دوازدهمین جلسه از جلسات شرح زیارت عاشورا
همه علمای شیعه چون روایاتش واضح است، به اتفاق میگویند پنجتن مقامشان از ائمه بالاتر است. در عین حالی که همه متفقاند که در علم و فضل همه اهل بیت یکساناند، اما در میان پنجتن، رسول الله منصبش بالاست. شخصِ رسول الله نورِ شاهی است که دارد؛ امیرالمؤمنین نورِ طلاست. شما در روز با خورشید راه پیدا میکنید، خورشید رفت، شب بهوسیله ماه میآیید، سرگردان نمیشوید؛ یعنی هیچوقت زمین از حجت خالی نیست.
ظهورِ امام زمان، ظهورِ پیامبر، ظهورِ قرآن، ظهورِ تمام انبیاءِ الهی است؛ این یعنی همان معرفت به امام زمان علیهالسلام.
آنچه در این مقاله میخوانید:
- توسل به اهلبیت
- اتحاد در اصلِ علم و تفاوت در انتشار فضایل
- خورشیدِ رسالت و ماهِ ولایت
- تداوم حجت بر زمین: همه ائمه مظاهرِ نورِ نبوی
- ظهور امام زمان: طلوعِ توحید و علمِ حقیقی
- معنای واقعی «انتظار» و معرفت امام
- سلمان فارسی؛ الگویِ بصیرت و رشدِ تحت ولایت
- وجهالله؛ معنای توحید در سایه معرفتِ امام
- زندگیِ تنظیمشده با امام؛ شرطِ رستگاری
- ذکرِ مصیبت (روضه)
توسل به اهلبیت
دریاهایی که در وجود پیامبر هست از علم و معرفت، همه از طریق فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) رسیده؛ مضاف بر دریاهای عظیمی که از سوی رسول الله به امیرالمؤمنین (علیه السلام) و از آنجا هم به ائمه (علیهم السلام) رسید. لذا میبینیم آنچه رسول الله به امام مجتبی (علیه السلام) به عنوان هدیه دادند، «هیبت» بود و آنچه رسول الله به امام حسین (علیه السلام) به عنوان هدیه عطا کردند، «جود و سخا» بود.
اتحاد در اصلِ علم و تفاوت در انتشار فضایل
الان به ما گفته شده آقا! اهل بیت در علم و فضل مساویاند؛ «اَحکَمُ الفَضلِ ذو عِلمِنا». یعنی همه اهل بیت همه علوم و همه فضیلتها را دارند، اما انتشار این فضائل متفاوت است. اینکه این فضائل را از چه کسی بگیرند، چه واسطههایی باشند، یا اینکه این فضائل بالاصاله باشد یا بالتبع؛ اینها فرق میکند. اما در عین حالی که در علم و فضل یکساناند، در این هیچ شک نکنید؛ تمام علمای شیعه غیر از این نگفتهاند. تا حالا من نشنیدم از مرحوم کلینی شروع کنید تا علمای رازی، همه علمای شیعه چون روایاتش واضح است، به اتفاق میگویند پنجتن مقامشان از ائمه بالاتر است. در عین حالی که همه متفقاند که در علم و فضل همه اهل بیت یکساناند، اما در میان پنجتن، رسول الله منصبش بالاست.
خورشیدِ رسالت و ماهِ ولایت
در روایات ما، رسول الله و در آیات قرآن، رسول الله به «شخصِ خورشید» تعبیر شده است. یک وقت هست که رسول الله را میخواهید با امت بسنجید، امیرالمؤمنین را میخواهید با امت بسنجید، همه شخصِ رسول الله را با امیرالمؤمنین میخواهید بسنجید، سخن این است: رسول الله میشود «شمس» و خورشید، امیرالمؤمنین میشود «ماه». لذا ما تعبیراتمان دو تعبیر دارد؛ به کل امامها تعبیر شمس شده. وقتی میخواهند امام را توضیح بدهند، یکی از توضیحات این است که امام خورشیدی است که چشمها به آن دوخته نمیشود؛ «کسی متوجه نمیشود»، «و تَنارُ الحِیّ، دستها به او نمیرسد». آن مقداری که از امام در وجودمان جاری بشود، به مقدارِ وسعتمان است؛ ظرفمان چقدر باشد، آن مقدار امام را میفهمیم.
تداوم حجت بر زمین: همه ائمه مظاهرِ نورِ نبوی
شخصِ رسول الله نورِ شاهی است که دارد؛ امیرالمؤمنین نورِ طلاست. شما در روز با خورشید راه پیدا میکنید، خورشید رفت، شب بهوسیله ماه میآیید، سرگردان نمیشوید؛ یعنی هیچوقت زمین از حجت خالی نیست. رسول الله شمس است و به کلِ زمان. اینجا شخص میشود رسول الله، ماه میشود امیرالمؤمنین. و هکذا تمام ائمه، از امام حسن، امام حسین، تا حجتِ مقدس امام زمان (عج). چه میکنند؟ او شمسِ وجودیِ رسول الله را برای همه آشکار میکند. رسول اکرم که همان نورِ اعظم است، در واقع همان خلقِ اول است؛ همه رسالتها ابتدا در پیامبر قرار گرفته است. هیبتِ رسول الله میرسد به امام حسن (علیه السلام)، جود و شجاعتِ رسول الله میرسد به امام حسین (علیه السلام).
ظهور امام زمان: طلوعِ توحید و علمِ حقیقی
ظهورِ امام زمان، ظهورِ پیامبر، ظهورِ امام زمان، ظهورِ قرآن، ظهورِ امام زمان، ظهورِ تمام انبیاءِ الهی است؛ لذا امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هیچ پیامبری نیست»؛ وقتی که امام زمان ظاهر میشود، هیچ پیامبری نیست که خیلی شاد نشود، زحمات ما به ثمر میرسه. ما میخواستیم توحید مشخص بشه و آشکار بشه، و توحید در حقیقتِ رسول الله است، محلِ معرفت الله آنجاست. «السلام علیکم یا و معرفه الله». اون کسی که داره این رو به ثمر میرسونه، کاملش میکنه در زمین، اون شخص «ولیُّ الله الاعظم» است. پس ما کُن شیء، ظهورِ امام زمان سرورِ همه انبیاست، سرورِ تمام است. ظهور حضرت، ظهورِ رسول الله، ظهورِ امیرالمؤمنین، ظهورِ حضرت زهراست.
معنای واقعی «انتظار» و معرفت امام
مردم حضرت ولیالله را به عنوان بقیةالله یا امةالله صدا میزنند، یعنی باقیماندهیِ پروردگار در زمین. تمامِ آنچه که پیامبران زحمت کشیدند، به هر حال تا یک حدی هم موفق بودند ولی با آنچه که باید بشود، نشد. امام زمان میان آن رو آشکارش میکنند. ظهورِ پیامبر؛ لذا امام صادق (ع) میفرمایند: «و اذا الله حضرت بقیةالله لا وجودِ پیامبر را شمسِ وجودِ پیامبر، ایشان آشکار میکنند». حکومتِ حضرت بقیةالله، ظهورِ شمسِ وجودیِ حضرت رسولِ مقدس است. آنچه که ما بلدیم اینه که امام زمان وقتی ظهور میکنند که مردم مؤمن رو بخواهند، مردم در این حد برسند که امام رو بخواهند. و خواستنِ امام به این معناست که از غیرِ او مأیوس است.
سلمان فارسی؛ الگویِ بصیرت و رشدِ تحت ولایت
سلمان چه کرده که اینقدر نزدِ شما عزیزه؟ آدم یکی علم و عالم رو دوست داشت، دنبالِ معاونم عادل؛ یِ دو به فقرا و مساکین رسید؛ در کسانی که به فقرا و مساکینِ شیعه میرسند خداوندِ حجابهایِ عجیب رو برمیداره از سویِ حسین بن علی، بعد امام میگن که حجابها دیگه امام برش میریزن به قلبش، صدا سه عیسی هوا امیرالمؤمنین، خواستههایِ قلبیِ امیرالمؤمنین رو بر خواستههایِ قلبیِ خودش مقلته و اینجوری شد؛ چون سلمان ای عظمتِ ما در واقع این سلمان دهدرجهای عزیزتر در دهدرجه تمامه. چیزی که من و شما در پی داشتیم معرفتِ امامی است؛ کتابهایی که در خصوصِ حضرت بقیةالله هست، کتابهایِ خوب، علمایِ خوبِ شناختهشده بیان، بخونید.
وجهالله؛ معنای توحید در سایه معرفتِ امام
بعد آقای ندبه شما خطاب به ساحتِ مقدسِ نازنینِ حضرت بقیةالله این رو میبینید، طلبی وجه الله رو میفهمد. این هم بش درسته بعد عبارت توضیح داده شد که وجه الله یعنی اون حقیقتی که کسی میخواهد خدا رو بشناسد باید او رو بشناسه. الان شما یِ کسی بشه به صورتش نگاه میکنید میبینید که آقا محسن با بدن که میشناسه، سید ما نمیشه شناخت، ولی صورت کاملاً میشناسه؛ لذا به این قسمتِ بدن یعنی داری هست توجه کنی به صورتش، داری میامام اول ما وجه اللهیم. اگر از این درجات افتاد میره تو ولی وقتی واردِ توحید شد، توی انسان نیز ایمانِ یکانِ سمن لا اله الا الله.
زندگیِ تنظیمشده با امام؛ شرطِ رستگاری
باید حیات و مماتِ ما با امام زمان تنظیم بشه، زندگیِ ما، حتی چینشِ زندگیِ ما، زندگیِ ما، حتی تفریحِ ما، عزایِ ما، همه باید با امام زمان تنظیم بشه، شاهیِ ممِ ما میزانِ منت بودنِ حسن هست. بذار یک کاغذی بذاریم جلو و بگی آقا جریان چیه؟ مثلاً این کار رو میکنم، درسته؟ موردِ رضایتِ حضرت هست یا نیست؟ یکی اون، یکی بعد مینه، خیلی از کارهایِ ما… رضایتِ تو همون رضایتِ امامِ زمان از ما راضی میشن. الان شما زندگیتون، سبکِ زندگیتون، رفتارتون، عقاید طوری باشه امام زمان از من راضی باشه، برای من ظهوره. با ظهور و عددِ ظهور ما منکر نیستیم.
ذکرِ مصیبت (روضه)
اینها تموم میگم اصلاً بحثِ جنگ نیست، مشخصه چون تعداد زیاد، این تعداد کمن، سرنوشتِ جنگ از الان مشخصه، اصلاً بحثِ خباثته، بحثِ رضات، بحثِ سوزاندنِ قلبِ امام، بحثِ اذیت و آزار یا وقتی تیر زد به حضرت علیاصغر که جانهایِ ما فداییِ از دستن، امام موسی؛ خب اگر بتونید تیر بزنه به حضرت علیاصغر، میتونی به امام حسین هم بزنی، ولی دیدی پیغام نزن از اذیت باشد؛ یکی نرسد یادگارِ مجتبی جواد، زیبا عبدالله بن دیگه، تیرهایی که رها کرد یکی حضرت ابوالفضل، تیری که رها کرد یکی حضرت ماهِ اباعبدالله… تمام شد، خدا دیگه هیچ کاری نمیکنه، الله کم رفتار شد با عزیز الله که رفت، خدا نه خدا سرریز میکنه، ولی بهموقع.









