سیزدهمین جلسه از جلسات شرح زیارت عاشورا
السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک یابن رسولالله. السلام علیک یابن امیرالمؤمنین و یابن سیدِالوصیین. محضرِ ارباب عرض میکنیم شما فرزندِ رسولالله هستید؛ یعنی شما از رسولالله ارث میبرید. شما فرزندِ امیرالمؤمنین هستید؛ یعنی از امیرالمؤمنین مسائلی را ارث میبرید. شما فرزند فاطمه زهرا هستید {سیده العالمین} هستید؛ یعنی اموری را هم از حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) یه ارث میبرید. امام حسین علیهالسلام اسمائی را از امیرالمؤمنین علیهالسلام، آن دریای رحمت و اسمائی رو از وجود مقدس حضرت زهرا سلاماللهعلیها که وصل میشوند به آن دریای بیکران نبوی، به ارث بردهاند. «فاطمةُ بضعةٌ منی»، این وراثت است؛ وراثتِ علم است، وراثتِ فضایل است.
آنچه در این مقاله میخوانید:
- مفهوم «مولی» و «عبد» در مکتب اهلبیت
- وصایت؛ فراتر از جانشینی اداری
- چالشِ «استنباط» در قانونِ اسلام
- امام؛ مالکِ حقیقیِ هستی
- وصی، حاملِ وحیِ قلبی
- در ستایشِ فاطمه بنت اسد
- روضه
مفهوم «مولی» و «عبد» در مکتب اهلبیت
بعضیها به ما گفتند: «چرا میگویید ارباب؟» ما در ۳۵ جلسه صحبت کردیم؛ بخشی در مسجد کوفه و سهله و بخشی هم اینجا بیان شد و اثبات کردیم که «مولی» در عبارت معروف نبوی: «من کنت مولی فهذت علی مولی» به معنای «ارباب» است. و آنچه دیگران در معنای عبارت «مولی» بیان میکنند نتایج آن است نه معنای آن. ما در آن جلسات به صراحت صحبت کردیم که مولی به معنای «اولی» است؛ «النبیُّ اولی بالمؤمنین من انفسهم». مولی در مقابلِ «عبد» است و معنای دیگری ندارد؛ یعنی کسی که مالکِ ابدی بود، ارباب بود، به او میگفتند مولی.
اینکه میگویند «مولی» سیزده یا بیستوهفت معنا دارد نادرست است؛ و آن عبارت «ولی» است که این تعداد معنا دارد؛ و مولی تنها یک معنا دارد و آن هم ارباب است. رسولالله فرمودند: «آیا من مولی شما هستم؟» گفتند: «چنین است»؛ سپس فرمودند: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»؛ یعنی هر کس من مولای اویم این علی مولای اوست؛ یعنی عبد امیرالمومنین در طاعت نه عبودیت.
به روایاتِ اصول کافی مراجعه کنید. در محضر امام رضا (علیهالسلام) گفتند: «آقا! شنیدیم شما گفتید مردم همه عبدِ ما هستند.» حضرت فرمود: «ما نگفتیم؛ پدرانِ ما هم چنین نگفتند و از پدرانمان هم چنین چیزی به ما نرسیده. ما گفتیم همه عبدِ خدایند و باید او را پرستش کنند.» ما گفتیم «الناسُ عبیدٌ لنا فی الطاعة» نه در پرستش.
متاسفانه الان بعضیها روی منبرِ پیامبر به صراحت میگویند که شما باید ائمه را پرستش کنید!
پرستش مالِ الله است. امام رضا هم فرمودند ما گفتیم «الناسُ عبیدٌ لنا فی الطاعة»، نه در پرستش.
وصایت؛ فراتر از جانشینی اداری
ببینید عزیزان، در زیارت عاشورا و زیارتهای دیگر و کتابهای کلامیِ ما، فراوان آمده است که وقتی ما به محضر اهلبیت (علیهمالسلام) سلام میدهیم و خطاب میکنیم: «السلام علیک یابن رسولالله، السلام علیک یابن امیرالمؤمنین»، وقتی میگوییم شما فرزند پیامبر و امیرالمومنین و زهرای اطهر هستید یعنی فرزند ایشان هستید و از آن بزرگواران ارث میبرید.
با اینگونه سلام دادن و اینکه اعتراف میکنیم شما فرزند پیامبر و امیرالمومنین و… هستید اذعان میکنیم که شما از ایشان ارث میبرید و وارث ایشان هستیدو در زیارت عاشورا هم شهادت میدهیم که امام حسین علیهالسلام وصیِ پیامبراند، وصیِ امیرالمؤمنیناند، وصیِ حضرت زهرا السلاماللهعلیها هستند. این مهمترین جریانی است که به نظر من شیعه باید بداند. وصایت در دینِ ما به معنایِ وراثت است. وقتی میگوییم یک شخصی قرار است جانشینِ پیامبر شود، یعنی کسی که وارثِ علومِ پیامبر شود.
متأسفانه بعضی وصایت را به معنایِ «مدیریتِ اجرایی» گرفتند و کتاب هم نوشتند و گفتند: کسی باید جایِ پیامبر بنشیند و دستوراتِ دین را جاری کند؛ و ادعا هم کردند که ما میتوانیم! که هر دو دروغ است.
حتی اگر جبرئیل هم لباس بشری به تن کند یا هر یک ا انبیای الهی پیش از پیامبر اسلام بیاید در زمان رسول خدا و احکام دین اسلام را بداند و اجرا هم کند، باز هم وصی پیامبر اسلام نخواهد بود. وصی پیامبر فردی است که وارث علوم پیامبر باشد چه حکومت داشته باشد چه نداشته باشد. عزیزان! بدانید هر کس دین را با حکومت توضیح میدهد بی سواد است یا قصد سوء دارد. دین هرگز نیاز به حکومت ندارد اگر چه حکومت باید به امام برسد.
وقتی میگوییم امیرالمؤمنین علیهالسلام وصیِ پیامبر است، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام اوصیای پیامبراند، به این معنا نیست که صرفاً جایِ پیامبر نشستند تا کارها را راه بیندازند؛ این مثالها که میزنند غلط است که میگویند: «آقا رئیسِ اداره است، حالا رفته، باید یکی جایش کارها را راه بیندازد.» این غلط است؛ این میزانِ زمینی است.
چالشِ «استنباط» در قانونِ اسلام
جانشینی امام، مسئلهی اجرا نیست. اجرا در مرحلهی بعدی است. جانشین پیامبر، وارث علوم ایشان است؛ شخصی که عین نفس پیامبر است یا نزدیکترین مخلوقات به پیامبر باشد. در این موضوع الی ماشالله دروغ و اباطیل گفته شده که آقا ما دستورات دین را میدانیم و میتوانیم اجرا کنیم پس ما میشویم جانشین پیامبر…!
شما احکامِ دقیقِ اسلام را نمیدانید چیست؛ میخواهید قانونِ اسلام را اجرا کنید؟ کدام قانونِ اسلام؟ من پنجاه سال است موفق نشدم بسیاری از مسائلِ اسلام را بهطورِ قطعی متوجه شوم؛ چون بسیاری از مسائل، استنباطِ علماست. هر مجتهد یک نظر میدهد، همه هم بزرگ هستند، ولی هیچکدام نمیگویند «این حکمِ الله است» بلکه میگویند «این استنباطِ من از آیه است».
از همین رو فتاوای آقایون عوض میشود. همهی علمای ما در اولِ رسالهشان نوشتهاند که اینها محصولِ تلاش و فهمِ ماست. چون قانونِ اسلام در زمان غیبت مشخص نیست بعضی فتوا دادهاند که در زمانِ غیبت، حدود جاری نمیشود. چون اجرای حد باید توسط کسی باشد که هیچ حدی برگردنش نباشد.
امام؛ مالکِ حقیقیِ هستی
در حوزهها درس میدهند که ما جانشینِ پیامبر و امام هستیم، چون امام شئونِ مختلفی دارد. یکی از شئونِ امام این است که مالکِ دریاها، صحراها، کویرها، کوهها و بیابانهاست. یکی از اوهام این است که میگویند: «حالا که من جایِ امام نشستم، پس من مالکِ تمامِ کوهها و درهها هستم!» اینها به کجا میرسند؟
وصایت در اسلام به معنایِ وراثت است. من معتقدم امیرالمؤمنین علیهالسلام وصیِ بلافصلِ پیامبر است و تمامِ فضایل، تمامِ آن منابع و علوم و دریاهایی که ذکر شد، به حضرت حجت (عج) رسیده است. کسی که احاطه دارد بر همه علوم و نظامِ دستِ اوست، او قدرتِ اجرا هم دارد و البته این اجرا نتیجه آن وراثت است.
وصی، حاملِ وحیِ قلبی
وصیِ پیامبر کسی است که عاملیتِ پیامبر را دارد؛ یعنی وحیِ مستقیم دریافت نمیکند، ولی قابلیتِ دریافتِ وحی دارد. وحی به پیامبر مستقیم میرسد و از قلبِ پیامبر به قلبِ او میرسد؛ همان را اگر به من و شما القا کنند، ما نابود میشویم. جبرئیل هم اگر به خودِ رسولالله القا میکرد، سنگین بود؛ جِبرئیل هم هیچوقت طاقتِ وحیِ پیامبر را نداشت و تنها حامل وحی بود. وصیِ پیامبر کسی است که آن قابلیتها، آن استعداد و آن ویژگیها را دارد.
حتی عامه و مخالفان هم فهمیدند که جانشینی پیامبر بدون وراثت علم و فضائل ممکن نیست و از همین رو برای خلفای خود شروع کردند به جعل حدیث و منقبت تراشی و…!
وراثت و وصایت و جانشینی ائمه علیهمالسلام با مقام اجرا و حکومت متفاوت است. از همین رو میبینیم که بعد از کربلا هیچ یک از ائمه حکومت نداشتند ولی وراثت و وصایت و امامت و… بوده است. مثل امام مثل کعبه است که همه مردم وظیفه دارند به دنبال امام باشند و با استقبال مردم هم امام میتواند حکومت را بپذیرد یا نپذیرد.
روایتی از سلمان
روایتی است از سلمان که در محضر پیامبر بود. او از پیامبر پرسید: ای رسول خدا! همه ما میدانیم که تمام رسولان جانشین داشتند، جانشین شما کیست؟
پیامبر: سلمان! جانشین موسی که بود؟
سلمان: یوشع بن نون
پیامبر: احسنت! چرا خداوند یوشع را جانشین موسی قرار داد؟
سلمان: زیرا یوشع اعلم الناس و نزدیکترین فرد در فضائل به موسی بود.
همین مطلب را در خطابه غدیر داریم که پیامبر فرمودند: همه علوم در قلب من است و من همه آنها را نزد علی بن ابیطالب میگذارم و او وصی و وارث من و اداکننده دیون من و جانشین من و بهترین اوصیا است.
پیامبر: انا سید الانبیاء و علی سید الاوصیاء.
نکته: اگر رجعت شود و همه انبیا و اوصیا برگردند و در زمان پیامبر اسلام حاضر شوند هیچ کدام نمیتوانند جانشین پیامبر اسلام باشند جز امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام. همچنان که درباره زمان ظهور امام عصر و حضور حضرت عیسی در کنار ایشان نقل شده است که آن پیامبر خدا پشت سر حجت بن الحسن ع نماز میخواند و به امام عصر اقتدا میکند؛ چرا که حجت بن الحسن ع وصی پیامبر است یعنی هر آنچه در پیامبر اسلام بوده، امام عصر به ارث برده اند و چون پیامبر اسلام افضل از همه انبسا هستند وصی ایشان حضرت حجت ع نیز افضل از همه انبیا هستند.
در ستایشِ فاطمه بنت اسد
میخواهم ذکرِ خیری بشود از فاطمه بنت اسد (سلاماللهعلیها). از آرزوهایِ من بوده که درباره ایشان چیزی بنویسم. فاطمه بنت اسد (سلاماللهعلیها) مادرِ امیرالمؤمنین است. فرزندِ اسد، اسد فرزندِ هاشم، هاشم فرزندِ عبدالمطلب. پدرِ امیرالمؤمنین هاشمی است، مادرِ امیرالمؤمنین هم هاشمی است.
درباره ایشان فقط یک کلمه میگویم: برای رسولالله مادری کرد. رسول اکرم (ص) وقتی شنیدند فاطمه از دنیا رفته، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را صدا کردند. رسولالله با آن عظمت، گریستند. وقتی به قبر رفتند، رسولالله خودش آن قبر را مرتب کرد، سنگی را جابهجا کرد تا بدنِ فاطمه اذیت نشود. فرمود: «ای زمین، مدارا کن با او». وقتی کسی پرسید چرا اینقدر تجلیل میکنید؟ رسولالله فرمود: «او برای من مادری کرد؛ در زمانی که مردم در گرسنگی بودند، غذا در خانه ابوطالب کم بود، او اول فرزندِ خود را گرسنه میگذاشت و برای من میآورد».
این بانو، مادرِ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است؛ کسی که برای خودِ حضرت خدیجه و برای رسولالله مادری کرده است. انشاءالله که ما بتوانیم یادِ ایشان را زنده کنیم.
روضه
همه انبیا و اوصیا و اولیا اگر در زمانِ رسولالله بودند، با وجودِ امیرالمؤمنین، نوبت به آنها نمیرسید. همه انبیا و اولیا یک هدف دارند؛ یک نفر را میخواهند که خلیفه باشد. و آن کسی میتواند جانشینِ پیامبر باشد که وارث فضایل، علوم و حقایقِ او باشد.
امام سجاد (علیهالسلام) در روایات آمده که چگونه بر بدنِ اباعبدالله (علیهالسلام) نماز خواندند، چون امام باید بر امام نماز بخواند. اینها همه نشاندهنده عظمتِ مقامِ امامت و وصایت است. انشاءالله که خداوند معرفتِ امام زمان (عج) را در قلبهای ما قرار دهد و ما را از شیعیانِ واقعیِ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) قرار دهد.
السلام علیک یا اباعبدالله…









