهر است. کسی که خدا با آن اسم، وسیلهی اجرا باشد، او وصیّ پیامبر است؛ کسی که همطراز با پیامبر باشد. چه کسی؟ قطعاً امیرالمؤمنین.»
طهارتِ وراثتی و زیارت غدیریه
«در زیارتنامهی امیرالمؤمنین (ع) -زیارت سوم یا زیارت ششم که از بقیه عالیتر است- نکاتی هست که توصیه میشود. اگر میخواهید امیرالمؤمنین را بشناسید، بروید «زیارت غدیریه» را کار کنید. تا آنجا که یادم هست، حدود ۲۰۶ تا از فضائل امیرالمؤمنین در آن بیان شده است. در زیارتنامه میگویید: شما «طاهر و مطهر» هستید. “طُهر” یعنی دریای پاکی، “طاهر” یعنی درونِ بدون پلیدی، ظلمت و آستانه. کسی که به ائمه وصل میشود، به دریا وصل میشود و پاک میشود. بعد در زیارت میگویید: شما «طاهر و مطهر» هستید؛ فاطمه (س) هم همینطور، امام حسن هم که مشخص است؛ پدرِ آیهی تطهیر، مادرِ آیهی تطهیر. وصایت یعنی وراثت در طهارت.
ممکن است مطالبی که میگویم برای عدهای جدید باشد یا نگران باشند، اما دقت کنید. آیا تمام احکامی که قرآن، رسولالله و اهلبیت صادر کردند را خودشان عمل میکنند؟ علی (ع) نماز را خودش از همه بیشتر میخواند. احکامی که صادر میشود، خودشان هم عمل میکنند. فرض کنید لباسی خوندار شود، با آن لباس نماز نمیخوانند؛ چون هر حکمی که از آن ناحیه صادر میشود، خودشان جلوتر از دیگران انجام میدهند. این یک اصل است.»
حریمِ طهارت و استثنائاتِ شرعی
«اما جاهایی هست که ما استثنا میزنیم؛ استثنایِ خودِ شریعت. مثال بزنم: در شریعت داریم که اگر دو نفرِ عادل بر علیه من شهادت بدهند، قاضی باید طبقِ همان ظواهر شرعی بپذیرد. حالا فرض کنید دو نفرِ عادل بیایند بر علیه حجتِ زمان، امام زمان (عج)، شهادت بدهند! قاضی که خود نصب کرده، شهادت را علیه امام بپذیرد؟ آیا میشود؟ اگر قاضی سخنِ آنها را بپذیرد، سخنِ خدا را رد کرده و کسی که سخنِ خدا را رد کند، خودش از اسلام خارج است. پس تمامِ احکامی که گفته شده، خودشان صادر کردند و در حدِ امام جاری است، الا احکامی که با «طهارتِ امام» سازگار نیست. وقتی آن ملعونِ ازل و ابد سخنِ حضرت زهرا (س) را رد کرد، همان دلیلِ کفرش بود؛ چون سخنِ حضرت زهرا ردِ آیهی تطهیر بود، یعنی ردِ قرآن بود و او با این کار از دین خارج شد.»
واقعهی درِ خانه و قداستِ مکان
«باید به مطلبِ اصلی برسم؛ قضیه «درِ خانه پیامبر» که همه میدانید. رسولالله دستور دادند تمامِ درهایی که به مسجد باز میشد بسته شود. ابوبکر اصلاً خانهای در مدینه نداشت! طبق منابعِ خودشان، وقتی حاکم شد، خانهاش خیلی دورتر از مدینه بود. بعد که اصرار کرد، رسولالله اجازه دادند فقط یک دریچهای از خانهاش به مسجد باز باشد. ولی اصلاً خانهای در مدینه نداشته است. آن اصرار باعث شد که خانه امیرالمؤمنین (ع) تنها خانهای باشد که دری به مسجد دارد. روایاتِ ما تصریح کردند که تنها راهِ ورود و خروج به خانه امیرالمؤمنین از داخلِ مسجد بوده است.
خداوند از ازل میدانست که این مکان در فلان تاریخ مسجد میشود. اگر مسجدِ واقعی باشد، خدا از ابتدای خلقت آن قسمت از زمین را از بهشت قرار داده است؛ و بهشت از نورِ حسین (ع) الهی سرشته شده است. یعنی کلاً آن قسمت، طهارت دارد. تمام مساجدِ عالم که مسجدِ واقعی باشند، همینطورند. جایگاهِ افرادِ خاصی است، هر جا که بدنِ امام در آنجا دفن بشود، قطعا از ابتدا چنین بوده است.»
استمرارِ وحی و اشتیاق به ظهور
«به هر حال ما اعتقاد داریم امیرالمؤمنین، امام حسن، امام حسین و بقیهی ائمه (ع) طاهر و مطهرند؛ و این طهارت، طهارتِ وراثت است. این همان حقیقتی است که در زیارتنامهها میخوانیم. وصیّ پیامبر، رازِ قدرتِ پیامبر است. آمدند گفتند پیامبر شئون مختلف دارد؛ یک شأنِ قدسیِ آسمانی، یک شأنِ مرجعیت (فتوا) و یک شأنِ حاکمیت. گفتند ما وارثِ آن عالمِ قدسی نیستیم ولی میتوانیم وارثِ حاکمیتِ پیامبر باشیم! اینها را نوشتند. اما اینطور نیست.
اگر کسی بگوید همان وحی که بر پیامبر نازل شد بر اهلبیت نازل میشود، باید بگوییم اهلبیت نبی هستند! و کسی که اهلبیت را نبی بداند، از دینِ اسلام خارج است. مقامِ اهلبیت از عرشِ الهی بالاتر است، ولی به هر حال نبی نیستند. اینطور نیست که وحی مستقیماً بر آنها نازل شود. بلکه آن نورِ پیامبر و وحی، بر قلبِ پیامبر وارد شده و پیامبر به آنها منتقل میکنند. اینها امینِ وحیاند؛ نه کمش میکنند و نه زیاد. دقیقاً همان سخنِ خداست. ما نباید دچارِ جهلِ دانشمنداننماها بشویم؛ امام نابغه است، اما ما باید بدانیم که “وصیّ پیامبر” یعنی چه.
اینکه میگوییم امام زمان (عج) مدام دریافتِ وحی میکنند، واسطه دارد. از امام عسکری (ع) میگیرند، تا میرسد به امیرالمؤمنین و رسولِ مقدس اسلام. در کلِ عالمِ خلقت، وحی منقطع نشده است. و وقتی ظهورِ حضرت میشود، همین ادامه دارد. امام زمان (عج) هر چه بگوید، شما نباید با احادیثِ دیگر نقدش کنید. احادیثِ ما، احادیثِ ایشان است.
در نهایت، ما خیلی امیدواریم که ظهور نزدیک باشد. مرحوم سید ابنطاووس در کتابی نوشته بود که ظهور نزدیک است، هفتصد سال پیش! یعنی انسان نباید عجول باشد. ما باید در محیطِ ولایت باشیم و با توسل، حقیقت را بخواهیم. هر کسی در هر جایگاهی باشد، باید بداند که در برابرِ آن عظمتِ بیمانند، اینها همگی قطرهای در برابر دریاست. ظهورِ امام زمان، ظهورِ خودِ معرفت، ظهورِ طهارت و ظهورِ حضرت زهراست. خدا لعنت کند کسانی را که به اهلبیت ظلم کردند و تمامِ معارف را به آتش کشیدند. وقتی فهمیدند دخترِ پیامبر مشکلگشا است، چنان کردند که هنوز هم سوختنِ آن در، جگرِ ما را میسوزاند.









