چیستی فطرت

چیستی فطرت

آیه «فطرة الله التی فطر الناس علیها» و روایات متعدد نشان می‌دهد که فطرت یک حقیقت مهم در وجود انسان است. سؤال این است که فطرت چیست؟ جایگاه آن در وجود انسان کجاست و چه کارکردهایی دارد؟
اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن، صلواتک علیه و علی آبائه، فی هذه الساعة و فی کل ساعة، ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً، حتی تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً.
این مجلس را به پیشگاه مقدس حضرت ام‌کلثوم علیهاالسلام و به نیت تعجیل در فرج حضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تقدیم می‌کنیم و صلوات بر محمد و آل محمد عنایت می‌کنیم.

آنچه در این مقاله خواهید خواند:

  • آداب مراجعه به آیات و روایات
  • فطرت چیست و کجاست؟
    • فطرت و غریزه در روایات
  • تغییرپذیری غرایز
  • سه ساحت درونی انسان
    • نقد فلسفه؛ دکارت
    • دیدگاه اسلام
  • ویژگی‌های فطرت
  • نقد دیدگاه یکی بودن فطرت و عقل
    • تفاوت عقل و فطرت
  • جمع‌بندی پایانی

آداب مراجعه به آیات و روایات

وقتی سراغ آیات قرآن و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌رویم، تنها «ورق زدن و عبور کردن» کافی نیست؛ باید نشست، تدبر کرد، توسل جست، دقت کرد و مهم‌تر از همه، ذهنیت‌های قبلی را کنار گذاشت.

اگر انسان با پیش‌فرض‌های ذهنی به سراغ قرآن برود، قرآن را آن‌گونه که هست نمی‌بیند، بلکه آن را از پسِ عینک ذهن خودش می‌بیند؛ همان‌طور که اگر عینک آبی بزند، همه‌چیز را آبی می‌بیند؛ در حالی که عالم در واقع آبی نیست.

برای فهم درست باید مانند صفحه‌ای سفید بود تا قرآن و روایات بر آن بنویسند؛ نه اینکه معانی قبلاً ساخته‌شده در ذهن را بر آیات تحمیل کنیم.

فطرت چیست و کجاست؟

در آیات و روایات ما درباره «فطرت» بسیار سخن گفته شده است. آیه «فطرة الله التی فطر الناس علیها» و روایات متعدد نشان می‌دهد که فطرت یک حقیقت مهم در وجود انسان است.

سؤال این است که فطرت چیست؟ جایگاه آن در وجود انسان کجاست و چه کارکردهایی دارد؟

برای پاسخ به این سؤال باید چند مقدمه را روشن کنیم سپس به سراغ روایات برویم.

مشکل این است که بسیاری از افراد حتی اهل درس، پیشاپیش در ذهنشان تصویری از فطرت ساخته‌اند؛ از دبیرستان، حوزه، کتاب‌ها و سخنرانی‌ها چیزهایی شنیده‌اند و وقتی به آیه و روایت می‌رسند همان معنای قبلی را بر آن تحمیل می‌کنند.

این روشِ مراجعه به قرآن و حدیث روش درستی نیست؛ زیرا انسان به جای کشف معنای وحی، در واقع تأیید فهم خود را از متن می‌گیرد. فطرت از غریزه در برخی نوشته‌ها و سخنان یکی دانسته شده‌اند؛ گاهی گفته‌اند فطرت همان غرایز است و گاهی چنان فطرت را وسیع گرفته‌اند که غرایز را هم زیر چتر فطرت آورده‌اند.

فطرت و غریزه در روایات

اما روایات ما فطرت و غرایز را توضیح داده‌اند و به روشنی این دو را در دو حوزه مختلف قرار داده‌اند. مثال‌هایی از غریزه در روایات امیرالمؤمنین علیه‌السلام وجود دارد که از انسان‌هایی سخن گفته‌اند که «غریزتاً» کریم هستند؛ یعنی بخشندگی در آن‌ها یک خصلت نهفته و جوشان است. در مقابل کسانی که «غریزتاً» خسیس هستند.

در تجربه هم می‌بینیم کودکی که از همان خردسالی هرچه تنقلات دارد با دیگران تقسیم می‌کند و اگر کسی برنمی‌دارد ناراحت می‌شود؛ در مقابل کودکی که خوراکی‌اش را می‌گیرد و در اتاق را می‌بندد تا تنها بخورد. این‌ها نشان می‌دهد برخی صفات به صورت غریزی و در ژن انسان‌هاست.

در روایات (مثلاً در اصول کافی و توحید صدوق) بیان شده که صفاتی مانند سخاوت و خساست، شجاعت و ترس از سنخ غرایز هستند.

غرایز، شامل شهوت‌ها و خواسته‌ها نیز می‌شوند؛ مانند شهوت طعام، شهوت جنسی، شهوت قدرت، ریاست ترس و شجاعت و امثال این‌ها. این غرایز در حیوانات نیز وجود دارد؛ مثل حیواناتی که برای خود محدوده قدرت تعریف می‌کنند و هر که وارد آن شود به ‌شدت با او درگیر می‌شوند؛ مانند خرس، گرگ، شیر و… .

بنابراین غریزه چیزی مشترک میان انسان و حیوان است. هر چند در انسان باید تحت حاکمیت شرع و عقل قرار بگیرند.

تغییرپذیری غرایز

نکته مهم این است که غرایز قابل تغییر و حتی قابل از بین رفتن هستند.کسی که غریزه خساست دارد اگر روی خودش کار کند می‌تواند سخی و کریم شود.کسی که غریزه سخاوت دارد نیز اگر در محیطی خشن و خسیسانه قرار بگیرد و تمرین نکند، کم‌کم ممکن است خسیس شود.

برخی از غرایز با بیماری‌های جسمی یا روانی ممکن است ضعیف یا تقریباً خاموش شوند؛ مثل اشتها برای غذا یا میل جنسی در برخی موارد. پس «غریزه» یک امر ثابتِ غیر قابل تغییر نیست. شدت و ضعف، رشد و سقوط، و حتی نوعی خاموشی در آن ممکن است.

سه ساحت درونی انسان

غرایز، فطرت و دانش‌های بدیهی.
برای اینکه جایگاه فطرت روشن شود، باید این سه ساحت در وجود انسان را از هم جدا کنیم.

غرایز: همان تمایلات و کشش‌های طبیعی مشترک میان انسان و حیوانات و تغییرپذیر که بیان شد.

دانش‌های بدیهی عقل: یک‌سری تصورات و معلومات ابتدایی که خداوند در نفس انسان قرار داده است؛ مثل اینکه «کل بزرگ‌تر از جزء است» یا «هر پدیده‌ای پدیدآورنده‌ای دارد».

فطرت: حقیقتی دیگر در وجود انسان که نه غریزه است و نه صرفاً این دانش‌های عقلی بدیهی. با آن انسان به خوبی و عدل و توحید و قبح ظلم گرایش دارد.

اگر این سه ساحت با هم خلط شوند نتایج خطرناکی در معرفت‌شناسی و الهیات به وجود می‌آید. مثلاً اگر همه چیز را غریزه بدانیم، یا فطرت را با غریزه یکی بگیریم تمام دستگاه «معرفت‌الله» و توحید و اثبات نبوت دگرگون می‌شود. برخی از فیلسوفان غربی به ویژه دکارت، وارد این بحث‌ها شده‌اند.

نقد فلسفه؛ دکارت

دکارت انسان را مرکب از دو چیز می‌دانست: «ذهن» {که در واقع همان روح است} و «جسم» {مغز، اندام‌ها، سلول‌ها و ماده}. او می‌گفت در این ذهن یا روح، اموری ثابت و ذاتی وجود دارد؛ تصورات و معلوماتی که از پیش در انسان نهاده شده و صفحه ما کاملاً سفید نیست.

برخی گمان کرده‌اند این حرف دکارت همان حرف ما درباره فطرت است. در حالی که او میان غریزه، فطرت و دانش‌های بدیهی عقل تفکیک نکرده و همه را یک‌جا دیده است. در مقابل دکارت، فیلسوفانی مانند کانت و اسپینوزا اساساً روح را انکار کرده یا انسان را به جسم فروکاسته‌اند و همه فعالیت‌ها را به ماده برگردانده‌اند.

دیدگاه اسلام

اسلام نه راه انکار روح را می‌پذیرد و نه خلط این ساحت‌ها را. بلکه از سه حوزه متفاوت سخن می‌گوید که هرکدام احکام خود را دارد.

چرا ثبوت برخی امور درونی ضروری است؟ زیرا اگر در وجود انسان هیچ امر ثابتی نباشد و همه چیز سیال و مشکوک باشد، هرگز یقین حاصل نمی‌شود.

اگر انسان هیچ دانش بدیهی مطمئنی نداشته باشد و هیچ فطرت ثابتی در کار نباشد نتیجه این است که اثبات پیامبر و اعتماد به وحی ممکن نیست و در نهایت هیچ دینی قابل اثبات نخواهد بود. ام دانش‌های بدیهی عقل، مانند «کل از جزء بزرگ‌تر است» یا «هر حادثی نیازمند مُحْدِث است» قابل تغییر نیستند؛ این‌ها پایه استدلال‌های عقلی‌اند.

فطرت نیز یک امر ثابت است اما از سنخ گرایش و شهادت درونی است نه صرف گزاره عقلی. انسان به صورت درونی از ظلم متنفر است و به عدل تمایل دارد. هر چند ممکن است با تبلیغات و عادت، بر خلاف آن عمل کند. غرایز در مقابل، قابل تغییراند؛ لذا اگر قرار باشد بنای یقین بر چیزی گذاشته شود، باید بر آنچه ثبوت دارد و از نسخ و حذف دور است مبتنی شود نه بر غرایز.

ویژگی‌های فطرت

از مجموع روایات و تحلیل‌ها استفاده می‌شود که فطرت دارای این ویژگی‌ها است: ثابت است و ز بین نمی‌رود؛ می‌توان روی آن حجاب کشید می‌توان آن را نادیده گرفت اما نمی‌توان آن را از ریشه کند. به عبارت دیگر جهانی و فراگیر است. همه انسان‌ها با فطرت آفریده شده‌اند؛ «کل مولود یولد علی الفطرة».

موضوع آن حقایقی مانند توحید، حبّ خیر، نفرت از ظلم و گرایش به کمال است. این‌ها چیزی بیش از یک میل غریزی حیوانی‌اند. قابل رشد و شکوفایی و نیز قابل حجاب و تعطیلی هستند. یعنی می‌تواند شکوفا شود یا زیر لایه‌های غفلت و گناه پنهان گردد اما اصل آن خاموش‌شدنی نیست.

حتی فردی مانند شمر، با همه جنایت‌هایش نمی‌تواند اصل فطرت را در وجود خود نابود کند. او بر آن حجاب می‌افکند اما آن ریشه الهی از بین نمی‌رود؛ هر چند در آخرت به تناسب اعمال، آن نور فطرت از او بازپس گرفته می‌شود. نقش فطرت و عقل در اثبات نبوت پیامبری که ادعای رسالت می‌کند دو چیز در پذیرش او دخیل است:

فطرت که در عمق وجود انسان، نوعی آشنایی پیشینی با حق و پیامبران الهی دارد؛ یعنی وقتی انسان با پیام صدق روبه‌رو می‌شود یک جذب درونی و آرامش خاص احساس می‌کند.

عقل که از پیامبر دلیل می‌خواهد؛ معجزه می‌بیند و می‌سنجد که این کار از بشر عادی ساخته نیست. پس نتیجه می‌گیرد که مدعی، فرستاده خداست. اگر بگوییم فطرت و دانش‌های بدیهی عقل هر دو مشکوک و متغیراند دیگر هیچ راه مطمئنی برای اثبات نبوت و دین باقی نمی‌ماند.

در حالی که شریعت، ما را به یقین و اطمینان فرا می‌خواند.

نقد دیدگاه یکی بودن فطرت و عقل

برخی از دانشمندان شیعه گفته‌اند فطرت همان عقل است یا دست‌کم همان عقل سریعی است که بدون استدلال و مقدمات، حکم می‌کند. بر این اساس مثلاً اینکه «هر پدیده‌ای پدیدآورنده‌ای دارد» را فطری دانسته‌اند. اما این برداشت چند مشکل دارد:

روایات در مواردی فطرت را نام می‌برند و در مواردی دیگر عقل را و سیاقشان متفاوت است. این نشان می‌دهد دو ساحت از یکدیگر متمایزاند. اگر فطرت را به عقل فروبکاهیم، مسائل توحیدی و معرفت‌الله به نحوی دیگر صورت‌بندی می‌شود و بسیاری از مبانی روایی، معنا عوض می‌کنند.

تفاوت عقل و فطرت

عقل کارش «اندیشیدن و نتیجه‌گیری» است. فطرت، گرایش درونی و شهادت قلبی است. این دو کارکرد یکی نیستند. بنابراین باید میان «دانش‌های بدیهی عقل»، «غرایز» و «فطرت» تفکیک قائل شد تا هم دستگاه معرفتی آسیب نبیند و هم خوانش توحیدی و روایی ما دچار قلب نشود. ضرورت طرح این مباحث در فضای عمومی در گذشته، برخی مباحث عمیق مانند ولایت فقیه، وحدت وجود، یا بحث‌های دقیق فطرت و عقل، در دایره محدود حوزه و مجامع خاص بحث می‌شد.

امروز با گسترش رسانه‌ها و فضای مجازی، این مباحث به سطح جامعه کشیده شده. گاهی کسی بر منبر در حرم امام رضا علیه‌السلام می‌نشیند و نظریه‌هایی مانند وحدت وجود را برای عموم اثبات می‌کند. یا در تلویزیون و شبکه‌ها، مباحث تخصصی ولایت فقیه و مانند آن به نحوی طرح می‌شود که برای ذهن عمومی ایجاد ابهام و شبهه می‌کند. وقتی این‌گونه موضوعات از محدوده خاص خارج شده و به فضای عمومی آمده، دیگر نمی‌توان پاسخ‌ها را در اتاق‌های بسته نگاه داشت؛ باید با زبان قابل‌فهم اما دقیق، این مباحث را تبیین و نقد و تحلیل کرد تا دین مردم آسیب نبیند.

منابع حدیثی و روش کاردر این بحث، تکیه اصلی بر روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام است؛ به‌ویژه اصول کافی به‌عنوان یک جامع حدیثی مهم وکتاب توحید صدوق و سایر کتب معتبر حدیثی و سپس در صورت لزوم مراجعه به منابع دیگر در همان سطح استحکام.

با کنار هم گذاشتن روایات، روشن می‌شود که ائمه علیهم‌السلام فطرت را چگونه معنا کرده‌اند و مصادیق غرایز را چه دانسته‌اند و چگونه این دو حوزه را از هم جدا کرده‌اند.

نتیجه این مطالعه، به‌روشنی نشان می‌دهد که «غرایز چیزی است و فطرت چیز دیگر» و این دو قابلیت انفکاک مفهومی دارند؛ یعنی از نظر تصور می‌توان انسان را با غریزه و بدون فطرت فرض کرد یا با فطرت و بدون غرایز فراوان؛ هرچند در خارج چنین ترکیبی محقق نشده است.

جمع‌بندی پایانی

آنچه تا اینجا گفته شد برای این بود که پایه‌های یقینی معرفت و دینداری معلوم شود. انسان صفحه سفید محض نیست؛ سه امر ثابت در آغاز در او هست:دانش‌های بدیهی عقل و فطرت الهی و غرایز طبیعی {هرچند این سومی قابل تغییر است}.

برای رسیدن به یقین، باید بر امور ثابتی مانند فطرت و بدیهیات عقل تکیه کرد نه بر غرایز متغیر. اگر این تفکیک‌ها رعایت نشود، هم توحید، هم نبوت، و هم بسیاری از مباحث اخلاقی و تربیتی دچار تحریف مفهومی می‌شوند. ان‌شاءالله در جلسات بعد با مثال‌های بیشتر و مراجعه مشخص‌تر به روایات، ابعاد دقیق‌تری از فطرت، نسبت آن با معرفت‌الله و آثار تربیتی آن باز خواهد شد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
حدیث منزلت

ثبت‌نام مدرسه علمیه مکتب وحی نبوی

از طلاب، علما و دانش پژوهان مستعد و جویای معارف اهل بیت علیهم‌السلام در سه موضوع خارج اصول، رجال و مبانی علوم قرآنی با تدریس استاد عالیقدر آیت الله جعفر فاضل (مدظله) به صورت مجازی ثبت‌نام می‌شود.

مواد درسی:
خارج اصول (تنقیح الاصول عن اللغو و الفضول)
علم رجال و درایة الحدیث
مبانی علوم قرآنی

تذکر:
لازم به ذکر است که این دورۀ مجازی شرط سنی یا تحصیلی ندارد و ثبت‌نام برای همه طالبان معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام آزاد است.

نحوه برگزاری دوره مجازی:
یک صوت از هر کلاس برای طلاب محترم ارسال می‌شود و عزیزان ملزم به ارائۀ متن تقریر آن درس هستند.
صوت دوم و بعدی هر کلاس پس از ارسال تقریر جلسه قبل برای پشتیبان کلاس، از سوی مؤسسه برای طلبه ارسال خواهد شد.

لطفا جهت ثبت‌نام از ساعت 9:00 الی 17:00 با مسئول ثبت‌نام توسط دکمه زیر در ارتباط باشید